لهجه مردی که دارد بوی دوست ...
ساعت ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 
نصیحت می کنیم، اما کسی از کلام ما رایحه خیرخواهی، استشمام نمی کند. پند می دهیم اما کسی، حس نمی کند ما می خواهیم گرهی از کار او بگشاییم، بل می پندارد، می خواهیم با کلمات شخصیت او را به ویرانه تبدیل کنیم. گاه حتی حدیث هم می خوانیم اما کارگر نمی افتد. راستی چرا؟ آیا فقط جامعه مخاطب، مشکل دارد؟ آیا ضعف و لجاجت در دیگران است یا ما هم باید در نوع نصیحت و ادبیات خویش تجدیدنظر کنیم؟ راحت و روشن عرض کنم، نصیحت ها و پند دادن ها و اندرز خواندن های برخی از ماها، مثل همان مرد خشن چهره ابرو درهم کشیده است که کودک را به آغوش می کشد و گریه کودک بلندتر می شود. او کودک را می بوسد و نوازش می کند، اما گریه ها هر لحظه اوج می گیرد. او چون قصد محبت و خیر دارد، نمی فهمد، بهترین لطف او در حق کودک این است که او را زمین بگذارد، چرا که کودک از خود او بیش از همه می ترسد. این ماجرا را به هزار زبان شنیده ایم، اما همه مان آن را مثلی برای دیگران پنداشته ایم و به این نیندیشیده ایم خیلی از وقت ها هنگام نصیحت و خیرخواهی، کلاممان از چنان زمختی و سختی برخوردار است که نتیجه عکس می دهد حال آن که کودک هراسان، به چهره مهربان پناه می برد، آدم از شنیدن قول لین و مهربانانه استقبال می کند، اصلا راز فراگیر شدن اسلام، همین قول لین و خوی نرم و کلام مهربان رسول ا... بود و پس از آن حضرت چه در دوران ائمه(ع) و چه حتی پس از آن دوران شاهد این حقیقت هستیم که اولیاءا... همواره با قول لین و خوی نبوی توانسته اند مردم را به حقیقت رهنمون شوند. آری کسی که می خواهد مردم را به سوی خوبی دعوت کند، خود نیز باید از زیبایی های گفتاری و رفتاری برخوردار باشد. باید کلامش و نگاهش بوی خیر بدهد. کسی که می خواهد از دوست و دوستی بگوید باید خود اهل دوستی باشد و به قول شاعر؛

لهجه مردی که دارد بوی دوست

امتی را می کشد تا کوی دوست ...

آنانی که قافله ها را سالاری می کنند و کشتی ها را ناخدایی، باید کلام و رفتار و نگاهشان شوق انگیز باشد، تا بتوانند، مردم را با خود همراه و هم مقصد کنند و تا به مقصد موعود نیز بروند. والا اگر قرار باشد، فقط حرف های خوب بزنیم و خود بهره ای نداشته باشیم، کاری از پیش نخواهیم برد، چنان که نمی بریم هم. کم زبان به نصیحت نداریم، کم پند و اندرز نمی دهیم، کم اما و اگر نمی کنیم، اما آن چه در جامعه می بینم، از جنسی که باید نیست دلیل عمده اش را من نه در جامعه مخاطب که در خود ما می دانم و در زبان و خط مان که بوی دوست نمی دهد و الا بذر دوستی می افشاند و الا کوچه ها را بهار می کرد و الا دنیا را به عطر دوست سرمست بندگی می کرد اما ...

کاش زبان مان زبان دوستی شود ...

خراسان - مورخ پنج‌شنبه 1390/10/29 شماره انتشار 18035 /صفحه۹/اجتماعی