برونسی بر گشت ماهم برگردیم!
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

! عبدالحسین برونسی برای من هم یک نام بزرگ است و هم یک نماد بزرگ از مکتبی که آدم هارا از خاک تا جوار خدا بر می کشد.برای من برونسی درس نخوانده یک عطار است یک ابوسعید است.یک عشق تکامل یافته و یک عارف بزرگ است . یک سردار آخرالزمانی است.لذا همیشه به نام و یاد او حساس بوده ام لذا وقتی یک مراسم در باره اش برگزار می شود هم حساسم این مطلب را هم چهارشنبه 1388/12/26 در /صفحه۶روزنامه خراسان نوشتم: با این تیتر" وقتی با برونسی چنین جفا می کنیم" با این شرح که:

برونسی از فرماندهان استثنایی دفاع مقدس بود، عبدالحسین برونسی را می گویم که رهبر انقلاب درباره اش فرمودند«این شهید جزو عجایب و استثنائات انقلاب و نماد استعداد انقلاب برای پرورش افراد بود»

این واقعیتی است که گوهرشناس انقلاب به آن می پردازند و دفاع مقدس چهره حقیقی این مرد بزرگ را روشن تر از ماه و ستاره فرادید گذاشت تا مردمان یاران آخرالزمانی امام عشق را بشناسند.

بله برونسی از فرماندهان استثنایی جنگ بود، مراسم بزرگداشت او هم استثنایی بود بله استثنایی تعجب نکنید چه استثنایی از این بالاتر که پس از ۲۵ سال باید خانواده شهید برگزارکننده مراسم باشند. آیا نهادهای پرنام و نشان مدعی نباید تاکنون کاری می کردند؟ آیا جای سوال و حتی یقه گیری از بنیاد شهید، بنیاد حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، سپاه پاسداران و همه کسانی که در این حوزه مسئولند نیست؟ آیا باید بعد از ۲۵ سال سکوت چنین از برونسی بگوییم که فریاد ا... اکبرش از دشمن زهره می ترکاند و در دوست غیرت را به نهایت می رساند؟ برونسی فرد کمی نبود، از قضا بسیار هم بزرگ بود و اگر می ماند مطمئن باشید جزو فرماندهان تراز اول نیروهای مسلح ایران می شد. او بزرگ بود، بزرگ تر از تصور خیلی ها و این رهین اخلاص و جوانمردی و عشقش به حضرت زهرا بود، اما آیا متولیان فرهنگ فاطمی به این فرزند اعتقادی آن حضرت نباید می پرداختند؟من با افتخار نه تنها دست خانواده شهید را می بوسم که افتخار می کنم خشت هایی را ببوسم که به دست این بنای عارف در ساختمان های شهر جا گرفته است. افتخار می کنم غبار پوتین خودش را و همرزمانش را سرمه چشم کنم و مطمئن هستیم این غبار شفا می دهد، دردها را پس باز هم قدر می دانیم و حرمت می نهیم تلاش خانواده اش را، اما به فریاد از مسئولان می پرسیم آیا در مراسمی که برای فرمانده استثنایی جنگ برگزار می شود سطح مدعوین باید این باشد؟ آیا دعوت ها باید این گونه باشد آیا نباید رئیس جمهور با افتخار در این محفل شرکت می کرد؟ آیا نباید تلویزیون سراسری با پخش کامل مراسم ملی بودن خود را نشان می داد و ادای دین می کرد. آیا سطح کار از لحاظ هنری و صحنه آرایی باید این می بود؟... آیا و آیا و آیا... باید چنین تجلیل می کردیم از مردی که نامش باعث جلال این ملک و ملت است؟ آیا جای علما ونخبگان در این مراسم خالی نبود؟ آیا این است تکریم شهید و شهادت؟ اشتباه نشود قصد کوچک شمردن کار انجام شده را ندارم بلکه حرف این است که باید درخور بزرگی آن سردار کار می کردیم و روی سخن هم با مسئولان است که به گاه شعار و هزینه کردن برای میز خود فریاد تجلیل از شهید را به آسمان می رسانند و برای تسویه حساب با این و آن اول سنگ شهدا را به ترازوی دعوا می گذارند، اما وقتی قرار است از شهیدی در اندازه برونسی تجلیل شود، نتیجه این می شود که جلسه ای برگزار شود با فقر امکانات، با نمره پایین هنری، با حضور نه چندان درخور مسئولان و خیلی چیزهای دیگر که نگفته بماند بهتر است، به کسی برنخورد، اگر خورد هم چه بهتر من معتقدم اگر قرار بود عراقی هایی که ضرب شصت برونسی را چشیده و برای سرش جایزه تعیین کرده بودند، برایش جلسه بزرگداشت می گرفتند صدبار بهتر از این می شد که ما برگزار کردیم. اگر قرار بود عراقی ها تبلیغات شهری را در اختیار داشته باشند هزار بار بهتر از ما به تصویر او و دیگر فرماندهان احترام می گذاشتند. اگر قرار بود عراقی ها متصدی این قبیل امور می شدند وضع ما بهتر از حالا بود، بگذریم. برونسی ها به بزرگداشت ما بزرگ نمی شوند این ما هستیم که بزرگی می یابیم با تکریم آن ها، پس هشدار بدانیم با این رویه و روش کسی به بزرگی نمی رسد.......

اما امروز:عشق است برونسی

قرار است دوباره از برونسی بگوییم...قرار است سردار پرافتخاری را تشییع کنیم که معنای واقعی یک شیعه خالص است یک تفسیر ناب از یک مسلمان ناب مسلمانی که بر گردن ما حق دارد هم حق حیات هم حق آزادگی هم حق سربلندی و هم خیلی حق های دیگر... حالا قرار است در بازگشت پرشکوهش ما سنگ تمام بگذاریم اما چه خواهیم کرد؟! آیاباز چون گذشته خواهیم گذاشت و خواهیم گذشت با چشمانی نیمه باز یا در خواهیم یافت پیام باز آمدن این فرزند عقیدتی حضرت زهرا در فاطمیه و چشمانمان باز خواهد شد؟ و با چشمان باز به خود و روزگار خود و رفتار خویش خواهیم نگریست و کاری خواهیم کرد که شرمنده این پیغام آور فاطمی نشویم؟ راستی من در باز آمدن برونسی در دهه فاطمیه یک راز شکوفاشده می بینم که انگار "اوستا عبدلحسین"آمده تا "استاد"زندگی ما بشود و مارا به گذشته پرافتخارمان برگرداند.دورانی که خود را نمی دیدیم ایمانمان خالص بود و خلوصمان راه های بسته راهم باز می کرد روزگاری که ولایتمداری ما "بی چون و چرا" بی توقع بی خود دیدن و منافع طلبیدن و سهم خواستن بود.نه مثل امروز که...بگذریم حرف خیلی زیاد است اما در خانه اگر کسی باشد به تک زنگ هم در را باز می کند اما اگر کسی نباشد با هزاربار زنگ زدن و به در کوفتن هم دری باز نمی شود پس به اشاره بسنده می کنم و به یک الف که"در خانه اگر کس است یک حرف بس است"..... اما برای دلخوشی خود این پیامک که هفته دفاع مقدس بین بچه های جنگ همراه به همراه می گشت را دوباره می نویسم تا "همراه"شویم در راهی که در پیش است و برونسی قاصد صادق آن است...."دیروز از هرچه بود گذشتیم/ امروز از هرچه بودیم! / آنجا پشت خاکریز بودیم / و اینجا پشت میز! / دیروز دنبال گمنامی بودیم/ و امروزمواظبیم ناممان گم نشود/...جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد! / الهی نصیر مان باش تا بصیر گردیم/بصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم/آزادمان کن تا اسیر نگردیم...."حالا خداکند به برکت باز گشت برونسی ماهم به آن ایمان متعالی برسیم که راه را گم نکنیم.....و حرف آخر: برونسی برگشت ما هم بر گردیم!

ویژه نامه هدیه یاس/خراسان/شماره۱۷۸۲۸/۱۵ اردیبهشت/۱۳۹۰/صفحه۲