هر زندان رفته که جانی بالفطره نیست!
ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

زندان زشت است. نامش نازیباست و تصورش هولناک و تجربه اش آبروسوز. عنوان «زندانی» که روی آدمی می نشیند، به خودی خود او را از بسیاری حقوق اجتماعی اش محروم می کند. بدون این که قاضی عدلیه چنین حکمی نوشته باشد. یک حکم نانوشته در جامعه هست که با قوت جاری می شود و زندان رفته را در بر می گیرد. گناه با توبه باز می شود چون طرف توبه کننده خداوند است اما سابقه زندان پاک نمی شود چون طرف زندان رفته خلق است. این مسئله ای است که باید متولیان فرهنگ سازی و فعالان عرصه تولید فرهنگ اجتماعی نسبت به آن حساس باشند و برای اصلاح آن تلاش کنند، چه نفرت از زندان، نفرت از جرم، گاه به نفرت از کسی که به دلایل دیگر به زندان افتاده است هم تبدیل می شود. حال آن که باید نفرت از زندان و جرم و حتی خطا چنان قوی باشد که بتوان از آن در کنار دیگر اهرم های «بازدارنده از جرم» استفاده کرد و برای صلاح و اصلاح افراد و جامعه این حس را به خدمت گرفت اما نباید احساس نفرت چنان همه گیر شود تا هر کسی را که پایش به زندان باز شد نیز از زندگی فردی و اجتماعی ساقط کند و دافعه های اجتماعی نباید او را از جامعه براند و به سمت جماعت خلافکار هول بدهد. چند روز پیش که قاضی سید امیر مرتضوی، معاون دادستان عمومی و انقلاب مشهد در امور اجتماعی و پیش گیری از وقوع جرم به تحریریه روزنامه خراسان آمده بود تا پاسخ گوی پرسش های گروه جامعه خراسان رضوی باشد، می گفت باید از مردم خواست که نفرت از جرم را در خویش تقویت کنند اما نباید کار به آن جا برسد که افراد گرفتار که گاه از بد حادثه و بر اثر تصادف و یا گرفتاری مالی به زندان افتاده اند هم در شمار خلافکاران و گناهکاران قرار بگیرند. باید میان کسی که در تصادف رانندگی مرتکب جرح و قتل شده است با کسی که با چاقو و دشنه به جنگ مردم و جامعه آمده است فرق باشد. باید بین کسی که به دلایلی نتوانسته است چک خود را پاس کند با فردی که چک برای کلاهبرداری کشیده است تفاوت قائل شد. باید زمینه بازگشت آبرومندانه گروه اول را به جامعه فراهم کرد اما سختی نفرت اجتماعی را به گروه دوم نشان داد. این سخن درستی است باید دست کسانی که از بدحادثه به زندان می افتند را گرفت اما با کسانی که خود «بدحادثه» و «حادثه بد» خلق می کنند به سختی برخورد کرد تا دیگر سر بدکاری نداشته باشند. یعنی هم دستگاه قضا و پلیس با اینان باید درشت و سخت و شکننده و درهم کوبنده رفتار کند و هم جامعه آنان را نسبت به کردار بد تنبیه کند که بیدار و اصلاح شوند. اگر به راه آمدند با آن ها هم باید راه آمد اگر به صلح و صلاح مشتاق شدند باید از گرمای آغوش جامعه سهمی داشته باشند. این منطق اسلام، جامعه شناسی و منطق زندگی را پشت خویش دارد. خداوند توبه پذیر است. جامعه شناسان بر پذیرش بزهکار پشیمان و خواهان بازگشت صحه می گذارند. زندگی هم در پهنه خویش فراز و فرود زیاد دارد پس باید با نگاه انسانی به همه کس و همه چیز نگاه کرد. انسانیت را پاس داشت و بر درنده خویی سخت گرفت...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1389/11/10 شماره انتشار 17760 /صفحه۶/جامعه