به خفاش بگو مرگ را نفس بکشد
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
  

از نام تو هم

- حتی -

می ترسند

هادی، امام هدایت

آنان از هرچه

نقی است

پاکیزگی است می ترسند

مثل سیاهی از نور

مثل تباهی از شور

مثل نجاست از طهارت

آواز کوچه خاکی شان

- نه کوچه باغی -

نه شعر است

نه بهره ای از شعور دارد

و نه حتی

سر سوزنی شجاعت

در آن جاری است

هر چه هست از ترس است

آنان می ترسند

پارس کردن شان

- هم حتی -

نشان هراس است

توهین نمی کنم

پارس کردن

اقتضای طبیعت

حیوانی است به نام سگ

که هزار بار

بر آدمی نمایان

شرف دارد

توهین

خود اوست

خفاشی به نام «شاهین»

شامی مسلک

که به دروغ

فامیل «نجفی» در شناسنامه دارد

توهین خود اوست

بی هنری

که آوازش

آوازه حرام دارد

و خبث باطنش

از کلامش پیداست

توهین خود اوست

«خفاش شامی»

که از نور

 می ترسد

و از روز نیز هم

حال آن که شما

امام نورید

و پیشوای روز

شب هم با شما صبح می شود

وقتی خورشید چشمانتان

طلوع می کند

حالا نه مردگان

که مرداران

- که هرگز بیدار نمی شوند -

هر چه می خواهند

یاوه ببافند

و در بازار اسرائیلیات

به شیطان بفروشند

تا تابعیت جهنم را بگیرند

مهم نیست

مهم این است که ما

بر صراط مستقیم شما

زنده ایم و ایستاده

و آن دروغ

آن توهین

آن تهمت انسانیت

که نه «شاهین» است

و نه «نجفی»

بل خفاشی است شامی

مرده است

او همان لحظه ای مرد

که دهان به توهین گشود

او مرد

پس از این

هر لحظه

مرگ را

نزدیک تر از سایه

همسایه خویش خواهد داشت

به او

و کسانی که چون اویند

پیغام برید

شمارش معکوس را

از عددی نه چندان بزرگ

شروع کنند

لحظه صفر

لحظه صفیر گلوله غیرت

نزدیک است

خیلی نزدیک

... و الیس الصبح بقریب؟

خراسان - مورخ یکشنبه 1391/02/31 شماره انتشار 18123 /صفحه2