چک سفيد امضاي تخلف
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
ديروز در خيابان موتورسيکلت‌هايي را ديدم که شتابان از خيابانها راهي ميلانها مي‌شدند. يکي کلاه نداشت و آن ديگري موتورش فاقد پلاک بود و سومي که هر دو را داشت، گواهينامه نداشت و گروهي هم هر سه را نداشتند، به هر حال يک جاي کارشان مي‌لنگيد و الا خيابان اصلي را رها نمي‌کردند و راهي فرعي نمي‌شدند، آنجا پليس مشغول اعمال قانون در برابر موتورسيکلت‌سواراني بود که فاقد يکي از سه خواسته بودند. اين اقدام که چند ماهي است درمشهد و شهرهاي بزرگ اجرا مي‌شود موافقان بسياري از ميان مردم دارد و انجام آن، جلوي بخشي از تخلفات رانندگي را گرفته است. بهداشت رواني جامعه که به جد از سوي موتورسواران بي‌ملاحظه مورد آسيب قرار گرفته بود هم تا حدودي بهبود يافته است و بنا به اعلام نيروي انتظامي، جرايم عديده‌اي از جمله سرقت توسط موتورسيکلت، کيف‌قاپي ومزاحمت هم به طور جدي کاهش يافته است و در کنار اجراي اين طرح صدها دستگاه موتورسيکلت سرقتي هم کشف شده است و... با همه آنچه گفته آمد، تذکر اين نکته لازم به نظر مي‌رسد که دنيا قبل از توليد و روانه بازار کردن کالايي فرهنگ استفاده صحيح از آن را آموزش مي‌دهد و هنگام تحويل کالا هم با دفترچه راهنما، بهره‌وري صحيح از آن را آموزش مي‌دهد،ما، اما، پس از توليد کالا و روانه آن به بازار و ديدن آسيب‌هاي چندگانه آن، تازه به فکر مي‌افتيم، که چه بکنيم و در دم‌دست‌ترين مسئله «برخورد» ‌است. پس بدان همت مي‌کنيم و موفقيت‌هاي زودرس ما را قانع مي‌کند که راه درست را رفته‌ايم حال آنکه راه درست، گزينه‌اي است که ما را به سمت حل نهايي مسئله پيش ببرد نه مقطعي. بالاخره ما اين همه موتورسيکلت توليد کرده‌ايم و با وعده جايزه و به صورت قسطي فروخته‌ايم، پاسخ صاحبان موتورسيکلت‌ها را که اکثرا از طبقه پايين جامعه هستند، چگونه مي‌خواهيم بدهيم؟ فکر نمي‌کنيم که در فرهنگ‌سازي براي استفاده از اين وسيله مفيد کوتاهي شده است؟ فکر نمي‌کنيم اگر بخشي از هزينه تبليغاتي شرکتهاي توليدکننده و هزينه‌اي که براي برخورد با موتورسيکلت‌سواران خاطي مي‌پردازيم روي هم گذاشته مي شد و در فرهنگ‌سازي هزينه مي‌گشت بيشتر جواب مي‌گرفتيم؟
بارها اهل نظر گفته‌اند براي حل هر معضل اجتماعي همه نهادها بايد همت کنند و مردم همراهي تا به نتيجه برسيم اما اينجا فقط نيروي انتظامي است، يک حلقه از زنجيره بزرگي که بايد هماهنگ عمل کند و نتيجه روشن است، توفيق موقت و... بگذريم.
وقتي ما کالايي توليد يا وارد کنيم و فرهنگ استفاده صحيح را آموزش ندهيم، آن ابزار خود و عوارض خود را به جامعه تحميل خواهد کرد و هزينه را هم از حساب جامعه برداشت خواهدکرد. و به ديگر عبارت با توليد و توزيع و واردات کالا بدون فرهنگ‌سازي، يک چک سفيد امضا از حساب جامعه دراختيار مصرف‌کننده کالا قرار مي‌گيرد تا هرگونه که مي‌خواهد خرج کند و اين اصلا به صلاح نيست.
بايد در کنار پليس، نهادهاي ديگر هم همکاري کنند، مردم هم همراهي و صاحبان موتورسيکلت هم خود را ملزم به رعايت قانون بدانند تا مشکل حل شود. اين را هم بدانند سخت‌گيري دراين امور، براي مراقبت از جان و مال خود آنها و آسايش و آرامش جامعه است و الا کسي با آنها سرجنگ ندارد.