حق خرمشهر را بدهید!
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

باید شهرهای جنگ زده را بهتر از اول می ساختیم، باید از خاکسترها و ویرانه ها، شهری قامت می کشید که چشم جهان را خیره می کرد و هم در چشم تاریخ می ماند، باید کاری می کردیم که نه شرمنده مردم مناطق ویران شده شویم و نه در برابر فرداها و تاریخ ها و تقویم ها، عرق شرم بر پیشانی ما بنشیند، باید ... و باید ... باید ... و باز هم باید خسته نشدیم از گفتن و هنوز هم خسته نمی شویم اما گویا کار را چندان شروع نکرده خسته شدیم. خیلی زودتر از حد تصور، انگار قرار شده همه توانمان را بر زبانمان بدهیم تا باز هم وعده شیرین بدهد. هر چند «آب خرمشهر» هزار مشکل داشته باشد و روزگار برقش هم، گاه برق حسرت از چشم مردمانش می گیرد مخصوصا در فصل گرم. وقتی عرق همه جسم و جان شهروندان را می گیرد، حال آن که مسئولان باید دوش عرق شرم بگیرند نه مردم. بگذریم. وضع خرمشهر خوب نیست. این شهر نه تنها بهتر از گذشته ساخته نشده است که به گواه خبرها و تصویرها و درد گفته های مردمش مثل سابق هم نشد. کاش مسئولان که به خرمشهر می آیند، سری به کوچه و خیابان ها هم می زدند و می دیدند روزگار مردم شهر را. کاش قابل می دانستند و در نوشیدن آب خرمشهر با مردم هم پیاله می شدند و کاش ...این ها حرف خرمشهری هاست که هم می توان از قلم خبرنگاران این شهر خواند و هم از زبان خرمشهری ها شنید. حالا هر جا که باشند فرقی نمی کند انگار سفیر مشکلات خرمشهر هستند. من خود از چند خرمشهری شنیده ام که کاش مسئولان، کاش راهیان نور و ... که به نیت تیمن و تبرک خاک این منطقه را به سوغات می برند، آب هم می بردند تا مردم دیگر شهرها هم بدانند ما چگونه آبی مصرف می کنیم. شاید آن ها خبر را به مسئولان برسانند. شاید مسئولان از زبان آنان بشنوند و برای خرمشهر کاری بکنند...من وقتی این حرف ها را می شنوم و می خوانم به جای مسئولانی که وظیفه اصلاح امور خرمشهر به دوش آن ها است، شرمنده مردم خرمشهر می شوم، کاش جرات می داشتم و حرف این مردم را چنان فریاد می کردم که همگان بشنوند. اما دریغ، من هم شرمنده ام، شرمنده مردم خرمشهر، شرمنده روح بلند جهان آرا، موسوی، مرادی و محمدی و ... شرمنده همه آنانی که خرمشهر را خار چشم دشمن کردند و گل بوستان ولایتمداران ایران.شرمنده بچه های شهدای این شهر، حتی شرمنده در و دیوار این شهر که هنوز زخم گلوله در خویش دارند. شرمنده حاشیه نشین ها و کسانی که به هزار زحمت روز را به شب می رسانند و شب را با هزار دغدغه به صبح گره می زنند.کاش مسئولان همت کنند و غبار مظلومیت را از چهره این شهر که «نماد غیرت» ایرانی است چنان بر گیرند که خرمشهر دوباره «نماد قدرت و رفاه» ایرانی هم باشد، با بهترین امکانات با بالاترین سطح زندگی، اما ...امروز، روزگار خرمشهر خوش نیست. خرم نیست، این شهر چندان که باید و مردمانش هم احساس خوبی ندارند، چندان که شاید... بگذریم فقط یاد مسئولان باشد که حق خرمشهر این نیست. حق خرمشهر را باید داد ولی ... من حرف نمی زنم اما باور کنید اما بدانند مسئولان مربوطه، اما بخوانند آنانی که دستشان به جایی می رسد که خرمشهری ها فقط به حرمت مقام منیع ولایت است که حرف نمی زنند. به احترام یاران شهیدشان است که این همه مشکلات را تحمل می کنند و این وظیفه مسئولان را سنگین تر می کند ... بگذریم. باز هم بگذریم ...!

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1390/03/03 شماره انتشار 17843 /صفحه٢