این «میز»های غرورآفرین!
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

برخی افراد همین که از این طرف میز به آن سو می روند، همان طور که زاویه نگاهشان عوض می شود، رفتارشان هم تغییر می کند، خود را برتر می بینند تا جایی که برخی ها خویشاوندی های خونی را هم نادیده می گیرند. یادم هست وقتی بنده خدایی که به خاطر خویشاوندی به سراغ تازه به دوران رسیده ای رفته و گفته بود بگویید پسرعمویتان آمده است آقای تازه به دوران رسیده، به منشی اش گفته بود، راهش نده، بگو حاج آقا، پسرعمویی ندارد! بنده خدا ناامید برگشته بود اما همین آقایی که رابطه خویشاوندی با پسرعمو را انکار می کرد برای یافتن رگه هایی از خویشاوندی که بتواند او را با فردی دیگر گره بزند، می کوشید و برای تقویت این رابطه سست سفره می انداخت و... اما حاضر نبود عموزاده اش را به لقمه نانی و پیاله ماستی میهمان کند. او مثل خیلی های دیگر، رابطه خویشاوندی خود را هم بر اساس توان اقتصادی، میزان اثرگذاری و مساحت میز و حوزه اقتدار افراد تعریف می کرد، حال آن که معمولا روابط صادقانه را عواطف و دوستی ها، شکل می دهند و قوام می بخشند، تازه در حوزه مسئولیت های سیاسی و اجتماعی نیز افراد همواره باید مراقب باشند در پستوهای ریاست و پشت میز گم نشوند. باید چراغ را همواره روشن نگه دارند تا شیطان در تاریکی برایشان چاه و چاله نکند. باید مراقب باشند، دام ها پهن نشده باشد! و به راستی چه دامی هولناک تر از غرور که آدمی را به خویشاوندی شیطان می رساند، چه چاله ای مرگبارتر از خودپرستی که آدمی را از اوج خداپرستی به حضیض خودخواهی می کشاند و... بگذریم. متأسفانه از این قبیل افراد کم ندیده ایم که در رهگذار زندگی هر کدام از ما «از خویش بریدگان» به «خویشاوندان شیطان رسیده» فراوان اند و هزار تأسف که هرچه پهنای میز و حوزه مسئولیت شان افزون می شود مسئولیت را ریاست پنداشته و بیشتر دچار گناه کبیره غرور می شوند، حال آن که سنت حقیقت جویان عکس این رفتار است هرچه قامت کشیده تر، متواضع تر، دست ها هرچه قوی تر، در دستگیری از نیازمندان مصمم تر، هر چه مسئول تر، عادل تر. روحش شاد شهید والا مقام، آیت ا... دکتر بهشتی، که به تأکید می فرمود: هر چه میزان مسئولیت بالاتر می رود، درجه عدالت هم باید افزون شود، یعنی هر که مسئول تر، عادل تر اما دریغ که بهشتی رفتاران و بهشتی کرداران کم اند، هر چند بهشتی گفتارها کم نباشند.

بهشتی عادل بود، منیت در او چنان مرده بود که برای رسیدن مخالفش به پست و مقام تلاش می کرد. وقتی به او گفتند: «فلانی مخالف شماست» گفت: مگر من اصل دین هستم که نباید با من مخالفت شود. او دانش و توانش را دارد، پس حق اوست که فلان مسئولیت را داشته باشد. این شهید بزرگوار به حقیقت عادل بود، جامه غرور هرگز اندازه قامت بلندش نمی شد و «منیت» در او مرده بود. او نه با گفتار که با رفتارش به الگویی برتر برای «زیست مسلمانی» تبدیل شد و هنوز و همیشه به این اسوه مدیریت و مسئولیت نیازمندیم. کاش به او نگاه کنیم تا میزهای کوچک مان و پست ها، پست مان نکند. کاش از بهشتی ها بیاموزیم شیوه درست زندگی کردن و درست مدیریت کردن را، آن وقت خواهیم توانست، ظرفیت های بالقوه حوزه مدیریتی خود را به فعلیت برسانیم و به قد کشیدن افراد کمک کنیم نه این که برای آن که بزرگ تر از همه بنماییم مدام بر سرشان بزنیم و...

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1390/10/19 شماره انتشار 18027/صفحه۶/جامعه