مشارکت حداکثري با ظرفيت حداکثري
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
وضعيت کشور در معادلات جهاني و منطقه‌اي قطعا حساس‌تر از وضعيت مشابه در قبل از دوم خرداد است. آن زمان فقط آگاهان، خطراتي را که متوجه مجموعه کشور و انقلاب بود را مي‌دانستند و بعدا نيز گفته شد موشک‌هاي «کروز» به سمت ايران نشانه رفته بود، اما حماسه حضور 30 ميليوني ايرانيان آگاه، سيل خروشاني شد که نقشه‌هاي دشمن را شست و فرصت بسيار مغتنمي را در اختيار نظام گذاشت، حالا از اين فرصت چقدر استفاده شد و چه حجمي از اين فرصت که نعمت خداوندي بود به «قصور»‌يا «تقصير» اين يا آن «سوخت» بماند که در اين مقال سر بازخواني آن نداريم. شايد دگر باره فرصتي دست دهد و بشود به بررسي آن پرداخت. سخن اما، امروز اين است که وضعيت بسيار خطيرتر و به مردان مدبر به گاه خطر محتاج‌تر از آن زمان است. نياز کشور و انقلاب در اين برهه دقيقا هماني است که از سوي رهبر فرزانه انقلاب با عنوان «حضور حداکثري مردم در انتخابات رياست جمهوري» راهبرد آينده را مشخص کرد. به يقين براي برون رفت از کوچه‌هاي پرچاله و در گذر از مقابل رويدادهاي پرچالش هيچ راهي جز تکيه بر مردم و راي حکيمانه‌شان و اتکال به قدرت زوال‌ناپذير آنها که برآمده از قدرت الهي مي‌باشد نيست و صد البته بايد به راي آنها هر چه باشد «گردن» نهاد و «گردن کشان» در برابر اين راي را بر سر جايشان نشاند...
مفهوم موافق رهنمود رهبر «نيک تدبير» جمهوري‌اسلامي اين مي‌شود که «ظرفيت حداکثري» را هم بايد براي «انتخاب، در اختيار مردم گذاشت. نمي‌شود دايره را چنان تنگ گرفت که فقط خود باقي ماند و انتظار داشت همه ما را انتخاب کند. در فرايند انتخاب بايد برانيد همه آرا و نظرات مطرح در جامعه، امکان حضور به عنوان نامزد را داشته باشند، تا امکان بهگزين هم به وجود آيد والا ارائه دهها تن از نخبگان يک تفکر در غياب نمايندگان ساير تفکرات، هرگز به معناي انتخاب نيست.
در انتخاب گزينش «راس» هرگز بدان اندازه پراهميت و حياتي نيست که گزينش «راي». پس حضور صدها تن با يک تفکر چيزي است در حد مساوي حضور يک نفر و نه بيشتر، پس براي تحقق مشارکت حداکثري بدون اما و اگر بايد زمينه را براي زمان انتخاب آماده کرد، نه اينکه کساني از همين اول «تيغ رد صلاحيت» اين و آن را برکشند و به اين تيغ آخته اين و آن را تهديد نمايند. چنانکه دو تن از نمايندگان مجلس که در طيف آبادگران دسته‌بندي مي‌شوند در برابر يک نامزد احتمالي با گرايش اصلاح‌طلبانه از آن سخن گفتند و کساني ديگر، حتي آقاي هاشمي رفسنجاني را هم از سخنان گزنده بي‌بهره نگذاشتند. بايد يادآور دوستان شد که قرار نيست «يک مسابقه با يک سوار» صورت گيرد که سوار هر که باشد با هر شکل برنده باشد، قرار است مسابقه به مفهوم صحيح آن باشد تا مشخص بشود هر فرد چند مرده حلاج است. قرار قانون، خواست مردم و نظر رهبري نظام انتخاب به مفهوم وسيع آن است با حضور حداکثري مردم و اين محتاج ظرفيت حداکثري هم هست. به هر حال بايد در نظر داشت که امکان انتخاب «حق» مردم است، نه «موهبت» که اين گروه بدهد يا آن يک بستاند، «حق‌الناس» هم هست اين امکان انتخاب که خداي هم از آن نمي‌گذرد. نکته ديگري که ذکر آن ضروري مي‌نمايد اين است که همه ارباب قدرت و جناح‌و دست‌اندرکاران از همين حالا تمرين کنند که فردا هر کس انتخاب مردم بود، همه با او همياري کنند و همکاري و نه مانع‌تراشي و چاله‌کني و چالش‌افکني. فرد منتخب هم از توان و ظرفيت همه استفاده کند آنگونه که شايسته مفهوم «شايسته‌سالاري است» و نه، حذف اين و برگماري آن، پايان روز انتخابات، آغاز همگرايي بايد باشد... بدان اميد که چنين باشد