فلسفه انقلاب، نفی ظلم بود
ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠   کلمات کلیدی:
 

فلسفه انقلاب، بازگشت به فلسفه بعثت بود و قرار این که زندگی بر هندسه نبوت بنا کنیم. وقتی همه یک ملت شدیم تا بنای ظلم را برافکنیم می خواستیم بنایی مقدس و عادلانه پی افکنیم که تا همیشه در آن داد جاری باشد. قرار بود، در بنای تازه، به عادت های کهنه فرصت بروز ندهیم نه این که عادت ها و رفتارهای از دررانده شده با آدم های آن مدل، فردا زپنجره بازآیند گیریم که آدم هایش نیایند، آن خصلت ها هم نباید فرصت بازگشت داشته باشند. قرار بود سبک زندگی ما، ترجمه عملی باشد از حضرت رسول(ص) و در زوایای مختلف زندگی سخنان ایشان جاری باشد. اما... بگذریم نگفته پیداست چه کرده ایم. ننوشته، خط های خطایی که کشیده ایم خواناست. اما «بازگشت» وقتی به خوبی ها باشد خوب است. پس بیایید از امروز محمدی زندگی کنیم و این سخن رسول ا...(ص) را به یاد داشته باشیم که؛ عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس است و به قیامت کشیده نمی شود؛۱- ایجاد ناراحتی برای پدر ومادر ۲ - ظلم در حق مردم ۳ - ناسپاسی در مقابل کارهای نیک دیگران و مراقب اعمال خود باشیم. مباد که رفتارمان، گره در ابروان پدر ومادر زند، مباد که چشمان مهربانشان به خشم بنشیند و مباد که شیوه زندگی ما پدران و مادران معنوی ما را ناخوش آید، حیف است رفتارما، گفتار ما، نگاه ما مثل پاییز در سفره نان و ریحان مادرها و مادربزرگ ها بپیچد، پس مراقب باشیم که اگر دست های چروکیده و خسته و زخمی پدرها و مادرها به آسمان برود، خالی باز نخواهد گشت اگر به دعا برود، با اجابت باز خواهد گشت و اگر- خدای نکرده- به طلب نفرین باشد آسمان از سنگینی عذاب بر خویش خواهد لرزید و... و باز مراقب باشیم، سخن ما، رفتار ما به هیچ وجه، باعث ظلم در حق مردم نشود که خداوند بر بندگان خویش و حقوق و حفظ حریم شان به شدت غیور است و عقوبت آن را به آن جهان وا نمی گذارد که در همین دنیا نسق از گرده ظالمان می کشد. اگر کتاب زندگی اهل بیداد را باز بخوانیم درخواهیم یافت به پهنای بامشان، برف عقوبت نشسته است.یک نفر شاه می شود و به جای ایجاد شادی برای مردم، سیه روزی می آورد و معترضانه به این سیاهی روزگار را به سیاهچال می اندازد، عقوبت این بیداد را به شکل سرنگونی می پردازد و آن که به ستم سیلی بر گونه شهروند نواخته است به هزار شکل از روزگار سیلی می خورد، که «دار مکافات در ظلم به دیگران، همین دنیاست» و خداوند، ترازو را همین جا، علم می کند و باز از کلام نورانی رسول ا...(ص) یادمان را نورانیت بخشیم و در برابر نعمت های الهی و نیک کرداری مردمان، دل و دیده و زبان شاکر داشته باشیم که شکر نعمت همواره نعمت  افزا می شود بر اساس سنت الهی و کفران نعمت، دست ها را خالی می کند و این خالی را نیز عقوبت ناسپاسی پر می کند.پس قدردان نعمت های انقلاب و تلاش هایی که در راه اعتلای دین و اخلاق و میهن شده است، باشیم. تلاشگران را قدر بدانیم و بر صدر بنشانیم و قدردانی تنها به تجلیل نیست بلکه نقد مومنانه خود بهترین تقدیر است. چه هر کس را سر پای نهادن به کوچه های جامعه است؟ آینه بهترین هدیه است و هر کس را قصد کار و تلاش است آینه صادق و شانه نقد باید تا موهای آشفته اش را به راه آورد، این برای همه قیمتی تر است...

خراسان رضوی - مورخ چهارشنبه 1390/11/19 شماره انتشار 18050 /صفحه۲/اخبار