خرید کالای خارجی، اشتغال بیگانه، بیکاری جوان ایرانی
ساعت ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 

این یادداشت به شکل چند اپیزود کامل می شود و پنج نقش آفرین دارد. پدر، مادر، دختر، پسر و آقای فروشنده، دیالوگ های اینان، همدیگر را کامل می کند تا بتوان بر یادداشت نقطه گذاشت، اما نه نقطه پایان، بلکه نقطه و حتما سر خط! از سر خط قرار نیست ما بنویسیم بلکه به داوری و انتقاد و تأمل شما واگذار می کنیم تا بدون نوشتن، یک پایان خوش رقم زنید برای این نوشته، پس شما هم نقش ویژه ای دارید و یک پس دیگر؛ پس با ما همراه شوید، البته این یادداشت هم مثل هر نوشته ای، «شان نگارشی» دارد که در پایان به آن خواهیم پرداخت.

اول: پدر در حالی که دسته پول را به دست زن می دهد، تأکید می کند برای جهیزیه دخترشان، حتما کالا با برند خارجی بخرد و این را هم اضافه می کند که؛ این پول را با هزار زحمت تهیه کرده ام، بیشترش هم قرض است، کارخانه، که پول چندانی نمی دهد-تازه همین که من در فهرست تعدیل نیرو نبودم باید خدا را شکر کنیم- پس قدر این پول را بدان و کالای خارجی بخر که به تولیدات داخلی، اعتمادی نیست. من می دانم چه تولید و چه وارد بازار می شود...

دوم: پسر به مادر: برایم دعا کن مادر تا امروز، کار گیر بیاورم. آخر از بابا هم خجالت می کشم، پس از یک عمر درس خواندن، حالا عوض این که کمک حالش باشم اون هم تو این هیری ویری تهیه جهیزیه برای آبجی، باید پول تو جیبی هم ازش بگیرم. خدا کنه امروز دیگه کار پیدا کنم تا باز شب شرمنده برنگردم.

سوم: مادر با دختر جوانش، مارک های مختلف را قیمت می گیرند اما هر طور حساب می کنند، پولشان کم می آید. روی قیمت چانه می زنند، زن به فروشنده می گوید: آقا! شما که ما را می شناسید ما خانواده آقای فلانی هستیم که در کارخانه... کار می کند، حالا جنس را بدهید، بقیه اش را قسطی حساب می کنیم.چهارم: مرد فروشنده می گوید: خواهر من، چرا کالای ایرانی بر نمی دارید که کیفیتش هم با مشابه خارجی تفاوت چندانی نداره. قیمتش هم کمتره و شما با همین پول می توانید، فهرست خریدتان را کامل بخرید و زیر بار قرض هم نروید.تازه، محصول کارخانه... را هم داریم که شوهرتان اونجا کار می کنه... زن اما حرف آقای فروشنده را قطع می کنه، نه... نه... ما آبرو داریم. جهیزیه می خوام بخرم باید کالای خارجی باشه، تازه خود آقای ما می گفت نمی دونی چی تولید می کنیم و چی دست مردم می دیم، نه... نه... فقط کالای خارجی! آقای فروشنده می گوید: نه، خانم! این طوریا هم نیست، کالاها استاندارده، تازه مال کشور خودمونه، فکر می کنم شما باید بیشتر روی کالای ایرانی، اون هم کالای تولیدی شرکت ... که آقاتون کار می کنه تعصب داشته باشید. همین کارها را می کنید که روز به روز تولید داخلی از رونق می افته کارگرا بیکار می شن و جوونا کار گیرشون نمیاد، اون وقت همه ما از عالم و آدم طلبکاریم که بیکاری زیاده، گرونی زیاده و....

چهارم: دختر جوان حرف های آقای فروشنده رو تایید می کنه و به مادرش می گه آقا درست می گن، اگر ما کالای ایرونی نخریم، از کجا تولید رونق بگیره، فرصت شغلی فراهم بشه و جوونایی مثل داداش برن سر کار؟ خب این خود ماییم که باید با خرید هر کالای ایرانی به مردم کشور خودمان کمک کنیم. دختر جوان ادامه می ده: هر کی هر چی می خواد بگه، من می خوام جنس ایرانی برای جهیزیه ام بخرم! مادر، اما مانده است چه پاسخی به دخترش بدهد که آقای فروشنده با لبخند ادامه می دهد، تردید نکنید حاج خانم جنس های ایرانی چیزی از کالای خارجی کم نداره، ضرر نمی کنید.سرانجام زن راضی می شود و سفارش می دهد و می گوید: آدرس خانه را نوشتم، وسایل را بفرستید. مرد فروشنده چشم می گوید و اضافه می کند: سلام ما را به آقای ... برسانید و بگویید: باانصاف، کالای خوب تولید کنید، مردم هم استقبال می کنند. وقتی تو خوب تولید نکنی، بیگانه بازار را می گیرد آن وقت ما با خرید محصول خارجی به اشتغال جوان بیگانه و بیکاری بچه های خودمان کمک می کنیم، اما اگر خوب تولید کنیم، ادب تولید داشته باشیم، هم کار رونق می گیره و هم مشکلات کمتر می شه... زن می گوید: حتما، تازه خودم و دخترم هم کلی با او حرف داریم. آن ها «باید» جنس خوب تولید کنند، تا مردم بخرند...

اماشان نگارش؛ اگر تولیدکننده خوب تولید کند، اگر مصرف کننده عرق ملی داشته باشد و کالای ایرانی بخرد، فرصت اشتغال برای همه فراهم می شود و خیلی از مشکلات اصلا فرصت بروز نمی یابند، چه رسد که به مشکل تبدیل شوند تا برای رفع آن تلاش کنیم. پس خوب تولید کنیم این وظیفه ای ملی است... اما چرایی این گونه نوشتن یادداشت؛ قرار نیست همیشه در کادر نوشت این جوری نوشتن هم یک شیوه است، از چین هم نیامده است، مثل بعضی کالاها! تازه ما تعصب هم داریم که ایرانی بنویسیم، فکر هم می کنم این گونه نوشتن در این موضوع بهتر توجه ها را جلب می کند، تازه ما این نوشته را نقطه پایان نمی گذاریم، پس نقطه سر خط. از سر خط شما با رفتارتان بنویسید، حمایت از تولید ملی را.....

خراسان - مورخ یکشنبه 1391/01/27 شماره انتشار 18094 /صفحه2