دلم خونه، عزادار امامه
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 

هیچ کس غریبه نیست

 این جا که چشم ها

به باران می نشیند

 و دل ها خون است

این جا 

 کسی غریبه نیست

وقتی «سیاه»

 رنگ جامه می شود

و همه را

 یک داغ به حرم کشانده است

قصه من

 غصه توست

قصه تو 

 غصه من

و ما همه

 پر از درد و داغ

به تسلی آمده ایم

 به تسلیت آقامان

-امام رضا(ع)-

که در شهادت

 پور رشیدش

-جوادالائمه(ع)-

سوگوارترین است

 و به تسلی خواهی

از حضرتش

 که آرامش را

میان سوگواران قسمت می کند

این جا کسی غریبه نیست

هر چند غریب

 پر شمار باشد

ما همه

 به هر رنگ و هر زبان

باده نوش یک سقاخانه ایم

برادریم

 خواهریم

نه از یک پدر

 بل از یک امام

که پدر همه است

 ما خواهریم

برادریم 

 نه به خون

که به خوی و خصلت

 و همین است که

برادرانه و خواهرانه

 سوگ نشین کسی هستیم

که هم برای ما

 پدر است و هم برادر...

و دیروز در حرم

 هیچ کس غریبه نبود

هر چند غریب فراوان بودند

که به تسلیت و تسلی آمده بودند

و من دلم را به میانشان فرستادم

و چشمانم را

 تا به نیابت از کسانی که

نمی توانند

 حرم را چشم در چشم شوند

نگاه در نگاه شوم

 گنبد و گلدسته را

و به جای همه دل ها

 سلام بخوانم

سلام به آقایی که

 بی علیک نمی گذارد

حتی یک سلام را

 و بی جواب نمی گذارد

حتی یک کلام را

 دیروز حرم بود و من

من بودم و حرم

 و همه کسانی که

از باب الجواد(ع)

 به تسلای امام رضا(ع)

می آمدند...

 

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1390/08/07 شماره انتشار 17969 /صفحه۷/فرهنگی