ازخاتمي نهراسيد
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


با مسئوليت سردبير 
سردبير محترم روزنامه وزين خراسان باسلام واحترام مطلبي باتيتر «خاتمي پس ازموسوي»، درستون «بامسئوليت سردبير» درج شده بود که صاحب اين قلم را برآن داشت تا نقدگونه‌اي بدان داشته باشد، هرچند روش اين قلم کمتر برپاسخ‌نويسي به آراء ديگران است وبه نظرات همه احترام مي‌گذارد اما دراين نوشته ترازويي شکل گرفته بود که فقط يک کفه داشت واين نمي‌تواند ابزاري براي نقد وسنجش باشد. به هرحال مي‌خواهد براي يک بارهم که شده، ترازويي بسازد که يک کفه داشته باشد تا درکنار نوشته آقاي سلطاني کامل شود...
درنوشته خاتمي پس ازموسوي به طرح ديدار خاتمي با موسوي پرداخته واحساس خطر کرده است که اساس يک رقابت سالم مورد خدشه قرارگيرد وي مي‌نويسد: اين اقدام رئيس جمهور بدعت تازه‌ايغ،ف است که نه تنها درادوار گذشته رياست‌جمهوري بي‌سابقه بوده بلکه درساير نقاط دنيا هم مسبوق به سابقه نيست، چرا که موضع‌گيري رئيس‌جمهور ونقض بيطرفي خود درحمايت ازيک نامزد احتمالي که جناح خاصي ازاو حمايت مي‌کنند سؤالات واما واگرهاي فراواني را به دنبال خواهد داشت وآن وقت تضميني وجود ندارد که زيرمجموعه دولت وبويژه وزير کشور واستانداران قادرباشند به عنوان جريان انتخابات، انتخاب آزاد وبي‌طرف را ساماندهي واجرانمايند. بويژه آنکه وزير کشور نيزيکي ازاعضاي با سابقه فعال وتندروي مجمع روحانيون مبارزاست واوکسي نيست جز «سيدعبدالواحد موسوي لاري...». اولا حساسيت آقاي نويسنده درامرصيانت ازآراء مردم را به ديده احترام مي‌نگرم. ثانيا خوشحالم که در دوره آقاي خاتمي باب انتقاد ازمجموعه دولت چنان بازاست که نه تنها نقد که حتي اهانت به آن هم هزينه‌اي دربرندارد واين از ثمرات مبارکي است که بايد قدردانست وساير قوا ونهادها را هم دعوت کرد ازنعمت نقد خود را محروم نسازند واجازه دهند مردم با صداي بلند با آنها سخن بگويند.
ثالثا توجه نگارنده وهمفکرانش را به درنظرداشتن انتخابات برگزارشده توسط دولت اصلاحات دعوت مي‌کنم ازجمله انتخاب شوراي اول با آن نتيجه شوراي شهردوم بااين نتيجه، مجلس ششم با آن نتيجه ومجلس هفتم با اين نتيجه که حاصل آن به جد باهم متفاوت وحتي متضاد است اما همه اين انتخابها به اضافه رياست‌جمهوري هشتم توسط مجموعه وزارت کشور برگزارشده است که مسئول کسي نيست جز«سيدعبدالواحد‌موسوي‌لاري»، وزير کشور سيدمحمد‌خاتمي که اگر مي‌شد از او آتوگرفت، تا حالا گرفته مي‌شد ازاين گذشته ما درانتخابات مجلس خبرگان فقهاي محترم شوراي نگهبان را داريم که هم نامزد وذي‌نفع هستند وهم ناظر که قاعدتا بايد بي‌طرف باشند اما کسي آنها را به طرفداري ازاين وآن متهم نمي‌کند، حتي اگر درانتخابات هفتم رياست‌جمهوري، ترتيب حروف الفبا را دراعلام اسامي نامزدها به هم‌زده باشند وحتي اگر فقيه گرانقدر عضو شوراي نگهبان، آيت‌ا...خزعلي براي تبليغ يک نامزد خاص دراينجا وآنجا ازجمله يزد، منبر برود. وزير کشورآن زمان هم جناب آقاي علي‌محمد بشارتي باآن گرايش شناخته شده باشد آقايان ديگر هم ...
اما نتيجه چشم همه را خيره کرد. مردم انتخاب خود را کردند، بدون توجه به اين وآن، حالا هم درانتخاب نهم بازمردم هستند که تصميم مي‌گيرند به چه کسي راي مي‌دهند حالاناظر ومجري هرکس مي‌خواهد باشد وبا هر سليقه‌اي. فرقي نمي‌کند، چنانکه درانتخابهاي ديگر ازجمله شوراي اسلامي شهر ومجلس ششم وهفتم نکرد. به نظر جناب نويسنده وهمفکرانش نبايد ازموسوي لاري وحتي خاتمي درهراس باشند، بلکه نگاهشان بايد به مردم باشد وهمه تلاش کنند وتلاش کنيم که با خلق حماسه‌اي ديگربازهم جهان را تعجب‌زده کنيم. بگذريم ازاينکه چه کسي راي مي‌آورد. نفس راي‌دادن آنقدر اهميت دارد که نفربرگزيده را هرکه باشد وازهرجناحي در رديف دوم اهميت قرارمي‌دهد. چنانکه رهبرفرزانه انقلاب پس ازدوم خرداد با حماسه خواندن آن، به يمن حضور 30ميليون نفردرپاي صندوق‌هاي راي به شکرگزاري خداوند قامت افراشتند. حالا هم ماجرا همان است ومردم نيز هم، پس بگذار تا فرداي انتخاب.