شهر، متن و حاشيه
ساعت ٢:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:


وقتي «متن»‌جا ندارد، «حاشيه»‌رشد مي‌کند، حتي وسيعتر از متن هم مي‌شود، با همه عوارضي که با حاشيه‌نشيني متولد مي‌گردد. به مشهد نگاه کنيم، حاشيه‌نشيني چه وضعيتي دارد؟ آيا متن نشينان تصميم‌سازي و تصميم‌گيري و مديريت، آنگونه که به شهر مي‌نگرند به حاشيه‌ها هم توجه دارند؟
اين درست که حاشيه نشينان گاه، خانه بر غيرمدار قانون بنا کرده‌اند اين هم درست که گاه با اقدامات خود همراه زمين خواران بزرگي شده‌اند که به تاراج زمين مشغولند، همه اينها درست، اما يک درست ناديده گرفته هم وجود داردو آن «حق شهروندي»‌ساکنان حاشيه است بنده خدايي به صاحب قلم مي‌گفت، شما در پرداختن به معضلات خوب توجه مي‌کنيد و خوب قلم را به گردش درمي‌آوريد. «خراسان»‌خوب کارمي‌کند اما در کار خوب شما، باز حق و حقوق حاشيه‌نشين‌ها به حاشيه رانده مي‌شود.
او مي گفت در کشورهايي که حاشيه نشيني را به جد منع مي کنند، در متن شهر به آنها جا و مکان مي‌دهند وعملا"‌بهانه‌اي هم نمي‌گذارند، اما اينجا....
خوب اگر نمي‌خواهند، اينجا هم حاشيه نشيني رشد کند، در ساختار شهري جايي براي ما در نظر بگيرند. اينقدر هم نگويندحاشيه‌نشيني مولود مهاجرت است،بله مقداري نقش دارد، شايد هم پررنگ، اما بپذيريم که بخشي از حاشيه‌نشيني، نتيجه مهاجرت ازمتن شهر است به حاشيه‌ها چون نسل تازه توان خريد مسکن يا حتي اجاره آن را در متن شهر ندارد و مجبوراست به حاشيه برود. در حقيقت اينها به حاشيه نرفته‌اند، به حاشيه رانده شده‌اند.
بخشي هم که در اثر مهاجرت از روستا به حاشيه آمده‌اند هم معلول يک جبر هستند، نه علت و مختاروفعال مايشاء.... خشکسالي، فقر و....
چون سپاه مغول بر سرشان فرود آمده است و آنها را چنان از خانه و کاشانه‌شان تا رانده است که هر کدام به سوي پرت‌شده‌اند. والا اگر ديو خشکسالي رخت بربندد و آسمان بخل نورزد و با زمين آشتي کند و روستا رونق بگيرد، مگر روستايي اصيل و با هويت وريشه‌دار حاضر مي‌شود بيايد و در بي هويتي، حاشيه نشين شود وهزار بلا را هم به جان بخرد و هر روز به جاي هواي پاک، سرب به ريه‌هاش بفرستد و به جاي بسترراحت درهواي پاک روستا، بستر در وادي استرس پهن کند. قبول کنيم که اگر منطقي با قضايا برخورد کنيم وامکانات را عادلانه قسمت نمائيم حاشيه‌اي شکل نخواهد گرفت تا آنگونه که خبرگزاري مهر به نقل ازبصيري‌پور، نايب رئيس شوراي اسلامي شهر مشهد گفته است مصداق پيدا کنند که درصد وقوع جرايم در حاشيه شهرها حدود 30درصد بيشتر از جرايمي است که در ساير نقاط شهر اتفاق مي‌افتد وي در دامه اضافه مي کند:‌ناهمگوني فرهنگي در شهر مشهد مهمترين عامل بروز مشکلات فرهنگي است و تنها راه حل ‌آن ساماندهي مهاجرين وشفاف سازي هرگونه معضل اجتماعي براي مردم است.
به گفته وي ارتباط اقدامات فرهنگي با امنيت اجتماعي بسيار زياد و مستقيم است و هر چه آثار فرهنگي در جامعه گسترش يابد نتايج بهتري در زمينه‌هاي امنيتي و سياسي بدست مي‌آيد.
به هر حال اين آمارها راهم مي‌پذيريم و اين نظرات يا اما سوىال اول ما به جاي خود باقي است که پس حق اين مردم چيست و کجاست و از کجا بايد بازخواست آن را؟....