مادر داغدار در قامت یک پهلوان
ساعت ۱٠:٤٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

 

برای این که «جوانمرد» باشی، نه به سینه ستبر نیاز است و نه به بر و بازوی قدرتمند. می شود مثل مردم معمولی کوچه و خیابان بود اما جوانمردی را تمام کرد، می شود زن بود، اما جوانمرد. می شود کودک بود، اما دل دریایی داشت. می شود پیر بود، اما در مردانگی جوانی کرد. آری، جوانمردی قبل از آن که به جسم آدم ها کار داشته باشد به روح مردم بسته است. قبل از آن که به توان «زدن» نظر داشته باشد، به توان «نزدن» توجه می کند. پوریای ولی نیز نه به خاطر پیروزی هایش پهلوان شد که از قضا وقتی شکست را به خاطر دعا و دل یک مادر پذیرفت شایسته نام پهلوانی شد. تختی هم همین طور، وقتی به غرور قهرمانی دل نبست و خود را به مردم گره زد، جاودانه شد. دیگرانی که ماندند نیز از همین راه رفتند و امروز هم در جامعه جوانمرد کم نداریم و پهلوان نیز هم، حتی اگر یک روز هم ورزش نکرده باشند. به باور من خانواده ای که وقتی بر اثر تصادف جوان خویش را از دست می دهند ولی می  شنوند خانواده راننده مسبب حادثه، برای گرفتن رضایت آمده اند، با روی باز به استقبال آنان می روند، پهلوانند. وقتی یک خانواده دیگر که باز فرزند از دست داده اند، مطلع می شوند خانواده راننده، شب زمستان را قرار است در یک مکان عمومی و سرد سپری کنند، با وجود این که سیه پوش داغ عزیز خویش اند اما به سراغ آنان می  روند و به خانه خویش دعوت می کنند، تا مبادا سرمای زمستان هم حتی آنان را بیازارد.

وقتی خانواده راننده، اظهار شرمندگی می کنند، مادر مقتول از تقدیر الهی سخن می گوید که قسمت این بوده است وگرنه تا خدا نخواهد برگی از درخت نمی افتد. حالا انصاف بدهید از این مادر پهلوان تر می شود یافت؟ اجازه بدهید یک ماجرای دیگر را برایتان نقل کنم. تصادفی اتفاق می افتد، مادری کشته می  شود، راننده را پلیس به بازداشتگاه می برد، پسران آن مادر، قبل از آن که مراسم تشییع مادر خود را برگزار کنند از سرنوشت راننده می  پرسند. وقتی می شنوند در بازداشت به سر می برد دسته جمعی می آیند و او را آزاد می  کنند و بدون هیچ چشمداشتی یا حرف و حدیثی، راننده را روانه می  کنند و سپس دنبال مراسم تشییع می روند و...

خب، از این برادران پهلوان تر می  شود یافت که حتی یک شب بازداشت را هم به عامل مرگ مادر خود نمی پسندند؟ بگذریم، ایران هنوز و همیشه مهد پهلوانانی است که شاید هیچ کس نامشان را نشنیده باشد و نشنود هم. اما پهلوانی می کنند مثل آن جوانمردی که وقتی دید بدهکارش دست خالی و نگاه پرشرمندگی دارد نه که طلبش را مطالبه نکرد که برای برپاخاستن مرد بدهکار، مبلغی هم به او کمک کرد و باز یک پهلوان دیگر؛ مادر ناتنی که با کفش بافی جهیزیه دختر خوانده اش را تهیه کرد تا حرمتی باشد برای نام  مادر، حال آن که مادر تنی دخترک معلوم نیست اگر او را ببیند بشناسد. اما این نامادری، اوج مادری و پهلوانی را نشان داد... پس یادمان باشد برای تکریم پهلوانی حتما منتظر سالگرد درگذشت جهان پهلوان تختی نباشیم بلکه روحیه جوانمردی را همیشه و همه جا حرمت بگذاریم...

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1390/10/18 شماره انتشار 18026 /صفحه۶/جامعه