شهر به مثابه یک موجود زنده
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٤ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

شهر را به مثابه یک موجود زنده باید در نظر گرفت و تا جایی که صاحب این قلم به یاد دارد، هیچ موجود زنده ای، بی تناسب نیست یعنی همه اعضا و اجزایش با هم تناسب دارد و کلا نوعی هماهنگی در همه وجودش مشاهده می شود که رفتار و کنش و واکنشش را قاعده مند می کند، شهر هم باید همین طور باشد و همه آن چه در یک شهر انجام می شود باید از یک نظم مشخص و قاعده مندی تبعیت کند و همه سازواره هایش با هم ساز باشد و همه آن چه در نظر می آید نیز با هم دمساز، اصلا قشنگ نیست، شهر، حالت کاریکاتوری داشته باشد و یک عضوش بزرگ و دیگری کوچک باشد، یک قسمتش چاق و قسمت دیگرش لاغر باشد. کاریکاتور اگر چنین کشیده می شود و در نگاه عزیز می افتد به خاطر نقد آینه سان رفتار ماست وگرنه هیچ ناموزونی، زیبا نیست زیبایی در تناسب و موزونی است، کاریکاتور می خواهد زشتی تناسب نداشتن را نشان دهد، می خواهد ضرورت موزونی را یادآور شود، می خواهد چشم های باز را به بیداری بکشاند، می خواهد بیداران را به تفکر وادارد و به فکر روندگان را به تامل، کاریکاتور شاید نوعی تصویر باشد که اگر لقمان تعقل مان آن را ببیند، ما را خیلی زود به سمت تناسب ببرد، بگذریم، شهر هم باید موزون باشد نه این که وقتی پا به خیابان می گذاری، «ناهمسازی ها» چنان شوق کش باشند که نه تنها نتوانی ببینی که مجبور هم شوی گوش هایت را بگیری تا حرف درو دیوار را هم نشنوی! حرف هایی که اگر نگوییم بد و بیراه است دست کم گلایه و شکوه خواهد بود که چرا چنین بلایی بر سر ما آورده اید؟ چرا مبلمان شهری چنین است و ساخت وسازها چنین بی قواره، چرا در قدکشیدن ساختمان های با پروانه و بی پروانه، از معماری اسلامی، ایرانی کمتر می شود سراغ گرفت. چرا در تقسیم فضای سبز، قسمت ها چنین است، چرا زخم هایی که بر خیابان ها می خورد زود درمان نمی شود و خیلی چراهای دیگر، این البته به معنای نادیده گرفتن تلاش های مجدانه مسئولان شهری نیست که از قضا طرح های کلانی که به نتیجه می رسد، شایسته تقدیر است و قدر باید دانست کسانی را که شبانه روزی به کار ساخت وعمران و آبادانی شهر هستند از مدیران گرفته تا کارگران عزیزی که خیلی وقت ها در شمار تقدیرشوندگان هم یادی از آن ها نمی شود. دست های پینه بسته ای که تا تاریخ هست، عطر بوسه پیامبر(ص) از آن جاری خواهد ماند. انتقادی که هست از کاریکاتوری شدن اوضاع است، از ناهمسازی آن چه در شهر به چشم می آید، به ویژه در ساخت وسازها، در نمای ساختمان ها که گاه حاوی نشانه های غیرفرهنگی و حتی ضد فرهنگی هم هست که افراد ندانسته و صد البته ناخواسته، از آن استفاده می کنند، یادمان باشد، نمای شهری اولین چیزی است که با افراد تازه وارد حرف می زند و ارتباط برقرار می کند، بی آن که نیاز به مترجم داشته باشد، غریبه ای اگر بیاید، قبل از آن که از کسی چیزی بپرسد، که حالا پاسخ خوب باشد یا نه، اولین پرسش ها را چشم هایش از نمای شهر خواهد پرسید و پاسخ را هم خواهد گرفت و او قبل از آن که حتی آدم ها را ببیند نسبت به شهر و مردمانش قضاوت خواهد کرد و اصلاح این داوری معلوم نیست به این راحتی ممکن باشد. پس شهر را چنان بسازیم که بازگوکننده پیام های ما به بین المللی ترین زبان باشد...

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1390/10/14 شماره انتشار 18023 /صفحه۵/جامعه