ذکر شهدا و تبیین ارزش‌های دفاع مقدس یک ضرورت است
ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٤ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
 
سردار قاآنی در جلسه انصار المهدی به یاد شهیدان مشتقیان از ضرورت یاد شهدا گفت 
 

ذکر شهدا و تبیین ارزش های دفاع مقدس امروز یک ضرورت است.این کلام سردار اسماعیل قاآنی است که در جمع یاران دوران دفاع مقدس یادهای رفته را مرور و چشم ها را به افق های پیش رو روشن می کند او از ضرورت بازگشت به سیره شهدا می گوید و من دچار یک مسئله هستم؛ «دوران فطرت» و دوری چند ماهه از یاران و برگزار نشدن جلسات اما با خود می گویم زمین بین چند فصل کشت نیازمند فصل «آیش» است تا بتواند دگرباره به ثمر بنشیند، قصه ما آدم ها هم، گاه چنین است. نیازمند یک فصل آیش هستیم. شاید ماجرایی که حضرت مولوی نیز بدان رسید همین باشد که سرود؛

مدتی این مثنوی تأخیر شد

مهلتی بایست تا خون شیر شد

تا نزاید بخت تو فرزند نو

خون نگردد شیر شیرین خوش شنو...

حالا این ماجرا شده قصه ما و جلسه یاد شهدا در جمع هیئت انصار المهدی که می شود در چشمانشان هنوز شور و شوق بچه های اطلاعات و عملیات دفاع مقدس را دید. آری دگر باره جان پرگناه من هم لیاقت یافت تا دقایقی در فضایی قرار بگیرد که از شهید و شهادت سخن می گفتند. در خانه ای که تصاویر شهیدان سید مهدی و سید هادی مشتاقیان، آدم را به محاکمه می کشد که بعد از ما شما چه کردید؟ پاسخ من که شرمندگی بود، آنقدر که سرفرود آوردم تا چشم در چشم شهید نشوم و عکس آنان را نبینم، وقتی می بینم عکس آن ها حرکت می کنم، من شرمنده شدم، شما را نمی دانم، خیلی های دیگر که باید از شرم بمیرند را نیز هم. بگذریم. در آن جمع، در شعاع تصاویر نورانی دو «امامزاده عشق» شانه به شانه جانبازی می شوم که پای مصنوعی اش را کنار می گذارد در چهره اش که یک لحظه نگاه می کنم حس می کنم پای اراده و ارادتش حقیقی و مستحکم است، آنقدر که وقتی می ایستد، بنای رفیعی را مانند می شود که هیچ زلزله و توفانی او را فرو نمی ریزد. جانباز خود شهیدی است که هر روز تازه می شود. بهاری است که مدام به شکوفه می نشیند و زیبایی هایی که گاه چشم را می نوازد به برکت دعا و نفس های اینان است... آن سوتر جانباز دیگری، روی صندلی می نشیند نه این که خود را از بر زمین نشستگان بهتر بداند بل او هم آیتی است از عشق، که بر زمین نشستن نمی تواند و... به هر سوی که رو می کنی، عشقی را تجسم یافته در قامت رزمنده ای می بینی که هر کدام نشانه ای از حقیقت و پرچمی برای عزت هستند و در این میان سردار اسماعیل قاآنی که هنوز بچه های جنگ برادر اسماعیل اش می خوانند لب به سخن می گشاید و از شهید و شهادت می گوید که رابطه زمین و آسمان را حسنه کرده است، او سخن را به امروز و اوضاع جهان امروز می کشاند و می گوید بیداری اسلامی امروز، نتیجه شهادت های دیروز است و تا شهادت هست چراغ بیداری هم روشن خواهد بود. این فرمانده دفاع مقدس، به یاران دیروز و امروزش تاکید می کند، قدردان شهادت ها باشند و با بزرگداشت یاد شهدا و ذکر شهادت- که عبادت است- به جریان بیداری اسلامی کمک کنند. او بیان خاطرات و تبیین ارزش های دفاع مقدس را برای عبور از خطرات و ناهنجاری ها، یک ضرورت می داند و با استناد به این فرمایش رهبر فرزانه انقلاب که امروز زنده نگهداشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست، رزمندگان و شهادت باوران دیروز رابه استمرار جریان شهادت می خواند و تاکید می کند: این جلسات را قوی تر از گذشته برگزار کنید و همواره از شهدا بگویید... سردار حرف فراوان دارد و یاران به گوش جان می شنوند، دراین میان اما، سخنان برادر شهیدان مشتاقیان، از یک جهان بینی توحیدی ناب روایت می کند؛ پدرمان، که بچه هایش را به جبهه می فرستاد، جیره و خوراکی هم همراهشان می کرد و زندگی در شرایط سخت را آموزش می داد و معتقد بود، هر خانواده باید حداقل یک رزمنده در جبهه داشته باشد و خود نیز او را تدارک کند. این برادر شهید به نقل از پدرش گفت: دولت همین که اسلحه دفاع را فراهم کند کافی است. ما خود باید تدارکات مورد نیاز رزمنده خود را فراهم کنیم. برادر شهیدان مشتاقیان سپس به سخنان سردار قاآنی اشاره و تاکید کرد روز گفتن از شهیدان همین امروز است و با گفتن خاطرات آنان می شود جامعه و نسل نو را از خطرات امروز وفردا نجات داد. او در پایان تریبون را به مداح اهل بیت، سعیدی نژاد سپرد تا بخواند؛

تمام زندگی‌ام مال حسینه

دلم همواره دنبال حسینه...

... و چنین بود که دل ها با حسین گره خورد، البته دل حاضران خیلی سال پیش با حسین(ع) و عاشورا گره خورده بود ما خود را با حسین(ع) تعریف کرده بودیم و الا به قلب خطر نمی زدیم...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1390/10/04 شماره انتشار 18014 /صفحه۷/فرهنگی هنری