مسلمانی رسانه‌ای ما و یک سؤال
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 

رسیدن به حق از مسیر باطل غیرممکن است. هیچ‌کس را نمی‌توان پیدا کرد که از «گمراهی» به حق رسیده باشد. هیچ‌کس را نمی‌توان در تاریخ سراغ گرفت که به راه دگر شده باشد اما به کعبه رسیده باشد. برای رسیدن به حق، برای اعتلای حق، برای دفاع از مجد و عظمت حق فقط باید با سازوکار حق کوشید. اگر ساختمان‌های فیزیکی و مجازی را هم وابکاویم درخواهیم یافت آنچه شکل گرفته است به جز از جنس همان ذرات تشکیل دهنده است. مزارع را هم اگر نگاه کنیم خواهیم دید دقیقا همان چیزهایی در آن روئیده که بذر آن را افشانده‌اند. خب حالا از این منظر اگر کسی برخی رسانه‌های ما را مورد مطالعه قرار دهد به چه خواهد رسید؟ آیا ادبیات غیربهداشتی، گاه ناجوان‌مردانه و غیر شرعی که در حق مخالفان خود روا می‌دارند، نشانگر چیزی جز «ناحق» اندیشی برخی «مدعیان حق» نخواهد بود؟ آیا ما حق داریم مخالفان خود را به بهانه این‌که باطل می‌دانیم به هر شیوه‌ای مورد هجوم قرار دهیم؟ اصلا آیا بحث جنگ نرم و جنگ روانی این مجوز را می‌دهد که به هر شیوه‌ای متمسک شویم؟ یک اصل دیگر؛ منتقد و مخالف به جای خود، آیا شرع و اخلاق به ما اجازه می‌دهد در مواجهه با دشمن این شیوه‌ها را در پیش گیریم که برخی علیه منتقدان و مخالفان به کار می‌گیرند؟ اگر قرار باشد کسی که بی‌تریبون است را بمباران کنیم چه فرقی با رسانه‌های استکباری خواهیم داشت؟ مگر ما مجازیم به هر شیوه‌ای دست بزنیم؟ یادمان باشد آموزه دین ما و کلام روشن قرآنی ما «جادلهم بالتی هی احسن» است و پرهیز از همه شیوه‌های ناپسند حتی در برابر دشمنی که ناجوان‌مردانه‌ترین شیوه‌ها را به کار می‌گیرد. از یاد نبرده‌ایم ماجرای جنگ احد را، آن‌جا که پس از پیروزی ظاهری کافران بر لشکر رسول‌ا... وقتی سپاهیان مکه در فرآیند جنگ روانی و برای تضعیف روحیه سپاه مسلمانان زبان به شعار «بعل هبل.... بعل هبل» می‌گشایند تا او را برتر بشمارند، پاسخ یاران حضرت رسول (ع) فرهنگ هبل، بلکه تجلیل خداوند است که «الله اعلی و اجل» کوه احد را در بر می‌گیرد. «الله اعلی و اجل» مصداق روشن همان «جادلهم بالتی هی احسن» است. این باید درس اصحاب رسانه‌‌ای باشد که می‌خواهد مؤمنانه بنویسند. می‌خواهند از حق دفاع کنند. حلا بازگردیم به مشی برخی رسانه‌ها و نحوه مواجهه آنان با منتقد و مخالف سلیقه خود. آیا نسبت‌ها و القابی که می‌دهند، مارکی که می‌چسبانند، سانسوری که روا می‌دارند، تحقیری که می‌ورزند، هیچ خویشاوندی با آموزه‌های دینی دارد؛ با اخلاق انسانی چطور؟ آیا نهی آشکار قرآنی «لاتنابزو بالالقاب» نباید ما را از ملقب کردن مخالفان به لقب‌های تحقیرآمیز و توهین‌های آشکار باز دارد؟ آیا سخن خداوندی «ان بعض الضن اثم» نباید ما را به تقوای پنداری و گفتاری رهنمود شود؟ بگذریم. روزگار برخی رسانه‌ها خوب نیست. کلمات برخی‌ها مثل همان بذرهای نازیبایی است که جز زشتی نمی‌افزاید. یادمان باشد خداوند آب و زمین را آفرید و دراختیار ما قرار داد و آبادانی زمین را از ما خواست. در حوزه فرهنگ نیز خداوند قلم و کلمه، این گرانبهاترین سرمایه‌هایی که خداوند بدان سوگند یاد فرموده است را آفرید و دراختیار ما قرار داد و ضمیر و ذهن جامعه را نیز در کنار آن نهاد. قطعا وظیفه ما عمران، آبادانی اذهان با کلمات روشن است اما ما چه می‌کنیم با افکار عمومی جامعه؟ کمی در این باره تأمل کنیم.

ویژه‌نامه - ویژه نامه نمایشگاه مطبوعات - مورخ چهارشنبه 1390/08/11 شماره انتشار 17973 /صفحه۴