خبرنگاری و منجنیق
ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 
 
خبرنگاری، سخت است، زیان آور هم هست. این را همه می دانند اما خبرنگاری در برخی حوزه ها، سخت تر هم می شود وقتی به مرور خاطرات که نه، خبرهایی که پیرامون خبرها برای همکاران من اتفاق افتاده است می پردازم، می بینم، گاه کار از آنچه در ذهن دیگران است، سخت تر هم هست. به ویژه اگر مسئول حوزه ای که خبرنگار در آن به فعالیت می پردازد با کارکرد رسانه آشنا نباشد این جاست که دیگر واویلاست. او به جای این که نقاط ضعف حوزه کاری خود را برطرف کند، سعی می کند برای خبرنگار مانع و حتی برای او نقطه ضعف ایجاد کند و از کانال های قدرت او را از پرداختن به رسالت خبرنگاری اش بازدارد. یادم هست خبرنگاری برای تهیه گزارش و شنیدن درددل های شهروندان به ... مراجعه می کند، اما مسئول... ابتدا سعی می کند جلوی کار خبرنگار را بگیرد، اما وقتی خبرنگار بر انجام وظیفه خود تاکید می کند، آقای مسئول کار رابه پلیس ۱۱۰ می کشاند. هرچند پلیس محترم، با احترام رفتار و با همکار ما همراهی می کند، اما در عمل امکان تهیه گزارش از بین می رود این از جمله ساده ترین شکل برخورد برخی ها با خبرنگار است و تازه طرف از خود متشکر هم می شود که نگذاشته است خبرنگار کارش را بکند اما نمی داند او سنگ در آینه صادق  زده است. آینه ای که می توانست کاستی ها و کمبودها را به او بنماید تا برای اصلاح آن و تقویت نقاط قوت خود تلاش کند اما... یک مورد جالب دیگر هم یادم مانده است. آقایی صاحب مسئولیت، قدرت و نفوذ، از موضع بالا خبرنگار ما را متهم می کرد به هرچه دلش می خواست و می گفت او تاکنون یک بار هم با من مصاحبه نکرده است و چه و چه... اما جالب این که همان خبرنگار در حضور خود ما چند بار با آن آقا تماس گرفت، سوال طرح کرد اما اگر شما پاسخی دیدید ما هم دیدیم اما آن آقای صاحب مسئولیت و موقعیت و قدرت هنوز طلبکار است. بگذریم قصه گفتن ها و تکذیب کردن ها اگر همه جا گرم باشد، در خراسان رضوی سوزان است. فلان مسئول یک سخنی می گوید، مقام ما فوقش یقه اش را می گیرد و جناب مسئول منجنیق می شود بر دیوار خبرنگار. از جمله در جلسه ای وقتی مقام مافوق از آقای مسئول مواخذه می کند که چرا فلان حرف را زده ای، آقای مسئول خیلی راحت می گوید خبرنگار دروغ نوشته است، اما صحنه بعد که خبرنگار حاضر در جلسه می گوید همین الان فایل صوتی این آقا را می گذارم تا همه بفهمند من دروغ نوشتم یا این آقا دروغ می گوید، رنگ از صورت آقای مسئول تکذیب کننده می پرد و... باز هم بگذریم. دیوار خبرنگار کوتاه است، خیلی کوتاه آنقدر که با دست هم می شود به آن سنگ زد. نیازی به منجنیق نیست چه رسد به توپخانه پرقدرت. اما یک نکته را خوب است همه بدانیم که مردم سره را از ناسره، صداقت را از غیرصداقت، خیلی خوب تشخیص می دهند. حالا خبرنگار چه بنویسد و مسئول تایید کند یا تکذیب، عیار صداقت را مردم خوب می شناسند...
 
خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1390/05/17 شماره انتشار 17903 /صفحه اول