جامعه نو

چهره های آلوده، نگاه های آلوده تر
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠
 
 

مشهد چه خبر است؟ مشهد و این همه بدحجاب؟ مشهد و این همه نگاه های آلوده، چه خبر است در شهر شما؟ این ها پرسش هایی بود که یک جانباز از نگارنده می پرسید و می گفت پسرم، پسرک کوچکم این روزها که در مشهد هستیم از من می پرسد و من برایش پاسخی ندارم. نمی دانم وقتی می پرسد: بابا! در شهر امام رضا(ع) چرا این قدر بدحجابی است، نمی دانم چگونه پاسخ بگویم. نمی دانم چگونه توجیه کنم این ماجرا را. نه تنها برای او، بلکه برای خود هم نمی توانم پاسخی بیابم. من هم پر از سوالم حتی بیشتر از پسرک هشت ساله ام. حالا از شما می پرسم چه خبر است، در شهر شما؟... من هم نتوانستم پاسخ بدهم. البته گفتم، هر بدحجابی بی عفت نیست که خیلی از این افراد نسبت به حیا و عفت غیورند. یا حرمت این گونه «عریان پوشی» را نمی دانند و یا بی توجهند و شیطان در چهره شان، مزرعه شیطان ساخته است والا مطمئنم بسیاری از اینان هرگز سر مخالفت با شرع و حتی قانون را هم ندارند اما دچار غفلت شده اند و در این میان «آلوده چهرگانی» هم هستند که به قصد فراوان کردن لشکر شیطان به خیابان می آیند اما مسئله این است که «آلوده چشمان» همه را به یک چشم می نگرند و این یعنی شاید یک دختر یک زن، هرگز «آلوده چهره نباشد فقط آراسته رو» باشد، اما به یقین آنان که با چشم به شکار می آیند همه «آلوده چشمند» و به دنبال «چرا» در «مزرعه شیطان» پس زن ها و دخترها باید بیشتر مراقب باشند و... این ها را گفتم و خیلی چیزهای دیگر را هم اما خودم هم می دانم جوابم چندان که باید قانع کننده نبود، آن دوست جانباز که از تهران آمده بود هم با این جواب و استدلال معلوم نیست بتواند فرزندش را قانع کند. من خود اما نگرانم، نگران این «مزارع شیطان در خیابان» که با نگاه های آلوده مدام بمباران می شود، نتیجه این ماجرا هم روشن است، یعنی تاریک است و تلخ. همان چیزی است که دعا می کنیم در حق هیچ کافر بیگانه ای اتفاق نیفتد چه رسد به مسلمان هم وطن اما... نگویید قصه پردازی است این حرف ها نگویید تصور است و ذهنیت سازی. اگر سری به زندان، دادگاه، پاسگاه و حتی صفحات حوادث روزنامه ها بزنید یا حتی گوش بدهید به حرف های همدیگر در خواهید یافت، کار از تصور و قصه گذشته است متاسفانه این قصه های تلخ چنان تکرار شده است، که گاه تلخی اش هم کام وجدانمان را نمی آزارد. از بس عادی شده است برای بعضی ها این ماجرا که وقتی سخنی به اعتراض بلند می شود، تعجب می کنند! به جایی بر نخورد، اصلا می گویم تا بر بخورد به همه، شاید این برخوردن، هوشیارمان کند. اصلا به صدای بلند و به کلام بلیغ می گویم، این نگاه های آلوده و چهره های آلوده، گاه در چارچوب خانواده ها هم «چراگاه شیطان» شده است. از این خانواده ها هم کم خبر نخوانده ایم و نشنیده ایم. آدم حالش به هم می خورد از این سکوت، از این بی خیالی، از این که تا کسی هشدارمان می دهد، فورا می گوییم مگر همه جا درست شده است که به این مسئله گیر می دهند. می گویند مگر، این مسائل از اختلاس ۳هزار میلیارد تومانی بزرگ تر است. از ربا بزرگ تر است، از قاچاق و سرقت و... بزرگ تر است؟ می خواهم بگویم گناه به جای خود آتش است که باید خاموش کرد. نمی شود گفت چون آتش دزدی و سرقت هست.پس باید بر شعله های بدحجابی و بی عفتی دمید و....

سوال آن پسرک از پدر جانبازش بی جواب ماند. سوال جانباز از من هم پاسخ نگرفت. پرسش من از شما هم فکر نمی کنم به پاسخ برسد. خدا کند برای وجدانمان، پاسخی داشته باشیم....

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1390/06/28 شماره انتشار 17936 /صفحه6/جامعه