فهميدن «فهميده» نياز امروز
ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ آبان ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


«در مرام ما کودک کسي است که يا علي نگفته باشد؟ و هر کس همان زماني که يا علي مي‌گويد و برمي‌خيزد، مرد مي‌شود. در مدرسه تربيتي ما هم«ياعلي» اسم رمزي است که در همان آغازين سالهاي زندگي به ما تعليم مي‌کنند و اينگونه مي‌شود که«مردستان» نام ديگر«ايران» مي‌گردد. با مرداني که با اولين يا علي بالغ شده‌اند. اصلا" سن بلوغ و تکليف در ميان شيعيان خيلي پايين مي‌آيد، تا همان ياعلي اول، هر چند کساني هم هستند که مي‌آيند و سن از هفتاد و هشتاد هم مي‌گذرانند و پيمانه زندگي راپرمي‌کنند و به پيمان مرگ هم مي‌رسند و بالغ نمي‌شوند. کم هم نيستند اينان، ما را هم با اين جماعت سرو کاري نيست. سروکار ما با اسوه‌هاي بالغ زندگي است، آنها که راز عشق را، سرشيدايي را و سرالاسرار عبوديت را عارفند و مي‌دانند در باريکي گردن رازي است که به حرمت عشق بايد به خون شکوفا کرد و «علي» و مرام او را از سر خود دوست‌تر داشت. «حسين فهميده» نوجوان بالغ«ياعلي گوي» به معرفت رسيده که از قله زندگي زيبا به آسمان شهادت پرکشيد، از همان اسوه‌هايي است که بايد او را چنان منطقي قرائت کرد که در قالب اسطوره از دست ما فراتر نشود. «فهميده» را بايد فهميد.
چنانکه او زندگي را، خون را، شهادت را و حرمت خاک وطن را فهميد.
نگوئيم، جنگ به پايان رسيد و فصل مردان جنگ هم به سر آمده است و امروز بايد از زندگي گفت بي‌حضور آنها، آنها را از زندگي بيرون نکنيم.
زندگي نسل امروز بي‌فهم فهميده‌ها، زمين بي‌قبله است. لااقل زميني است که قبله‌اش مشخص نيست. «فهميده» و همه شهدا، قبله‌نماهايي هستند که جهت کعبه را به ما نشان مي‌دهند، اگر سر کعبه و سوداي رستگاري داريم بايد در عزيزترين قسمت زندگي‌مان براي آنها جا بگذاريم و در فرازترين جايگاه معرفتمان براي آنها منبر بگذاريم...
من از آنهايي که ما را به شلاق طعنه و تير تمسخر مي‌نوازند که چرا جنگيديد و فهميده‌ها، نه تنها هدف را نفهميده که راه را گم کرده بودند و کار آنها بر اثر داغ شدن تنور احساس بود که جانشان را در خود سوخت و هزار حرف و سخن، دگير چندان ديگر نمي‌شوم که از کساني که عملا" سعي مي‌کنند با به سکوت برگزار کردن ما را از چرخه زندگي نسل امروز حذف کنند. براي گروه اول تا دلتان بخواهد دليل و برهان داريم بر حقانيت‌مان. اما گروه دوم اصلا" به ما فرصت يک لب تکان دادن نمي‌دهند چه رسد به پاسخگويي.
آنها اصلا" سوىالي طرح نمي‌کنند تا ما با پاسخگويي با نسل امروز حرف بزنيم.
به مثل براي ما، آنها آدم‌هاي بي‌طرفي هستند که از حادثه کربلا، کناره گرفتند و به تماشاي زخم آجين شدن حسين و سپاهيانش بودند و هيچ نگفتند و هيچ نکردند. بي‌طرف مردمي که از يزيدي‌ها بدتر بودند از فرط بي‌عملي،
آنها خوب مي‌دانستند حق با حسين است اما«با» حق نبودند، مي‌دانستند يزيد باطل است اما«عليه» باطل نبودند. حالا هم اينها که به سکوت ما را مي‌خواهند از ذهن جامعه پاک کنند مي‌دانند کي هستيم و چه کرديم و نسل فهميده‌ها چه نقشي در سربلندي ايران و انقلاب دارند، اما با ما نيستند. بگذريم. فهميده و فهميده‌ها اما، مثل خورشيدند، ابرها را، هر چند هم قطور باشد مي‌شکافند و نور مي‌افشانند.
فهميده‌ها نهاد عرق ملي، هويت ايراني و کرامت انساني بودند و امروز هم اگر در پي تحقق اين موىلفه‌ها هستيم ناچاريم از تدريس منش فهميده‌ها در همه کلاسها.
**
«در مرام ما کودک کسي است که يا علي نگفته باشد، فهميده، اما ياعلي را فهميده بود و فرياد کرده بود و برخاسته بود.