راننده قانونی
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ اردیبهشت ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

همین اول که سوار شدیم، گفت:  کمربندهایتان را ببندید! تعجب کردم، ما که هنوز راه نیفتاده بودیم و تازه در جاده خاکی هم قرار بود تردد کنیم. پس چرا باید کمربند می بستیم؟ آقای راننده اما خیلی محکم گفت: بستن کمربند برای رفع خطر از خود ماست. با بستن کمربند، کمر خطر را می بندید که به شما آسیب نرساند نه این که چشم بندی باشد برای پلیس که فقط بخواهیم در جاده های اصلی ببندیم. او ادامه داد مگر خطر در این جاده ها نیست؟ خب یک ترمز کافی است تا اگر کمربند نداشته باشیم با سر به شیشه جلو برخورد کنیم و خودمان آسیب ببینیم. پس همیشه و همه جا بستن کمربند لازم است، حتی اگر پلیس نباشد و از جریمه هم خبری نباشد. این برای خودمان خوب است. صحبت های آقای راننده قانع کننده بود و قاطع و به اصطلاح علمای علم ادب، «کلام تام» بود و در تعریف این کلام هم گفته اند، یصح السکوت علیها، کلامی که دیگر جای چون و چرا نمی گذارد و سکوت خود به خود شکل می گیرد. به آقای راننده گفتم: برهان قاطع شما جای چون و چرا نمی گذارد پس کمربندها را بستیم و راه آغاز شد، یعنی رفتن در راه و سفر آغاز شد و من خوشحال از این که راننده همسفرم نه به خاطر ترس از اعمال قانون و جریمه و نه حتی به احترام قانون بلکه با رسیدن به فلسفه وضع قوانین که همانا ارتقای امنیت در سفر و حفظ سلامت است. رفتار ترافیکی و رانندگی اش عین قانون است. سرعت سنج خودرو، معمولا در طول سفر، همان عددی را نشان می داد که در تابلوی کنار جاده می خواندیم. تازه من هم شده بودم منشی تلفنی آقای راننده که تماس های گاه به گاهش را جواب می دادم. جالب این که در میان تماس گیرنده ها، از خانواده اش خبری نبود و این برایم سوال بود که نگفته آقای راننده با لبخند توضیح داد که، خانواده می دانند وقتی در حال رانندگی هستم با تلفن صحبت نمی کنم، و هر وقت فرصت شد، خودم تماس می گیرم. لذا اگر کار فوریت دار و ضروری نداشته باشند تماس نمی گیرند. اگر هم زنگ بزنند و همراهی داشته باشم، مثل امروز شما، زحمت پاسخ دادن می افتد گردن او والا باید خودرو را در جای مطمئن متوقف کنم و جواب تماس گیرنده را بدهم. بعد به ادامه راه بپردازم... در طول راه که به مطالعه رفتار ترافیکی اش می پرداختم، او را یک راننده دیدم، نه این که فقط خودرو را براند! آنچه هم هنر است رانندگی است نه صرفا به حرکت درآوردن خودرو. او همه ویژگی های یک راننده خوب را به رفتار درآورده بود در تامل در کارش، یک کلاس کار بود او رانندگی را زندگی می کرد و به قول تابلوهای کنار جاده، فرشته زندگی خود و همراهان خویش بود... .

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1390/02/26 شماره انتشار 17836/صفحه۶/جامعه