خبرنگاری اخلاقی
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 
خبرنگاری، کار سختی است. هم سخت و هم زیان آور، آن قدر که می تواند در یک بازه زمانی نه چندان طولانی، فرد را فرسوده کند، لااقل همان طور که کارشناسان مشاغل سخت مشخص کرده اند هر روز کار خبرنگاری به اندازه یک روز و نیم و هر سال به اندازه یک سال و نیم انرژی می برد و خستگی می آورد. من اما معتقدم کار خبرنگار از آن جا که سه شیفته و ۲۴ساعته است، حداقل به اندازه ۳برابر مشاغل عادی انرژی بر است. چون دیگر مشاغل پس از پایان کار، می توانند به جسم و روان خود استراحت بدهند، اما خبرنگار چنین فرصتی ندارد. او حتی زمانی که به جسم خود استراحت می دهد روح و ذهنش هرگز از کار فارغ نمی شود بلکه پیوسته مشغول کار است. از تامل در کارهای انجام شده و دامنه وسعت و اثرگذاری آن تا جست وجوی سوژه و رصد اخبار و حوادث تا دیدن مسائل و نکاتی که شاید توجه دیگران را جلب نکند اما ذهن کنجکاو خبرنگار را گاه چنان درگیر خود می کند که فرصت هر کاری را از او می گیرد و...

این تازه برای خبرنگاری است که صرفا به صورت خبرنگار حرفه ای به کار ورود پیدا می کند والا خبرنگار مسلمان که دغدغه اخلاقی و دینی هم دارد چند برابر کارش سخت می شود چه او هم باید بر اساس تعریف حرفه ای به کار اطلاع رسانی بپردازد و هم باید مراقب باشد خدای نکرده مرزهای اخلاق را زیر پا نگذارد. هم خبر را بگوید و بنویسد و هم این خبر کمترین آسیب ها را به روح و روان جامعه بزند. خبرنگار اخلاق گرا، باید همه شرایط را در نظر داشته باشد از جمله این که بر اساس آموزه علوی «آن چه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند» باید در تولید خبر و گزارش و تحریر یادداشت و... باید نقش چندگانه بازی کند. اول خود را در جایی که هست به عنوان خبرنگار ببیند و بنویسد، دوم خود را بگذارد جای آحاد جامعه هدف که مثلا در چنین زمان و زمینه ای از او به عنوان چشم بیدار چه توقعی دارد و سوم باید خود را جای مدیر و مسئولی بگذارد که مورد نقد و داوری قرار می گیرد، سپس قلم بردارد و منصفانه بنویسد و تازه مراقب باشد نقد عملکرد و رفتار و اندیشه، به نقد خود فرد نینجامد، چه رسد -خدای نکرده- به تخریب فرد و جریان. کار از این هم حساس تر می شود وقتی گوشه ای از خبر، دامن حرمت و آبروی افراد به میان می آید.

خبرنگار در این جا باید اول ده ها بار مسئله را با خود حلاجی و نقد کند سپس بنویسد. این که می گویند اول هفتاد بار زبان در کام بچرخان و سپس یک کلمه بگو، برای خبرنگار این است که اول هفتصد بار به یک موضوع و جوانب آن بیندیش سپس بنویس و... روشن است که این کار را سخت می کند و خبرنگار را مدام روی پل صراط قرار می دهد که از موی باریک تر و از شمشیر برنده تر است و او باید مدام مراقب حوزه حرفه ای، الزامات اخلاقی و حتی دین خود هم باشد تا مبادا به گمانی و گمانه ای، همه چیز را ببازد. خبرنگاری، در جامعه امروز سخت است سخت و زیان آور. اما وقتی خبرنگار خود را ملزم به حد و حدود شرعی و بایدها و نبایدهای اخلاقی هم بداند، این سختی صد چندان می شود و صد البته نتیجه اش هم حلاوت خاص خود را دارد، هم برای خبرنگار و هم جامعه هم آخرتش را آباد می کند هم دنیای خود و دیگران را.

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/05/17 شماره انتشار 17903 /صفحه اول و دوم