روزت مبارک، پدر!
ساعت ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ خرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

راه من نزدیک شد پدر! سال پار و سال های پیشتر اگر می خواستم روز پدر را تبریک بگویم باید کیلومترها می کوبیدم و می آمدم تا چشم به چهره ای روشن کنم که مثل زمین های عطش زده، هزار چین و شکن خورده بود. همان دم اما می دانستم که می شود همان گونه که در چین و شکن زمین بذر می کارند و به بار می نشیند در چین و شکن چهره تو نیز می شود سلام را، مهربانی را کاشت و داشت و صد چندان برداشت. چهره تو مزرعه مهربانی خدا بود، مثل چهره همه پدرهای دیگر اصلا همه پدرها مظهر مهربانی خدایند مثل مادرها. اما اگر مادرها، وسعت مهربانی شان مثل دریاست، پدرها کوه مهربانی هستند و بچه هر چه هم قد بکشد، حتی درس بخواند و به مقامات عالیه برسد باز به وجود نورانی پدر پشت گرم است هر چند خود هم به مقام پدری رسیده باشد اما برای پدر خویش باز فرزند است و به او پشت گرم. این را اما زمانی می شود فهمید که این گرما، این کوه دریغ شده باشد، وقتی خود را بی پشت حس کنی، وقتی پدر را، نه پیکر پدر را بر سر شانه های عزا تشییع کرده باشی و من، پس از درک این تجربه هولناک می خواهم اولین روز پدر فصل جدید را، با کسانی گرامی بدارم که برای تبریک روز پدر، با ایمان به لطف خدا، روی خود را به بهشت می کنند تا بگویند، «پدر! روزت مبارک!» اما یک نکته دیگر هم هست؛ حالا لازم نیست برای مبارکباد عید میلاد امام علی(ع) و روز پدر ساعت ها بکوبم و بیایم و بکوبیم و بیاییم بلکه می توانیم، چشمان خود را به پلک ها بسپاریم و چهره زیبایتان را به سلام زیارت کنیم. حالا می شود حرف ها را زد، اگر آن روز «شرم حضور» اجازه نمی داد خیلی از حرف ها را بزنیم. نمی شد، دست و پایتان را هر صبح و شام -به دلیل بعد مسافت- بوسه باران کنیم، حالا می شود هر لحظه بوسه شد و بر دست و پای شما بارید. بله پدر. بله همه پدرهایی که دیگر نشانی کوچه های زمین را برای قرار ملاقات نمی دهید، همه شماهایی که شماره تلفن خانه ندارید. با شما هستم. ما فرزندان شما، حالا بی آن که حتی نیاز باشد تا مزار شما بیاییم، می توانیم به مبارکباد شما بیاییم می توانیم گل های صلوات را هر لحظه برایتان بفرستیم. می توانیم به هر آیه ای که می خوانیم به هر اشارتی که می فهمیم، برایتان سوغات بفرستیم. حالا فاصله مان به بی فاصلگی و زمانمان به بی زمانی رسیده است. پس به بهترین زبان باید گفت: پدر، روزت مبارک. برایمان دعا کن. های! همه پدرهای مانده و رفته برایمان دعا کنید. آی پدرهایی که در قامت شهید، شاهد این زندگی و این زندگانی هستید برایمان دعا کنید. ما به چراغ دعای شما در کوچه های تاریک زندگی، سخت محتاجیم. دعا کنید آنقدر لقمه حلال در سفره مان باشد، که دستانمان قوت قیام و قنوت داشته باشد. دعا کنید. قنوت دست هایمان آن قدر خالص باشد که در ترازوی عبودیت عیار داشته باشد. دعا کنید فرصت آدم وار زندگی کردن را داشته باشیم حتی اگر شیطان سجده مان نکند! دعا کنید بعضی هایمان آن قدر مهربانی داشته باشیم که به مهر پا به خانه پدری بگذاریم و عید را به مبارکباد پدرها و مادرهایی برویم که راه رفتن و سخن گفتنمان آموختند... حالا شما به خدا نزدیک ترید و شیطان را بر شما هیچ سلطه ای حتی به اندازه وسوسه ای نیست. پس برای ما دعا کنید تا از وسوسه های شیطان رهایی یابیم...

خراسان - مورخ چهارشنبه 1390/03/25 شماره انتشار 17860 /صفحه۹/اجتماعی