شبه پیمبر
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

می آیی

و با آمدنت دلبری می کنی

چشم های حسین(ع) به قامت رعنای توست

و باد با هر گامت

عطر رسول ا... را به مشام دشت می رساند

و من در عجبم از سپاه یزید

که چگونه این عطر بهشتی را حس نمی کند

چطور حضور پیامبر را نمی فهمد؟

نه، نباید بفهمد

شکم های پر شده از حرام

کجا توان فهم حق را دارند

چگونه قدرت استشمام بوی بهشت را دارند

نه، نمی فهمند

تو می آیی

و دل می بری

چشم در چشم پدر می شوی

اجازه میدان می  خواهی

حسین(ع) اما

سیر نگاهت می کند

که در لباس رزم

هم به رسول ا... مانند شده ای

هم به علی مرتضی(ع)

اجازه میدان می خواهی

و امام

- بی لحظه ای درنگ -

فرمان جهاد می دهد

اما، یک خواهش پدرانه هم دارد

«چند گامی راه برو علی جان

تا قد رعنایت را ببینم»

راه می روی

و حسین(ع) همه عشق خود را

در تو می بیند

و دل می برد برای خدا

تو می روی و دستان حسین(ع) در پرواز است

خدایا! این اکبر است که به سویت می آید

این شبیه ترین فرد به پیامبر(ص) است...

می روی

مثل علی مرتضی(ع)

و این قوم رزم او را دیده است

و می داند

حریف مشق تو نیست

و می گریزند از برابرت

تو حیدروار می تازی

و تیغ در میانشان می نهی

و حد خدا را بر دشمنان خدا جاری می کنی

می جنگی

تشنه باز می آیی

بشارت رفع عطش به دست رسول ا... می گیری

می روی و ...

صدایت کربلا را می لرزاند

حال خدا خریدار تشنگی توست

تویی که عاشق شدی، جستی، طلب کردی

و در میان سراب جهالت

آب را یافتی

و حسین(ع)

- آن دلاور بزرگ -

با همه وجود به سوی تو می آید ...

اما او را تاب آن نیست

که قامت هزار زخمت را به خیمه برد

دنیا را برای پدر

بعد از تو وفایی نیست

علی(ع)

و گویی حسین(ع) است که می خواند

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید ...

خراسان - مورخ یکشنبه 1390/09/13 شماره انتشار 17998 /صفحه۶