حجاج و «آبرومردان» جامعه
ساعت ۱٠:٢٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 
زائران خانه خدا از امروز بار سفر مي‌بندند تا به سوي سرزميني پر کشند که آيات رحمت حضرت رحمن رحيم بر آن باريده و چشمه‌هاي نور ايمان از آن تراوا شده است. آنها مي‌روند تا پاي بر «خاکي» بگذارند که «خدا» را «خوب» مي‌شناسد و طعم حضور پيامبر و ائمه، اين انسانهاي کمال يافته و خليفة‌ا... گشته را در کام و عشقشان را در جان دارد. حضور در سرزميني چنين بشکوه که «مهبط وحي» و ديار تغزل پيامبر با خداست «استطاعت» مي‌خواهد استطاعت فهم مومنانه و توان «پيغام بردن» از مردم به آن ديار و قدرت «پيغام آوردن» از آن سرزمين خدايي براي مردم خويش زائري که مي‌رود بايد بداند به کجا مي‌رود و چرا مي‌رود و حاصل اين رفتن و آمدن چيست. رفتن و گشتن و آمدن و نيافتن پاسخي روشن براي اين «چرايي» حاصلي براي انسان ندارد و به واقع «فلسفه حج» تحقق نيافته است.‌«زائر» بايد برود از فصل «ضجه‌زدن» و‌«ضجيج» شدن بگذرد و به کمال برسد و «حاجي» شود. «حاجي» برگردد و «حاجي» بماند به معناي صحيح کلمه. نه آنگونه که «اکثر الضجيج» مي‌روند و در بازگشتن، همان رفتن ظاهري را هم ضايع مي‌کنند، حاجي بايد از اين فرصت خوب استفاده کند و چنان توشه‌اي برگيرد که براي يک عمر او را از دسترس شيطان دور نگهدارد. حاجي بايد به کوچه و خيابان شهر خود هم نگاه کند و به سرنوشت مردمانش انديشه کند. آنکه شب را بي‌انديشه امور مسلمانان به صبح مي‌رساند به فرموده رسول اسلام«مسلمان نيست» حالا اگر مقيم حج هم بشود فرقي نمي‌کند. حاجي بايد به فکر مردم باشد و خوب است، پيشنهاد کنيم به حجاج محترمي که جلسات بازگشت آنها قبل از ماه محرم است که اگر نمي‌خواهند «هزينه وليمه» را به امور خير ديگر اختصاص دهند لااقل برنامه‌ريزي کنند که همزمان با جلسه آنها اگر جلسه عروسي در فاميل هست همزمان برگزار شود تا بار سنگين پذيرايي از دوش «زوج» جواني برداشته شود.
حجاج محترمي که جلسه آنها نمي‌تواند قبل از محرم باشد، آن را جلسه بازگويي معارف اهل بيت همراه کنند تا «درسي» دوباره از کربلا بازخواني شود. اما آنهاييکه به زبان مردم کاري ندارند و اهل مکالمه با زبان حق هستند هم تا دلشان بخواهد، کوچه، پس کوچه تاريک هست که براي روشن شدن همت مومنانه آنها را طلب مي‌کند. جوانان در آرزوي ازدواج دختران در عقد مانده و منتظر جهيزيه، بيماران نيازمند «آبرومردان» محتاج مدارس فرسوده، دانش‌آموزان صاحب استعداد اما بي‌امکان تحصيل و به اصطلاح از «تحصيل بازماندگان» و... هر کدام مي‌توانند با کمک حاجي، جان بگيرند و به حجي مدام براي او تبديل شوند.
آنگونه که وقتي آن بنده خداي زائر حج، بانويي سيده را ديد که مرغ مرده‌اي را پر مي‌کند تا به کودکان گرسنه‌اش بخوراند و او هزينه سفر حج خود را به او داد و بازگشت و در رويايي صادقه ديد که از آن پس هرسال فرشته‌اي به جاي او حج به جا مي‌آورد و دوستانش هم چهره او را در حج مي‌بينند. به هرحال، کار نيک جاي دوري نمي‌رود و آن بالا خدايي است که به همه چيز، عليم و خبير و بصير است و هيچ کاري را بي‌پاداش نمي‌گذارد...