مزاحم تلفنی یا دزد آرامش
ساعت ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

برای سارق باید دو مجازات تعیین شود، یکی برای مالی که می برد و از آن مهم تر برای آتشی که در خرمن آرامش مردم می زند. شاید فلسفه «قطع ید» سارق بیش از آن که برای درازدستی به مال مردم باشد، برای چنگ انداختن بر آرامش مردم باشد، چه مال را می شود به دست آورد و هزار در هزار مالباخته جای مال از دست رفته همسان یا بهتر از آن را خریده اند، اما هول و هراس و خاطره بد سرقت تا زنده اند همراهشان است و امنیت بعدی هم نمی تواند آرامش و اعتماد اولیه را بازآورد. پس باید بر دزدان سخت گرفت تا در زندگی مردم بذر سختی و تلخی نکارند. این را عرض کردم تا بگویم کسانی که به هر شکل چنگ در آرامش مردم می زنند و آتش به خرمن اعتماد مردم می کشند را هم باید چنان عقوبت کرد که دیگر هوس انجام چنین کارهایی نکنند. مثلا کسی که با تلفن مزاحم مردم می شود صرفا یک شوخی بچگانه انجام نداده است تا برای لحظه ای فردی را به زحمت اندازد. گاه این تلفن ها اگر از جنس مخالف باشد، اعتماد اعضای خانواده را به نابودی می کشاند و ده ها گناه و جرم پیامد بذر نحسی است که او کاشته است. نگوییم جوان بوده و حالا یک زنگی زده. خیلی از این زنگ ها زندگی سوز است. حالا کسی که زنگ می زند، مزاحم می شود خود را و خانواده خود را بگذارد جای کسی که مزاحمش شده است آیا می پذیرد، جوانی حرمت و آرامش خواهرش را به بازی بگیرد و مردی حیثیت مادرش را به زنگ های شیطانی بازیچه هوس های آلوده خود کنند؟ آیا حاضر است تنش های حاصل از بی اعتمادی را در زندگی خود تجربه کند؟ آیا حاضر است هم چنانکه چشم پلشت خود را به قامت ناموس مردم می دوزد پلشت چشمانی دیگر، به هرزگی قد و بالای خواهر و مادرش را به تماشا بنشینند؟  آیا می پذیرد، وقتی صدای پیامک تلفن خواهرش به صدا درمی آید و پاکت که باز می شود یک هرزنامه هوس آلود مقابل چشمانش قرار گیرد؟  آیا حاضر است آنچه او درباره ناموس مردم بلوتوث می کند. به همان سیاهی، دیگری بر خانواده خود او روا دارد؟  امام علی علیه السلام می فرمایند آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند. اما بعضی ها انگار چنان شیطان بر آن ها سوار شده است که فرصت فکر کردن هم ندارند. بگذریم. من معتقدم باید زمینه شکایت از مزاحمان تلفنی را چنان تسهیل کرد که افراد از ترس گرفتار شدن به بیا و برو به پلیس و دستگاه قضا از خیر «دفع شر مزاحم تلفنی» نگذرند، بلکه خیلی آسان بتوانند شکایت کنند و مزاحم هم خیلی سخت به کیفر برسد تا نه او و نه کسی که سرنوشت او را می خواند، هوس نکند، مزاحم مردم شود. اصولا فلسفه مجازات نیز تنبیه و تنبه و بازدارندگی است، هم برای مجرم و هم کسانی که ممکن است دست به جرایمی از این قبیل بزنند. تازه این مجازات ها برای این دنیاست در آن دنیا عقوبتی سخت در انتظار این قبیل مجرمان است که حتی اگر از مجازات در این دنیا بگریزند، در آن دنیا راه فراری نخواهند داشت چه این گناه از جمله گناهانی است که حق الناس را بر ذمه فرد قرار می دهد و تا حقوق مردم را ادا نکند، توبه هم برایش معنا نخواهد داشت و در همین دنیا نیز علاوه بر مجازات، با همان دستی که داده است، می گیرد. چنان که مزاحم ناموس مردم شده است در کوچه گذر گرگ هایی مثل خودش در کمین ناموسش خواهند بود. دنیا دار مکافات است و عقبی دار مجازات...

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/03/02 شماره انتشار 17842 /صفحه٩/اجتماعی