مشهد و شکر نعمت وجود امام رضا(ع)
ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٥ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:
 

 

هر نعمتی را شکری باید به ازای هر جلوه ای از عشق، شکرانه ای باید به جا آورد اما شکر همه نعمت ها، تنها سجده و پیشانی بر زمین ساییدن نیست.بلکه در کنار این، شکر هر نعمت باید از جنس نعمت باشد و الا گاه راه به کفران نعمت خواهد برد. آنکه را مال افزون است شکرانه از جنس انفاق و «شکرانه بازوی توانا، بگرفتن دست ناتوان است»، سپاسگزاری از نعمت صدای خوب، تلاوت زیبا و «عصمت خوانی» برای اهل بیت عصمت(ع) است. هرکه را خطی خوش است به شکرانه باید آیه ای بنویسد که نشانه راه باشد برای مردم. آنکه را توان سخن گفتن و نوشتن است، شکرانه ای که براو فرض است، زبان به کام درنکشیدن و به سخن لب گشودن و قلم بر سردست و بر صفحه سفید به نگارش آوردن، پس هر نعمتی را شکری باید از جنس آن نعمت. حال شکرانه وجود با برکت امام رضا(علیه السلام) در این سرزمین چیست؟ قدردانی از نعمت ولایت حضرتش را چگونه باید به جای آورد؟ رفتن به حرم و زیارت تنها یک شکل قدردانی است و از مراتب معمول آن، به باور این قلم، شکرانه حقیقی وجود با برکت امام رضا(ع) درس آموختن از حضرتشان و چون ایشان رفتار کردن و زندگی کردن است.آن که می خواهد شکرانه وجود خورشید را به جا آورد، باید راه را درست ببیند، انتخاب کند و بپیماید. آن که در برابر نور چشم می بندد، حتی اگر لب به دعا بگشاید و دست به مناجات بلند کند، قدر نور را ندانسته است. حالا هم نور امام رضا(ع) را باید دید، باید در این نور، جان شست، باید راه را انتخاب کرد و باید رفت.هندسه زندگی را باید در مهندسی کلام ایشان جست و به عمل درآورد و در مرحله بعد باید به تولید پیام از روش و منش زندگی حضرت پرداخت. حیف است این همه پیام باشد و ما نشنیده باشیم. «زمزم معرفت» باشد و ما «لب تشنه عرفان» بمانیم. امام رضا(ع) باشد و ما زندگی مان رنگ و بوی مامونی داشته باشد. آیا کفران از این بالاتر که به نام بر صراط امام رضا(ع) باشیم و در عمل، از رفتار و گفتار ما جز کنش مامونی نزاید؟ بگذریم. اشارتی بود و برای یادآوری یک حق. اما این نکته را ما-مشهدی ها-در نظر داشته باشیم که شکرانه وجود امام، خویشاوند ایشان شدن است، یعنی مشهدی بداند، مشهد تنها محلی برای کسب درآمد نیست.

جایی برای تفریح نیست، جایی برای گردش نیست بلکه این خانه امام رضا(ع) است و آمدن و ماندن این جا یعنی همسایه آفتاب شدن یعنی به خویشاوندی نور رسیدن آن گونه که هر کس می آید، این شهر را می بیند این شهروندان را می بیند به یاد امام رضا(ع) بیفتد، حتی هر وقت یک مشهدی به شهر دیگر هم می رود، مردم در او نور امام رضا(ع) ببینند. این از ما که پایتخت نشین معنویت هستیم اما مسئولان نیز شکرانه ای سنگین  بر شانه دارند و حقی بزرگ بر عهده شان است که حق «پایتخت معنوی ایران» را ادا کنند. نمی شود به سخن مشهد را بزرگ داشت و از امام رضا(ع) گفت اما در عرصه عمل آن را در شمار شهرهای دیگر آورد، این جا شهر امام رضا(ع) است و متناسب با ظرفیت هایی که دارد، وظایفی که باید به عهده بگیرد باید در برنامه ریزی ها، اختصاص اعتبارات و... دیده شود.

این جا باید مرکز تولید فکر و فرهنگ باشد. باید از مشهد روشنایی، معرفت دینی و معارف رضوی به همه جا برسد و این می طلبد که امکانات این جا متمرکز و ظرفیت ها فعال و همه چیز برای بسط و نشر معارف فراهم شود. سوغات مشهد که صرفا نبات و زعفران و حتی مهر و تسبیح نیست، بلکه برنامه چگونه رضوی شدن است، چیزی که مثل هوا برای زندگی لازم است و در یک کلام بیشتر از دغدغه نان و آب، باید دغدغه تولید فرهنگ رضوی وجود داشته باشد. اعتبارات اختصاص یافته و آن چه از آن سخن می رود از جمله بودجه، ارتقای شاخص های فرهنگی، بودجه زیارت و تشکیل بنیاد ملی زیارت همه لازم است اما معلوم نیست کافی هم باشد. پس اگر می خواهیم شکرانه وجود امام رضا علیه السلام را به جا بیاوریم باید با همه توان برای ارتقا و توسعه پایتخت معنوی ایران تلاش کنیم.

 

 

خراسان رضوی - مورخ پنج‌شنبه 1389/11/14 شماره انتشار 17763/صفحه۷/فرهنگی هنری