آفتاب و ستاره ها درعید انقلاب
ساعت ۳:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۸ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:

نوید طلوعتان را

پیش از این داده بود

امام روح ا...

... وقتی

آفتاب

از اصلاب طلوع کند

و از گهواره ها قد بکشد

لشکر

سیاهی و تباهی را

یک جا

در هم خواهیم شکست...

آن روز

بت ها

و بت  تراش ها

و بت پرست ها

که قطر سیاهی را

به پهنای دو هزار و پانصد سال

می پنداشتند

به طعنه نیشخند زدند

مردی را

که یکه و تنها

- با توکل بر خدا-

با آن ها

پنجه در پنجه شده بود

آنان به خود نگاه می کردند

و لشکر در لشکر

سربازانی

- که به ظاهر-

دست شان را

تا لبه کلاه بالا می بردند

سربازانی که

تانک داشتند

تفنگ داشتند

اما ...

اما از نفس افتاد

تفنگ و تانک

وقتی گل ها شکوفا شد

و باران گرفت

آنقدر گل بارید

که گلوله ها

از نفس افتادند

و امام آمد

و آفتاب همه جا را

پر از نور و شادی کرد

و امام

- که شب پرست ها تبعیدش کرده بودند-

پرشورتر از همیشه

طلوع کرد

درمیان همان ها

که وعده طلوعشان را

از مشرق غیرت و ایمان داده بود

آمد امام

آمدنی به شکوه پیروزی

و اولین

میعاد او با عاشقان

نه در کاخ ها

- که بوی فرعون می داد-

که در بهشت زهرا بود

- با رایحه شهادت-

همان جایی که سرای

سربازان طلوع کرده اش بود

همان ها که

با شهادت جاودانه شده بودند

و آنجا

باز سربازانش

همانها که به جوانی رسیده بودند

یا در آستانه جوانی

لبیک می خواندند

حضور خود را

در ظهور نایب امام زمان

جشن گرفتند

به قرآنی که

تلاوت کردند

و سرودهایی که

- عاشقانه-

خواندند

تا دوباره

بیعت خود را

با شهیدان و امام شهیدان

تازه کنند

امامی که آمده بود

تا با شهدا

تجدید عهد کند

که پرچم عزت را

تا همیشه افراشته نگه دارد

امامی که عاشق بود

و عشق را سهم همه می دانست...

 

 ویژه‌نامه - ویژه نامه سیبی از انقلاب - مورخ سه‌شنبه 1390/11/18 شماره انتشار 18049 /صفحه سوم جلد