جانبازان در آغوش مهر و عطوفت رهبر
ساعت ۱٠:٤٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ مهر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 
سرفراز

ید بیضای تو را باور دارم آقا. دستی به سرم بکش تا سرفراز شوم.

بگذار دردها هم بدانند مرا دستی چون دست تو پشتیبان است که به گاه قنوت تا آسمان می رود. من تنها نیستم.

کرامت دریا

دریا کریم است. کرامت همه را به مقیاس دریا می سنجند اما شما که آغوش باز می کنید، مقیاس کرامت و مهربانی معنایی نو می یابد، ای مهربان تر از دریا

کشتی بان

چون لطف تو کشتی بان است، بگذار دریای درد هر چه می خواهد بکند.

تو که به رضایت لبخند بزنی، دردها مثل غزل برایم پرشکوه می شود و حتی تلخی رفتار و گفتار بعضی ها را هم چون عسل شیرین می بینم.

جان تازه

از شما بوی امام می آید، بوی شهدا، آقاجان مرا به آغوشت، میهمان کن، بگذار با عطر امام و شهدا دوباره جان تازه کنم

جانماز درد

ما نبودیم، آن روز که مولا علی(ع) با چاه درد دل می کرد، کوفه بود و یک دنیا نامهربانی و نامردی، امروز اما ما اصحاب چاه دردیم. جانماز دردت را در دل ما باز کن آقا جان تا همه بدانند علی این بار تنها نیست

سنگر خالی نیست

از پای افتاده ام، توان راه رفتنم نیست اما خانه ام خالی از سرباز نخواهد ماند و سنگرم نیز هم، پسرکم، دخترکم، پای به راه خواهند شد، وقتی تو فرمان رفتن دهی...

 

دست وگونه

دستت را که روی گونه ام می گذاری آقا جان، جانم جلا می یابد. دیگر درد سیلی نامرادی ها را هم از یاد می برم. تو دلیل موجه حقانیت  مایی و چون حقیم ما را چه باک از زخم ها و دردها و طعنه ها

شما تنها نیستید

من تنها نیستم آقا، چون شما هستی. من هم هستم، ما هستیم، نشسته در ویلچر، افتاده بر تخت اما قامت کشیده تر از ایستادگان در رکابتان می ایستیم. حضرت سیدعلی، شما هرگز تنها نمی مانید.

خبردار!

کاش دستانم را توان حرکتی بود و پاهایم را نیز هم تا به احترامت چنان خبردار می ایستادم تا دنیا خبر می شد. حضرت سیدعلی سرباز پا به رکاب فراوان دارد

پای ارادت

ببخش آقاجان. پای آمدنم نیست و الا با سر به دیدارت می آمدم اما... پای آمدنم زخمی است اما پای ارادتم محکم تر از همیشه است و دلم هر روز، زائر کویتان

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/07/07 شماره انتشار 17944/صفحه۹/اجتماعی