هزار باره یتیم می‌شویم امشب
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 

نسیم به غیرت سلیمانی

در برگ های تقویم می پیچد

نه یک بار 

 و دوبار

بل هزار و چهارصد و سیزده بار 

 ومن به مسلمانی

همراه می شوم

با نسیم 

 و می روم

- نه، می آیم-

تاریخ را 

 قدم به قدم

نفس به نفس 

 به سالی

که ۱۰ از هجرت گذرانده است 

 اما هزار از غیرت

گویی هزار در هزار سال است 

 که پیامبر را

محمدمهربان را به خاطر نمی آورد

و کوچه گرد شهری می شوم

که از نبی الله

فقط یک نام برخویش دارد؛

مدینة النبی!

اما ریحانة النبی را

در خویش تاب نمی آورد

و صدایش را

به خطابه یا به گریه

تحمل نمی کند

و رخ در رخ علی

- هموکه او را نیز مثل رسول ا... از یاد برده اند-

می شوند که؛

به فاطمه بگو

یا روز گریه کند 

 یا شب...

و چقدر سرد است شب های مدینه

و چقدر سخت و سرد است روزهایش

که دیگر گرمای یاد

و یادگار صدایش

که از حلقوم زهرا

- سلام الله علیها-

اذان می شود هم

این سردی و سختی را بر نمی آشوبد

یثرب شده است دوباره انگار 

 این شهری که

مدینة النبی اش می خواندند...

اما امروز 

 اما امشب

نه از «نبی» خبری است

و نه از «مدنیت»

روستایی است بزرگ

به نام «یثرب»

- با مردمانی که نمی دانم چه باید خواندشان-

و همان بهتر که هیچ نخوانمشان!...

اما امروز 

 اما امشب

گویا همه زمین

- منهای یثرب-

می گرید 

 و چشم ها

- منهای مردمان آن دیار-

می بارد 

 وقتی شما

در بیت الاحزان

به شیواترین بیان

می گریید 

 و من

هزار و چهارصدسالگی

اشک های مسلمانی  ام

که از چشم های سلمان

تا امروز

و تا همیشه خواهم بارید

و با همین چشمان بارانی

در خانه شما طواف می کنم

که یک سویش علی است

رو به دیوار

با شانه هایی که می لرزند

یک سو شمایید

که بر فردای تنهاتر شدن علی می گریید

و آن سوتر 

 حسن است

و حسین است

و زینب است 

 و ام کلثوم

که جامه یتیمی می پوشند

و ماییم 

 همه ما

که سیاهی جامه یتیمی را

به تن می کنیم

و می گرییم

و آماده می شویم

تا امشب

- به دور از چشم نامحرم-

با گریه های بی صدا

پیکر شمایی را بر شانه کشیم

که شهر تاب شنیدن گریه هایتان را نداشت

آماده می شویم

تا امشب

بر شما نماز بگزاریم

و چقدر تلخ است

وقتی علی

گرمای حمایت شما را

- حتی در نماز-

پشت سر خویش حس نکند

و مجبور باشد

شما را پیش رو بگذارد

و نمازی را

تکبیر بگوید که سجده ندارد

که اگر آن نماز سجده می داشت

معلوم نبود

 سربردارد

و تا مسجد کوفه دوام بیاورد

خوب شد

این نماز سجده نداشت

و الا علی

که به پشتگرمی شما

زره بی پشت می پوشید

چگونه می توانست

قامت راست کند

از این غم...

آه مادر ... مادر... مادر...

همناله با هر که

اهل بیت عشق است

همه یتیمی خویش را

می گرییم

در روزگاری 

 که نفس های

مهدیتان

بیش از همیشه

به گوش می رسد

و شاید در همین فرداهای نزدیک 

 در رکابش

به زیارت بیت الاحزان

و آن حرم ناپیدا بیاییم...

خراسان - مورخ سه‌شنبه 1391/02/05 شماره انتشار 18102 /صفحه۲