جامعه نو

وقتی کتاب ها منتظرانه ورق می خورد
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠
 
 

هر نفر که پایش را به نمایشگاه کتاب می گذاشت خوشحال تر می شدم به یاد ندارم، روزی، جایی، این قدر حضور مردم را انتظار بکشم و قدم هر فرد را بر چشم بگذارم. به یاد ندارم این قدر چشم گردانی مردم مرا بر سر ذوق آورده باشد و... خب نمایشگاه کتاب است، آمدن ها و چشم گرداندن ها یک معنای خوب دارد، ارتقای رابطه مردم با کتاب و این یعنی روزگار بهتر خواهد شد، چون وقتی کتاب این یار مهربان همراه مردم شد خیلی از «ناهمراهان» همراه شده، جایی نخواهند یافت. وقتی کتاب وارد زندگی مردم شد، حساب را هم با خود خواهد آورد، تدبیر امور با حساب و کتاب هم جلوی ناحسابی ها را می گیرد... و به خصوص وقتی کتاب هایی درباره امام زمان ورق می خورد می توانی تورق معکوس تقویم ها برای رسیدن به لحظه ظهور را حس کنی...

بله نمایشگاه کتاب بود و مردم می آمدند تا کالایی بخرند که نه از مد می افتد و نه کهنه می شود بلکه هم جان را نو می کند و هم جامعه را، هم سلیقه ها را جلا می دهد و هم ذائقه ها را. می آمدند تا چراغی بخرند که روشنایی کوچه های ذهن و ضمیرشان را به همراه آورد تا مبادا در تاریکی راه به بیراهه برند... نمایشگاه کتاب بود و تو می توانستی یک شهر کتاب را ببینی با شهروندانی از جنس کلمه و کلام که دوستی را با آدمیزادگان به نهایت می رساندند و بر مدار مکتب انتظار اندیشه ها را تا رفعت عصر ظهور بر می کشیدند. نمایشگاه کتاب بود و در کنار آن چند غرفه ای هم به مطبوعات تعلق گرفته بود و من جمعه را، که به عطر انتظار معطر است چشم در چشم می  شدم با مردمانی که در نگاهشان انتظار موج می زند. مردمانی که به دعا از خدا می خواهند و انتظار زودتر به فرج برسد و دیدار یار حاصل آید... بگذریم.

در نمایشگاه و در غرفه خراسان، مردمان می آمدند، به سلام و کلام. از ستون «حرف مردم» می گفتند که راوی صادق نظراتشان است و از جیم که راوی لحظه های جوانی شان است. استقلال نظر خراسان برایشان عزیز بود و می خواستند همین مشی با قوت ادامه داشته باشد. یک نویسنده کتاب های دفاع مقدس. دستمریزاد می گفت به اصحاب خراسان و مدیرانش که سبب ارتقای مشی مستقلانه در رسانه های مکتوب شده اند. یک شهروند هم آمده بود به غرفه و می گفت قصد داشتم پس از خروج از نمایشگاه با خراسان تماس بگیرم اما خوشحالم که این جا شما را دیدم. او از وضعیت پارکینگ های نمایشگاه انتقاد داشت. او که مجبور شده بود خودرویش را در قسمت «جمعه بازار خودرو» پارک کند و ۵هزار تومان ورودی بپردازد معتقد بود مسئولان «نمایشگاه بین المللی» لااقل به اندازه مراجعه کنندگان مشهدی باید فضای پارکینگ در نظر بگیرند نه این که مردم مجبور شوند در «جمعه بازار خودرو» پارک کنند.این فرهنگی بازنشسته معتقد بود باید برای آمدن مردم به نمایشگاه کتاب «تسهیلات» فراهم شود نه این که تنگناها مردم را فراری دهد...

مردم می آمدند، همکلام می شدند و می رفتند اما در این میان سلام و علیک و همکلامی با یکی از یادگاران فرهنگی دفاع مقدس هم حال و هوای دیگری داشت. او از ویژه نامه های خراسان درباره دفاع مقدس می گفت و ما احساس می کردیم تکلیف ما برای روزهای پیش رو چقدر سنگین است و... حرف آخر، در غرفه خراسان پوستر ضریح مطهر امام رضا(ع) هدیه می شد و تو می توانستی از لب هاشان بخوانی السلام علیک یا ابالحسن یا علی بن موسی الرضا(ع) و... هم نوا با آنان دوباره و هزار باره به آقای مهربان سلام دهی...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1390/08/29 شماره انتشار 17986 /صفحه۷/فرهنگی