جامعه نو

بهار درس اخلاق می دهد
نویسنده : gholamreza baniasadi - ساعت ۱٠:۳۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩۱
 
 

... و زمین سبز شد

با هزار پیغام روشن

و درختان به شکوفه نشستند

با هزار آیت و نشانه

و بهار آمد

تا بیاموزدمان

دوباره شدن را

تازه شدن را

قد کشیدن را

که زیبا گفت

راست قامت جاودانه تاریخ

-شهید مظلوم-

بهشتی

که «انسان

یک شدن مستمر است

نه یک بودن منجمد»

اصلا وقتی

زمین و زمان

مستمر است

و از انجماد بیزار

مگر می شود

انسان

که زمین و زمان

طفیل خلقت اوست

منجمد بماند

نه، نمی شود

انسان باید جاری باشد

جاری و زلال

تا از خلقت

رفع عطش کند

به شکوه بندگی خویش

که خدا

به حکمت و مهربانی

همه چیز را

برای انسان آفریده است

و انسان را برای خود

پس آدمی فقط باید برای خدا باشد

و گردش لیل و نهار

و رقص زمان و زمین

همه یک پیغام است

یک اشاره است

یک آیت است

تا که بیدارمان کند

که وقتی

درخت

پس از هر بار تازه شدن

به میوه می نشیند

و کام شیرین می کند

و در سایه خویش

حتی خیال را می نوازد

حیف است

که آدمی

دست خالی بماند

به بار ننشیند

و ثمر ندهد

حیف است

وقتی

یک دانه گندم

در زمین جا می گیرد

و خوشه هزار دانه

جان می گیرد

انسان

هزار باره فربه نشود

و هزار در هزار

بزرگ تر نشود

حیف است

وقتی جسم آدمی

پرشتاب تر از

طبیعت

سلول به سلول

نو می شود

تا جایی که می گویند

هر بار دیدن آدم

با دگرباره دیدن

تفاوت دارد

جانمان

نو نشود

و به نو جانی

و ایمانی

روح فربه نکنیم

حیف است

که اخلاق

در کوچه های جامعه

به رفعت صدق و سلامت نرسد

و شهر و شهروند

در غربت ایمان

و اخلاق

به هزار بیماری

گرفتار آید

و توفان شر

شاخه های خشک هویت را

که از بهار درس نیاموخت

و سبز نشد

در هم بشکند

و جوان و جامعه

در بمباران

بداخلاقی های وارداتی و تولیدی

نه جسم

که جان و ایمان ببازد

... بهار آمده است

که بیدارمان کند

و زمین سبز شده است

و درختان جامه ای از شکوفه پوشیدند

و چشمه ها

به نوازش چشم ها

جاری شده اند

و بذرها

هزار در هزار سبز می شوند

تا پیغام دوست را

بر دیده و دل بخوانند

که شکوفه باید داد

شکوفا باید شد

انسان باید شد...

خراسان رضوی - مورخ سه‌شنبه 1391/01/15 شماره انتشار 18084 /صفحه اول