قیام امام علیه خصلت های یزیدی
ساعت ۱٠:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
محرم نامه
 
 امام حسین علیه السلام فقط علیه یزید قیام نفرمود بلکه علیه سبک زندگی یزیدی قیام کرد که در آن به حق عمل نمی شد و رویگردانی از گناه معنا نداشت. این سبک زندگی با مرگ یزید هم به پایان نمی رسید بلکه یزیدپرور بود. یزیدها می آمدند جنایت می کردند و می مردند اما خون  یزیدی باز تولید می شد. امام علیه السلام می خواست با قیام اصلاح گرایانه خود این سبک را بر هم ریزد و شیوه ای نو و طرحی خدایگانی بنا کند. طرحی که خصلت های یزیدی را خواهد شست و انسان ها را از «بیماری» مهلک «یزید کرداری» نجات خواهد داد. برای شناخت این طرح و مهندسی زندگی بر اساس سبک حسینی باید در پرتو امام که «مصباح الهدی» است چشم باز کنیم و در منش و روش ایشان و دیگر ائمه و پیامبران علیهم السلام، درس زندگی بگیریم. درسی که تفسیرکننده حقیقی« کل یوم عاشورا» نیز هست. عاشورایی که باید ما را بر «سفینةالنجاة» بنشاند و سجاده نماز بندگی مان را در «کربلا» بگستراند. امام علیه السلام در یکی از درس های زندگی ساز خود می فرمایند: «سخاوتمندترین مردم آن کسی است که کمک کند به کسی که امیدی به وی نداشته است. بخشنده ترین افراد آن شخصی است که (نسبت به ظلم دیگری با آن که توان انتقام دارد) گذشت کند. صله رحم کننده ترین مردم و دید و بازدیدکننده ترین نسبت به خویشان آن کسی است که صلح رحم کند با کسی که با او قطع رابطه کرده است/نهج الشهاده/ ص۳۹» و این مثلث می تواند زندگی ما را در مدار عزت قرار دهد، آرامشی مومنانه را بر زندگی ما حاکم کند و ما را به سمتی ببرد که بشود در همین دنیا عطر بهشت را حس کرد و از سوی دیگر، 3 خلق خدایی را در رفتار ما که داعیه دار شان خلیفةاللهی هستیم چنان بارور کند که از ما آیت و نشانه خدا بسازد. امام نیز خود در طول حیات طیبه خود شجره طیبه گذشت را غرس کردند و به زلال اخلاق چنان پروریدند که شهد میوه های آن حتی کام دشمنان را هم شیرین کرد، چنان که در کربلا، سپاه تشنه حر را، از آب ذخیره کاروان خود سیراب فرمود، اما پاسخ آن روزهای بعد محاصره آب بود. نکته ای که باید در آن تامل کرد این است که اگر پس از این محاصره آب، دگرباره آب به دست امام می افتاد و دشمن تشنه بود، باز رفتار امام با آنان همین بود و باز لب های تشنه شان را به آب جواب می دادند. این سنت حسین و شعبه ای از سبک زندگی عاشورایی است، چون امام، معلم گذشت و پرهیز از انتقام است. چنان که راویان گفته اند در کربلا در زمان جنگ وقتی شمشیر امام پاهای فرد مهاجم را قطع کرد و او روی زمین افتاد، دشمن نه جرات نزدیک شدن به صحنه را داشت و نه برایش مهم بود که سربازشان در چه وضعی است، این جا باز امام بودند که اوج گذشت را با نهایت جوانمردی گره زدند و خود پیشنهاد کمک به آن مهاجم مجروح دادند و... این یعنی حسین هرگز دنبال انتقام نیست، بلکه با دشمن حربی هم در نهایت جوانمردی رفتار می کند و برای همیشه به همه انسان ها درس فتوت می دهد.به باور من، «هل من ناصر ینصرنی» امام حسین، یاری خواه برای این سبک زندگی است و هرکس می خواهد به دعوت امام علیه السلام لبیک بگوید، باید اهل گذشت باشد و جوانمردی را حتی برای دشمن خود هم به نهایت برساند...

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1390/09/21 شماره انتشار 18003 /صفحه۵/فرهنگی