| چشمان بی تاب فاطمه(س) |
جهان در ماتم پیامبر خاتم
چشمان بی تاب فاطمه(س)
بی تاب است بی تاب لبخندی که بر لبان شما نشسته است و او خوب می داند این لبخند - با همه شکوهش - جز خداحافظی معنایی ندارد چشم که می گردانید به هر سو چشم فاطمه(س) هم به همان سو است بی تاب است فاطمه(س) بی تاب بی تاب چشمان شما - که میان زمین و آسمان - در پرواز است به انتظار لحظه موعود اما انگار لحظه موعود را فاطمه - سلام ا... علیها - باید تعیین کند با اجازه ای که می دهد تا جناب عزرائیل به حضور آید ... و سرانجام لبخند شما که فاطمه(س) را به خویش می خواند و نجوایی که در جان فاطمه(س) دارید اجازه را از فاطمه(س) می گیرد ... و پرواز اسم رمزی می شود از لبیک به ارجعی الی ربک اما ... اما شما می روید و فاطمه می ماند هفتاد و پنج روز نود و پنج روز فرقی نمی کند هر روزش تلخی هزار سال را با خویش داشت فاطمه -همو که عزیزترین بود برای شما - کتک خورد و علی...حالا آدم می فهمد راز بی تابی فاطمه را بی تابی فاطمه را در مدینه که گریه هایش را هم تاب نمی آورد چقدر غریب بود فاطمه چقدر غریب بود علی ... و چقدر غریب بودید شما و این غربت ادامه یافت از فاطمه تا علی از علی تا حسن و چقدر غریب بود امام مجتبی غربت و تنهایی و کوزه ای پر از زهر و کینه های بدریه زهر شد و قلب مهربان حسن را هزار شرحه کرد حسین -علیه السلام- گریست زینب - سلام ا... علیها - مویه کرد و عباس دست به قبضه شمشیر برد وقتی در مدینه پیکر حسن را هم تاب نمی آوردند و اگر نبود صبر حسین عباس - آن دلاور هاشمی - جواب تیرها را با ذوالفقار علی می داد اما... اما تا کربلا هنوز خیلی راه مانده بود... خراسان - مورخ شنبه 1390/11/01 شماره انتشار 18036 /صفحه اول و ۲ |
|
یکشنبه ٢ بهمن ۱۳٩٠ - gholamreza baniasadi | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| خوش آمدید |
|
تماس با ما |
| RSS Feed |
| اخبار هک و امنیت |







