شهر و روستا با انقلاب سربلند کرد
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩   کلمات کلیدی:

 

شهر به شهر که برویم، روستا به روستا که برویم، حتی جاده به جاده را که زیرپا بگذاریم، با مردم که هم کلام شویم. در و دیوار را که نگاه کنیم، با مظاهر مختلف یک تحول آشنا خواهیم شد و دستاوردهای یک اقدام بزرگ را خواهیم دید. تا جایی که خود رفته ام و دیده ام، تکاپوی فرزندان انقلاب و یاوران جمهوری اسلامی به بار نشسته است. روستا در روشنایی برق هم خود را می بیند و هم کشاورزی و دامداریش را مدرن می کند. چاه های عمیق آب را از دل زمین می کشد. به آبیاری قطره ای تبدیل می شود تا «کاشت»، حتی در خشکسالی در «داشت» با مشکل مواجه نشود و در «برداشت» هم نتیجه رضایت بخش باشد. دامداری در گذر از روش سنتی به صنعتی هم ارزش افزوده می یابد و هم در فرآیند تولید بسیار اثرگذار است، روستایی دیگر دورافتاده نیست بلکه به دلیل توسعه آموزش و پرورش، رسانه، اینترنت و ... خود را در شاهراه اطلاعاتی می بیند و به فراخور آن قدر دانش می اندوزد که «فرصت ساز» شود و دیگر «فرصت سوزی» از میان برود. شهرهای کوچک بزرگ شده اند هم به لحاظ کمیت هم به حیث کیفیت. رفاه اجتماعی نیز تا آن جا دامن گستر شده است که هرکسی را سرکار و تلاش باشد بتواند و صبح برخیزد، بتواند شب به آسایش بنشیند. توسعه دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی، سطح سواد مردمان را آن قدر ارتقا داده است که قابل مقایسه با گذشته نباشد به گونه ای که کمتر خانواده ای را می توان یافت، که عضوی از آن دانش آموخته دانشگاه نباشد. به هر روی به هر سو که نگاه کنیم نتیجه روشن و امیدآفرین یک اقدام بزرگ را می بینم که با انقلاب اسلامی تحقق یافت و از همه کارها و دستاوردها مهم تر، «هویت ملی» است که شکل حقیقی گرفت و براساس آموزه های اسلامی، صاحب کرامت شد، تا جایی که هر ایرانی، شهری یا روستایی، به هر زبان و نژاد احساس هویت، عزت و افتخار کند. همگرایی ملی، کرد را به برادری فارس رسانده. لر را با عرب عقد اخوت بسته، بلوچ را با مازنی خویشاوند کرده و آذری را با گیلک رابطه ای عمیق تر از برادری بخشیده است و این همه که در قالب یک تابلوی زیبا یک سرزمین بزرگ با یک پرچم سه رنگ شکل یافته است نقش پذیر از انقلابی است که بر سبیل اسلام توسط همین مردم شکل گرفته است. انقلابی که این روزها سالگرد پیروزی آن است و بدان جان روشن داریم. البته آن چه گفته آمد نه به معنای نادیده گرفتن کاستی هاست و نه همه آن چه انجام شده است بلکه لحظه ای نگاه کردن به راه آمده است و الا همه می دانند و می دانیم که مشکلات کم نداریم، راه نرفته هم فراوان است و کار بر زمین مانده نیز،اما مهم این است که عزم رفع مشکلات و طی کردن راه نرفته و به سامان رساندن کارهای بر زمین مانده وجود دارد. مهم این است که «کمبودها» آن قدر دیده می شود - صادقانه- که دست هایی به کار تبدیل آن به «بودها» شوند - عالمانه- مهم این است که مردم تلاش مسئولان را و مسئولان حمایت و شکیبایی مردم را باور کنند و در کنار این اعتماد کارها خود به خود به سمت صلاح و اصلاح خواهد رفت.

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1389/11/21 شماره انتشار 17769 /صفحه۱۰/ایران