صدا و سيما و جامعه مخاطبان
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
بازشدن درهاي صدا و سيما، که براي اولين بار درخراسان شاهد آن هستيم، مي‌تواند اقدامي مبارک باشد، از آن رو که رفتار «يک طرفه» صدا و سيما را به تعاملي «دو‌سويه» با مردم تبديل کند. پيشترها، صدا وسيما، فقط توليدات خود را عرضه مي‌کرد و نيازسنجي مخاطب و «ذائقه‌شناسي جامعه هدف» حداکثر از کانال‌هاي مشخص و صد البته کاناليزه بود، و مي‌توان گفت: لحاظ کردن خواست مخاطب «حداقلي» بود، اما برگزاري اولين نمايشگاه توانمنديهاي صدا و سيماي شبکه خراسان اين حسن را داشت تا هم مردم که پيشتر تنها از طريق جعبه جادويي شاهد ماجراها بودند، بتوانند بي‌واسطه، به چشم خود، روند توليد برنامه‌ها و... را شاهد باشند و مستقيما" بتوانند دغدغه‌ها و نقطه‌نظرات خود را با دست‌اندرکاران رسانه ملي درميان بگذارند. هم صدا و سيما با در معرض نقد و نظر قرار دادن خويش، اين توفيق را مي‌يابد که به بهره‌برداري «حداکثري» از نظرات مردم و در نتيجه، شناخت ذائقه مخاطب، دغدغه‌هاي جامعه هدف، نيازها و اولويت‌هاي مطالبات مردم، بپردازد و براي عملياتي کردن خواست مردم برنامه‌ريزي کند و به انتخاب راهبرد بپردازد.
به هر حال اين «رسانه فراگير» بايد بداند که به صورت فراگير هم بايد زيرنظر و نقد مردم باشد و ازآن بهره ببرد و «هر که بامش بيش برفش بيشتر» اينجا هم صدق مي‌کند که گستردگي جامعه مخاطبان، فراواني نقد را هم در پي دارد.
نکته ديگري که مديرکل محترم شبکه استاني هم بدان اذعان داشتند اين است که صدا و سيما نبايد خود را «تنها رسانه مرجع» بداند که مردم بدون حق انتخاب مجبور باشند از طريق آن کسب اطلاع کنند. بلکه بايد بدانند رسانه‌هاي قدرتمند مکتوب، راديوهاي خارجي، حتي ماهواره و از همه مهمتر، رسانه قدرتمند، نقاد و بي‌رحم «فرهنگ شفاهي» در کنار آنهاست و اينگونه نيست که اگر آنان خبري را از افکار عمومي دريغ کنند، خبر هم به مردم نرسد. مسئله اين است که «انحصار اطلاعات» ديگر در هيچ جا وجود ندارد تا انحصار اطلاع‌رساني وجود داشته باشد.
لذا صدا و سيما براي ارتقاء کمي و کيفي کار خود، تلاش خويش را بايد صد چندان نمايد تا به هدف برسد.
ديگر اينکه توليد و نگهباني اعتماد ميان رسانه و مخاطب بايد در دستور کار مديران اين رسانه باشد و دوستان بدانند بدون اعتماد سازي، نه تنها اقناع‌گري ميسر نمي‌شود که مخاطب با گارد بسته، در برابر آنها مي‌ايستد و حتي خبر صحيح و سخن درست آنها را هم نمي‌پذيرد. اين مسئله البته در بخش رسانه‌هاي مکتوب هم صادق است و ما و رسانه شنيداري و تصويري بايد «برادري» خود را با مردم ثابت کنيم تا دعواي ما بر سر «ارث و ميراث» را که براي ما همان اطلاع‌رساني و متقاعدگري و اقناع‌گري است بپذيرند.
براي توليد اعتماد هم بايد صريح، شفاف، صادقانه، بدون نگرش سياسي و جناحي بايد با جامعه سخن گفت و در برنامه‌هاي توليدي به سمتي رفت که مردم با آن احساس همذات پنداري کنند...
سخن اگر چه فراوان است اما به همين مختصر بسنده مي‌کنيم به اميد اينکه باز فرصت نصيب شود تا مطالبات مردم از صدا و سيما را صريح و شفاف بازگوييم.