جامعه نو

ما و آستانه تحملی که کمتر می شود!
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ دی ۱۳۸٩
 
تغییر جایگاه برخی مسائل در جدول جرم حاوی پیام هایی است که اگر مورد مطالعه قرار گیرد، اگر همه نهادهای متولی امر پای کار بیایند، می شود برایش چاره اندیشی کرد.هیچ مسئله ای نیست که «بی چاره» بماند، بیچاره فرد و جامعه ای است که برای یافتن راه «چاره» برنخیزد، تامل نکند، برنامه ریزی را از نظر دور داشته باشد و انجام وظیفه را به فراموشی بسپارد. این مقدمه تلخ را با تلخکامی قلمی کردم تا بگویم، ضرب و جرح و درگیری، سکوی اول جدول جرایم را از مواد مخدر گرفته است و این بسیار هشدار دهنده است اگر هوشیار شویم!

نه این که جرم مواد مخدر، پذیرفتنی باشد و صدرنشینی آن در جدول جرایم چیز خوبی باشد، نه!اما این که جرم دعوا، جایش را می گیرد خطرناک تر است. چون از فراوانی جرایم مرتبط با مواد مخدر معلوم نیست کاسته شده باشد.

اما روشن و معلوم است که بر آمار جرایم ضرب و جرح و درگیری افزوده شده است و این نشانگر پایین آمدن آستانه تحمل جامعه است، یک ناهنجاری بزرگ که بسترساز رفتار پرخطر می شود.

رفتار پرخطر، هم پرو پیمان شدن کاسه خطر را در پی دارد که لب های بسیاری را بر خویش خواهد نشاند تا لب ها رنگ خون بگیرند! اگر این رفتارها را به آرامش نرسانیم باید خود را آماده پرداخت هزینه های تلخ و مردافکن آن کنیم. چه پایین آمدن آستانه تحمل یعنی، یک بوق، یک ترمز، یک اعتراض، دست به یقه شدن، دست ها را مشت کردن بر سر و روی هم زدن و باز به دنبال تیغ و دشنه و چوب و زنجیر گشتن و بر هم زدن و... مرگ و عزاداری یک قبیله و باز قصاص و سوگ نشینی یک طایفه دیگر و... نگویید این سیاه نگری است. چه آن قدر پرده سیاه بر در و دیوار و پیراهن سیاه بر تن این و آن دیده ام که آغاز ماجرایش یک بوق، یک نگاه، یک لبخند، یک شوخی و... بوده است که مرا به جایی رسانده است که اول ماجرا، آخرش را ببینم و به یاد آورم، شاید کسانی بخوانند و همین اول، واقعه را قبل از وقوع علاج کنند.

چه هنر این است که برای علاج واقعه از وقوع چاره کرد والا نوش دارو بعد از مرگ، هیچ سهرابی را زنده نکرده است حتی اگر به دستان رستم باشد.پس همین امروز، برای ارتقای آستانه تحمل تلاش کنیم و تنها منتظر نشویم که پلیس و نهاد قضا، یعنی آخرین حلقه زنجیره اجتماعی، همه کارها را به عهده گیرند و سلامت جامعه را حفظ کنند چه فلسفه حضور این دو نهاد زمانی است که عملا جرمی اتفاق افتاده باشد حال آن که باید نهادهای تعلیم و تربیت در شئون مختلف از آموزش و پرورش، دانشگاه، حوزه، مدرسه، مسجد،رسانه و... چنان چاره کار کنند که کار به بیچارگی نکشد. حیف است جامعه ای که داروی شفابخش الهی همچون قرآن، نهج البلاغه، احادیث و ادعیه ائمه و پشتوانه مهربانی یک تاریخ بلند را دارد آرامش خود را آسیب دیده ببیند و با پایین آمدن آستانه تحمل، شاهد آسیب های هزار رنگ باشد...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1389/10/19 شماره انتشار 17743 /صفحه۶/جامعه