جرايم رانندگي و جاي خالي آگاهي‌بخشي
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٩ آذر ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
مي‌گفت: از شهرستان آمده‌ام، داشتم در بلوار وکيل‌آباد رانندگي مي‌کردم که ديدم افسران راهنمايي ورانندگي شماره بعضي خودروها را برمي‌دارند وقتي از آنها پرسيدم، براي چه شماره خودروها را برمي‌داريد گفتند تا براي کساني که ازوسط خطوط حرکت نمي‌کنند و مرتکب تخلف مي‌شوند جريمه بنويسيم، تعجب کردم آخر تابلويي نبود که تذکر داده باشد «فقط از وسط خطوط حرکت کنيد». پس براي من هم؟ او مي‌پرسيد چرا اعلام نمي‌کنند تا مردم تکليف خود را بدانند چرا قبل از هر ورودي به بلوار تابلو نصب نمي‌کنند؟ وقتي اين مسئله را با يک کارشناس مطرح کردم، گفت: اولا وقتي کسي گواهينامه مي‌گيرد قاعدتا بايد ياد گرفته باشد درخيابانهاي خط‌کشي شده، بايد از وسط خطوط عبور کند، تازه با توجه به سرعت خودروها، خطوط مشخص شده است يعني خودرو با سرعت پايين بايد ازسمت راست، با سرعت متوسط ازوسط، با سرعت بالا از چپ حرکت کند تا بارترافيکي رواني داشته باشيم. علاوه براين در مورد بحث آن شهروند، هم خبر اعلام شده وهم تابلو نصب شده است، تازه اگر اعلام هم نمي‌شد و تابلو هم نصب نمي‌گرديد، گواهينامه در دست راننده به معناي اشراف او به مقررات راهنمايي و رانندگي است کد 1044 درست به همين موضوع اشاره دارد و حرکت نکردن در داخل حد فاصل دوخط در معابر خط‌کشي شده را تخلف اعلام مي‌کند و طبيعي است افسر راهنمايي ورانندگي با روىيت تخلف براي راننده متخلف جريمه بنويسد...
نکته‌اي که دراين ميان بايد بدان اشاره کرد اين است که هدف ازجريمه‌کردن چيست؟ آيا صرفا گرفتن يک وجه منظور است که قطعا نيست، آيا هدف برخورد است؟ بازهم برخورد صرف با تخلف نمي‌تواند چاره‌کار باشد، که اگر بود، بايد اين همه برخورد «بازخورد مثبت» مي‌داشت اما به نظر بايد براين مسئله تاکيد کرد و اصرار ورزيد که جريمه بايد تنبيه و آگاهي‌بخشي هم داشته باشد تا طرف وقتي جريمه شد، بداند براي چه تخلفي، جريمه مي‌شود، يعني برخوردهاي راهنمايي ورانندگي بايد يک کلاس ضمن خدمت باشد براي رانندگان که مدام مقررات را به يادشان آورد والا اگر اين عنصر را از ماجرا جدا کنيم، جريمه چاره کار نخواهد‌بود و حداکثر به خريد و فروش تخلف تبديل خواهد شد که راننده وقتي احساس کند مثلا مي‌تواند باگذر ازچراغ قرمز، زودتر به مقصد برسد حاضر خواهد بود قيمت آن را هم بدهد، چنانکه بارها در سطح شهر شاهد بوده‌ايم که راننده‌اي با پليس درحال بحث است و مي‌گويد هرچه مي‌خواهي جريمه کن، 20هزارتومان جريمه‌بنويس، 100هزارتومان روي جنسم مي‌کشم و ازمردم مي‌گيرم، مثل کسي که خانه‌اش را خلاف مي‌سازد
جريمه‌اش را هم مي‌پردازد و آن را به چند برابر قيمت مي‌فروشد،
مسئله ديگري که هست، هنوز براي بعضي از راننده‌ها جا نيفتاده که نبايد خلاف کنند، بلکه خلاف را با طيب خاطر انجام مي‌دهند، برسر جريمه‌اش چانه مي‌زنند، مثل اينکه ماها عادت کرده‌ايم براي هر چيز چانه بزنيم حتي وقتي يک خيابان بسته است مي‌خواهيم با چانه‌زني از در بسته وارد شويم،‌به هر حال اگر آگاهي بخشي درنحوه جرايم لحاظ نشود، از آمارتخلف کاسته نخواهد شد. اگر ‌«معامله‌گر مسلکان»‌بتوانند «تخلف»‌خود را «بخرند»، باز کار درست نخواهد شد. بلکه بايد ساز و کاري تعبيه کرد که هم پليس وفق وظيفه آگاهي بخشي کند و هم هر تخلفي را نشود با جريمه خريد. چنانکه در انگلستان مي‌گويند هر گواهينامه 12امتياز دارد و به مجرد روىيت راننده‌اي که مثلا"‌با تلفن همراه صحبت مي‌کند 6امتياز از گواهينامه‌اش کسر و در مرحله دوم گواهينامه‌اش باطل مي‌شود، ما، اما ، انگار کسر شاىن خود مي‌دانيم، وقتي مي‌خواهيم با تلفن صحبت کنيم، خودروي خود را درجاي مطمئن پارک کنيم، کسر شاىن مي‌دانيم، از کمربند ايمني استفاده کنيم،‌اگر سرنشين خودروهم کمربند را ببندد به بعضي راننده‌ها برمي خورد که انگار رانندگي ما را قبول نداريد، بابا ما يک عمري است اين کاره‌ايم و... به هرحال تا نهادينه شدن فرهنگ رانندگي راه درازي در پيش است اما بايد آن راه را رفت، عقلانيت هم حکم مي کند،به گونه‌اي برويم که با کمترين هزينه، بيشترين فايده عايدمان شود....