مکارم اخلاق، از بعثت تا غدیر
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آبان ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

من فلسفه اصلی غدیر را به کمال رسیدن اخلاق می دانم، این عین ولایت است ، عین امامت نیز هم. برای این باور نیز یک صغری و کبری منطقی قائلم از کلام خداوند و رسول مکرمش. صغرای قضیه را آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته...» در نظر بگیریم که به عنوان شصت و هفتمین آیه سوره مائده ، برای همیشه نگاه ها را به غدیر می کشاند، کبری قضیه را نیز در کلام نورانی رسول ا... (ص) می خوانیم؛ «انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» خب نتیجه این قضیه منطقی هم این می شود که ؛ غدیر نیز به کمال رساندن اخلاق فردی و اجتماعی انسان را هدف خود دارد. این اخلاق آن قدر مهم است که حضرت حق همه پیامبرانش را برای تعلیم آن به مردم برانگیخته و رسول خاتمش را هم با ماموریت به کمال رساندن مکارم اخلاق مبعوث فرموده است. گره زدن ولایت و امامت با نبوت نیز در همین مسیر است لذا معتقدم، باورمندان غدیر و آنانی که معتقدند راه معرفت و صراط مستقیم مسلمان غدیر است، باید اخلاقمندترین انسان ها باشند و در تعامل با خویش و بیگانه با دوست و آشنا و حتی با دشمن همواره «اخلاقی»رفتار کنند. پس نمی شود از غدیر گفت، اما اخلاق غدیری نداشت، از غدیر گفت و رفتاری در پیش گرفت که با منش امام غدیر متفاوت است. سرچشمه غدیر با بعثت یکی است بعثت بی غدیر، بی سرانجام است و غدیر بدون بعثت بی آغاز این هر دو یک فلسفه و یک دلیل ایجادی دارد. لذا وقتی پیامبر که فلسفه وجودی بعثت و ابلاغ دین را به کمال رساندن اخلاق می داند، در پایان باید در غدیر پیغامی را ابلاغ کند و کاری را انجام دهد که انجام ندادن آن با انجام ندادن رسالت مساوی است باید ولایت علی علیه السلام را بر مردم بخواند و از آنان بیعت بگیرد تا بعثت بی غایت نماند لذا می توان گفت کسانی می توانند غدیر را بفهمند و در این صراط مستقیم بمانند که بعثت را فهمیده باشند، در مکتب بعثت اخلاق خویش را تعالی بخشیده باشند و الا سر دادن یک شعار حتی نام بردن از ارزش های غدیر، آدمی را به جایی نمی رساند. باید این ارزش ها را به عمل درآورد و عمل به ارزش ها را در رفتار خویش ملکه کرد آن وقت است که آدمی می تواند، غدیر را و بعثت را درک کند. به نگاه دیگر، غدیر ، تنها یک رویداد سیاسی و یک واقعه حکومتی نیست بلکه مهندسی یک سبک زندگی است.«من کنت مولاه فهذا علی مولاه» یک تعارف نیست بلکه یک حقیقت است تا کسانی که راه را از بعثت آغاز کرده اند ولایت حضرت رسول را پذیرفته اند و دریافته اند برای رسیدن به «حسن زندگی» باید «...و لکم فی رسول الله اسوة حسنة» را بفهمند باید در ادامه راه نگاهشان به امام علی(ع) باشد و سبک زندگی علوی. این سبک را هم باید مدرسه زندگی کرد و از امام علی آموخت همه آموختنی ها را، ایثار را، اخلاص عمل را، از خود گذاشتن را و بر حق خویش چشم پوشیدن را. باید آموخت عدالت را، صداقت را، صراحت را، باید یاد گرفت قیام را و نشستن را، فریاد را و سکوت را. باید خیلی چیزها را آموخت. ما در زندگی خود محتاج فهمیدن و عمل به لحظه لحظه زندگی مولا هستیم. اصلا شیعه معنایش همین است. مسلمانی هم جز این معنایی ندارد. وقتی فلسفه غدیر و بعثت یکی است نمی شود بعثت را پذیرفت اما به غدیر «نه» گفت! نه، نمی شود! غدیر سبک زندگی بر مدل بعثت است با همه مولفه هایش. از صداقت و تقوا و رفتار نیک تا عدالت در حکومت و اقامه قسط و عدل و دادگری در همه زمینه های فردی و اجتماعی. عید غدیر ، تنها شیرینی خوردن نیست. شیرین رفتار کردن است. جوری رفتار کنیم که حتی بیگانه ای اگر ما را می بیند به خوبی مرام ما ایمان بیاورد.به گونه ای باشیم که زینت غدیر باشیم،نه این که بخواهیم نازیبایی های خود را پشت زیبایی غدیر پنهان کنیم یا خدای نکرده این زیبایی را هم آلوده کنیم. فلسفه غدیر همان فلسفه بعثت است، پس بکوشیم برای اعتلای مکارم اخلاق....

خراسان - مورخ یکشنبه 1390/08/22 شماره انتشار 17981 /صفحه۱۲/اندیشه