می خواستم پول خرد کنم اما خودم خرد شدم
ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 

پریشب، سه راه راهنمایی می خواستم سوار تاکسی شوم، پولم ۵ هزار تومانی بود، همان ۵۰هزار ریالی سابق، گفتم برای این که آقای راننده تاکسی به زحمت نیفتد می روم از آن طرف خیابان با یک تیر دو نشان می  زنم هم از داروخانه قرص می گیرم و هم پولم را خرد می کنم. اما خودم خرد شدم. وارد داروخانه شدم و از آقای دکتر دو برگ Co-Amoxiclav تقاضا کردم، او هم دو برگ ۴ عددی این کپسول و به اضافه یک برگ قرص سرماخوردگی Adultcoldبه من داد. وقتی بقیه پول را دیدم تعجب کردم. قیمت قرص ها شده بود ۲۸۰۰ تومان و آقای دکتر ۲۲۰۰ تومان به من بازگرداند! گفتم خوب شد من می خواستم فقط پول خرد کنم، این جوری شد و با وضعیت ارزش پول ملی خودم خرد شدم. اگر می خواستم دارو بخرم چه می شد؟ راستی چه می شود وضعیت کسانی که بیمارند و باید دارو بخرند؟ چه بر سر کسانی می آید که بیمارند و باید دارو بخرند و بیمه هم نیستند؟ چه می کشند کسانی که بیمارند و باید دارو بخرند و بیمه هم نیستند و باید عمل جراحی هم بشوند؟ به این فکر کرده اید؟ چه می گویم حتما فکر کرده اید، اما از فکر و آه و افسوس ما که برای درمان، آبی گرم نمی شود، آن هایی باید فکر کنند که می  توانند کاری انجام دهند اما... چقدر باید امیدوارانه منتظر باشیم تا کاری بکنند برای درمان مردم برای جان مردم، برای...؟ روزگار درمانی که خود نیازمند مداواست و متولیان امر هم ماشاءا... هزار ماشاءا... وضع شان آن قدر خوب هست که درد و وضع ما را نفهمند، خدا کند وضعشان خوب تر هم بشود اما کاش کمی هم به فکر مردم باشند و یقین بدانند وضع مردم با آنان قابل قیاس نیست. این را از رنگ زرد رخسار مردم می شود فهمید، حتی اگر اهل خواندن روزنامه و گزارش وضعیت محرومان هم نبود. به خدا ما سیاه نمایی نمی کنیم، کور شود آن که سفید ببیند و سیاه بنمایاند.کر شود آن که فریاد شعف مردم را بشنود و آه و ناله بنویسد. پس مطمئن باشید آن چه می نویسم خیلی کمتر از وضع موجود است، سعی می کنیم، ناخوش احوالی های مردم را تا جایی که می شود حتی خوش جلوه دهیم اما... نمی  شود. وقتی قیمت دارو و درمان این قدر بالاست، وقتی فهرست داروهای مشمول بیمه، کوتاه تر می  شود، وقتی... نمی شود نگفت. باور کنید اگر با نگفتن و ننوشتن مشکل حل می شد، من هم زبان خود را می بریدم و هم قلمم را می شکستم، اما با نگفتن و ننوشتن کار درست نمی شود که خراب تر هم می شود، پس فریاد باید زد به هشدار و قلم را تیزتر باید کرد به نوشتن، پس بسم ا... پس بسم  ا...الرحمن الرحیم...

خراسان رضوی - مورخ دوشنبه 1391/01/28 شماره انتشار 18095 /صفحه اول