فاطمه (س)کوثر هستی
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
کوثر، مفهوم وسیعی دارد و راز رشیدی است که رستگاری انسان را در خویش دارد اگر خداوند به پاس اعطای این هدیه بزرگ از پیامبر خویش صلاة و قربانی می طلبد از آن روست که کوثر امتداد انقطاع ناپذیر سنت و آیین محمدی را تضمین می کند و این شکرانه ای به عظمت صلاة نبوی و قربانی طلب می کند. به باور این قلم، تشیع را می توان یکی از مفاهیم کوثر دانست چه ایجاد و ماندگاری این مکتب رهین کوثر است.

نگاه به تاریخ گواهی می دهد که تشیع اگرچه بر مدار علی(ع) شکل گرفت اما اگر نبود فاطمه(س) و حماسه این بزرگوار دختر رسول خدا(ص)، این مدار و محور را به هزار سنگلاخ دچار می کردند و گردش دیواری چنان بلند می کشیدند که من و ما اکنون پس از چهارده قرن هم نمی توانستیم آن را ببینیم. اگر امروز حقیقتی به نام تشیع وجود دارد به یمن کوثر است که به وعده الهی می خواهد ادامه پیامبر باشد. ادامه ای که اگر فاطمه(س) نبود شاید پس از پیامبر قطعش می کردند. نگاهی به رویدادهای پس از پیامبر(ص) و ماجراهای شکل گرفته این واقعیت را به دست می دهد که شاید می توانستند با ترور علی، او را از سر راه بردارند و تشیع را بلاموضوع کنند اما با فاطمه(س) نمی شد شوخی کرد. او دختر پیامبر بود و جامعه هنوز سفارش های پیامبر درباره او را از یاد نبرده بود و هنوز به خود پیامبر ایمان داشت. حتی بعدها نیز رگه های اعتقاد عرب به فاطمه(س) و احترام به او را در زبان بسیاری می بینیم، مشهور است که در کربلا هنگامی که امام حسین (ع) به حر- که راه را بر کاروان آل ا... بسته بود- می فرمایند مادرت به عزایت بنشیند و... حر، مظهر غیرت عربی هم نمی تواند چیزی بگوید، مادر حسین، بانویی است که جز به کرامت نمی شود از او نام برد، جز به بزرگی نمی شود او را یاد کرد و حر می گوید، هیچ کس با من چنین سخن نگفته است اما من چه کنم که مادر تو فاطمه(س) است. یعنی حر، سردار ابن زیاد که حسین(ع) را، امام تشیع را، به محاصره گرفته است و علی الاصول باید به روی او تیغ کشد، هم در برابر نام مادرش تعظیم می کند و این در حافظه تاریخ نقش می بندد که در کربلا هم این فاطمه(س) است که تشیع را از دالان تنگ و تاریک تاریخ عبور می دهد. حتی از یزید نقل شده است که در قیاس خود با حسین(ع) آن جا که مادر خود را با مادر او مقایسه می کند، حق را به حسین(ع) می دهد... او پسر دختر رسول خداست و مادرش از مادر من برتر... حتی در محفل یزید باز این نام فاطمه(س) است که شور به پا می کند، آن جا که سفیر روم به تماشای ماجرا می پردازد و بیداد رفته بر حسین(ع) و اهل بیت(ع) را می بیند و بانگ بر می دارد و یزیدیان را مخاطب قرار می دهد که چه بدقومی هستید شما که پسر پیامبر(ص) خود را می کشید که تنها یک دختر میانشان فاصله است حال آن که با چندین فاصله نسب من به داود می رسد و من هنوز مورد احترام مسیحیانم... این جا هم باز نام فاطمه(س) به میان می آید... من معتقدم ما نیازمند بازشناسی فاطمه هستیم، نه بازشناسی یک شخص بلکه محتاج بازشناسی فاطمه به عنوان یک «نهاد» و نماد هستیم، که به صورت سازمان یافته تشیع را سامان دهد و فهم قاعده مند از مذهب را به ما تعلیم کند تا در برابر هیچ جریانی کم نیاوریم. ما بیش از هر زمانی محتاج باز تولید روح فاطمی در جامعه و بسط اندیشه و تجربه زهرایی در زندگی هستیم. این که از کوچه های باورمان بوی خوشی - گاه - به مشام نمی رسد از این روست که مهندسی شهرمان بر اساس مدل فاطمه نیست. طراحی ها وقتی به این جا می رسد، نگاه زمینی به خود می گیرد و شکل جنسی و جسمی به ماجرا می بخشد.حال آن که ما نیازمند فهم فاطمه به عنوان یک انسان برتر هستیم. نه چهره ای که فقط رسالت نجات زنان جامعه انسانی را داشته باشد و در قبال نیم دیگر جامعه هیچ مسئولیت و کارایی نداشته باشد. باور ناصحیح- که می بایست به شدت هم مورد نقد آگاهان قرار گیرد- ما را از فهم فاطمه(س) دور کرده است. حال آن که ما به این فهم و روشمند کردن آن برای سامان دهی زندگی محتاجیم. این احتیاج هم قرار نیست از جای دیگری تأمین شود، بلکه «ارتقاء فرهنگی جامعه بشری» نیاز به شناخت فاطمه دارد. این شناخت هم باید پس از واکاوی همه زوایای زندگی آن حضرت اعم از پوشش، گویش، جوشش، خروش، سکوت، قیام و قعود و... کنش و واکنش فاطمه(س) در برابر همه چیز و همه کس به دست آید.برای شناخت این عظمت مجسم هم باید به سراغ ائمه معصومین(ع) رفت و راه رسیدن به زندگی فاطمی را در کلام روشن آنان جست. یافتن این راه و بسط تجربه فاطمی است که می تواند ما را و جامعه ما را از وضع موجود به قله وضع مطلوب برساند.

خراسان - مورخ یکشنبه 1390/01/28 شماره انتشار 17812 /صفحه٢