معیارهای بسیجی بودن
ساعت ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 

بسیجی به معنای واقعی حزب اللهی است و برای خود، تعریفی جز عبدا... بودن ندارد. یادش بخیر روزگار عاشورایی دفاع مقدس که رزمندگان همه «عبدا...» بودند هم از این نظر که با هوشیاری مورد شناسایی بیگانه قرار نگیرند و هم از این منظر که برای خود شانی جز بندگی خدا قائل نبودند. بنده خدا که شدند، عبدا... که نام گرفتند، هم عین ا... می شدند و هم یدا... .جز خدا نمی دیدند و جز برای خدا نیز نمی دیدند. دست خدا شده بودند برای احقاق حق و نابودی باطل و چنین بود که «نمی شود» و «امکان ندارد» در قاموس فکری آنان جایی نداشت. چه باور داشتند «یدا...» هرگز «مغلوله» نیست، بلکه «فوق ایدیهم» است. پس وقتی امام خمینی(ره) می فرمود می توانیم، بسیجی این را باور داشت و به عمل در می آورد تا ولی فقیه خویش را بر سر شوق آورد آن چنان که در شأن شان فرمود «من دست و بازوی شما را که دست خدا بالای آن است می بوسم و به این بوسه افتخار می  کنم».

آری بسیجی هم عبدا... بود و هم یدا... و هنوز هم هست و تا همیشه هم خواهد بود. او سیاست را هم خوب می فهمد، مثل دیانتش چه که در مکتب اسلام انقلابی، «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» و بسیجی این را در رفتار خویش نشان می دهد. او البته عمله حزب و باند قدرت طلب نمی شود بلکه پرچم چفیه خویش را هوشمندانه و با عزت جایی به اهتزاز در می آورد که باید باشد.

بسیجی مقتدر است اما از قدرت جز به حسن استفاده ای نمی کند بلکه آن را برای روز مقابله با دشمن ذخیره می کند و در برابر خودی ها به شدت مهربان است و از حق خود می گذرد. یادش بخیر، فرمانده دلاوری که وقتی نیرویش - بر اثر عصبانیت آنی - به صورتش سیلی زد او با آن که می توانست به شدت او را تنبیه، یا لااقل مقابله به مثل کند، او را در آغوش گرفت و آرام کرد، نه این که نمی توانست ضربه اش را با ضربه پاسخ دهد که از قضا بسیار هم قوی بود اما قوت و اقتدار او در خویشتنداری او نمایان می شد. او البته چنان هیبتی داشت که وقتی با لباس غواصی در عملیات والفجر۸ از آب بیرون آمد سرباز عراقی با دیدن او غش کرد. اما با این هیبت جواب سیلی نیروی عصبانی خود را نداد و هنوز هم رفتارش همان است و بر همان سیره و روش سبک زندگی خود را بنا کرده است.

درس او برای من و ما نیز تفسیر آیه قرآن بود که «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» و این یعنی بسیجی در میان مردم مهربان ترین است. بسیجی درس آموز مکتب عشق و دانشجوی دانشگاه عاشوراست. رفتارش، گفتارش، قیام و قعودش، مثل ترازو میزان است و بهترین تعریف از بسیجی و بسیج را می توان در کلام رهبر فرزانه انقلاب خواند که «بسیج یک مجموعه حزب اللهی واقعی است ... بسیج سیاسی است اما «سیاست زده وسیاسی کار و جناحی» نیست... بسیجی مجاهد است اما بی انضباط و افراطی نیست. عمیقا متدین و متعبد است اما متحجر و خرافی نیست، با بصیرت است اما از خود راضی نیست، اهل جذب حداکثری است اما غیور است و درباره اصول تسامح نمی کند، طرفدار علم است اما علم  زده نیست. اخلاق اسلامی دارد اما این اخلاقش ریاکاری نیست. در آباد کردن دنیا فعال است اما خود اهل دنیا نیست...»

آری بسیجی این همه است، دربردارنده همه زیبایی ها و بری از همه زشتی ها، قامت کشیده در مکتب عاشورا و صاحب  نقش در عاشوراهایی که تکلیف هر روز ماست. او هیچ گاه نقش تماشاچی ندارد بلکه همواره مرد عمل در صراط مستقیم حق است و پشت سر ولایت حرکت می کند، نه جلوتر می رود و نه عقب می ماند و نه حتی شانه به شانه می شود و کنار ولی قرار می گیرد، او فقط پشت سر ولایت گام بر می دارد، او برای خود جز این شأنی قائل نیست.هرچند کم نیستند کسانی هم که از رهبر جلو می افتند و باز کم نیستند کسانی که عقب می مانند و هر دو راه را گم می کنند و باز هستند کسانی که کنار رهبر می ایستند و برای خود شأن «هم عرضی» قائلند، اما بسیجی فقط پیرو است، شیعه ولایت است و... بسیجی، بسیجی است.

خراسان - مورخ دوشنبه 1390/09/07 شماره انتشار 17993 /صفحه۲