صابون اعتماد «بانک ملي»‌و جامه ما
ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۳ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
«هرجا سخن از اعتماد است، نام بانک ملي ايران مي‌درخشد» اين شعارمحوري بانک ملي در تبليغات عديده آن است، البته ما هم چنين آرزويي داريم و اميدواريم روزي برسد که هرجا سخن از اعتماد است نام تمام نهادها و سازمانهاي ايران بدرخشد اما...
اما ماجرا از اين قرار است که بانک معظم ملي گاهي خيلي در بحث اعتماد مي‌درخشد خيلي، بنده به عنوان يک شهروند وام‌دار که از قضا وام‌دار بانک ملي ايران هم هست به خوبي پيشروي اين بانک را ملاحظه کرده است به گونه‌اي که به جاي روز آخر هرماه که سررسيد قسط است، با علم غيب به اينکه شايد طرح قسط خود را نپردازد؟،
ده روز قبل از سررسيد موعد يعني 20 برج از بانکي که حساب ضامن در آنجا جاري است مي‌خواهد هم قسط 30/8 را کسر کند و هم 30/9 را؟
بنده خدا ضامن وقتي مي‌بيند دو قسط از حسابش کسر شده است پيگير مي‌شود مي‌بيند يکي از شعب بانک ملي اقدام کرده است تا «اعتماد» را پاس بدارد؟،
آنهم 40 روز قبل از سررسيد،
بگذريم، اميدوارم، مسئولان محترم اين بانک اگر خواهان درخشش روزافزون نام خود در ساحت اعتماد عمومي هستند، به مسائلي از اين دست توجه کنند و به ياد داشته باشند که هرکس از کالايي، نهادي و... ناراضي شود، حداقل هفت نفر را ناراضي خواهد کرد واز معامله با آنها برحذر خواهد داشت و اگر کسي راضي از جايي بازگردد، مي‌تواند حداکثر 3 نفر را به معامله با آنها راضي کند.
پس اين نکته را جدي بگيرند،