پر رواز
ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 

  مي‌آيم و در حرم نورانيت، واژه‌هاي نيايش را به مشبک‌هاي ضريحت مي‌آويزم و به آسمان مي‌روم و سبزترين گوشه هستي را نگاه مي‌کنم که به تعداد واژه‌هاي اجابت شده نيايش چشمه نور جاري است و صحباي شورانگيز جاري شده است. چقدر فرشته براي پر کردن کوزه‌هاشان صف کشيده‌اند، اينجا...
* پر اگر باشد، هميشه فرصت پر «باز» کردن و پرواز نمودن هست پس دستهامان را در دل آسمان قنوت صفا مي‌دهيم و مي‌خوانيم حضرت کريم را تا بر ما «پر» ببارد تا پر بگيريم از خود تا کاشانه دلبر بپريم...
* پر چه مي‌گشايي کبوتر ! آسمان اينجاست، در زمين حرم، سماعي کن و بخوان السلام عليک يا اباالحسن يا علي بن موسي الرضا...
* پر پرواز هست، پر «باز» هست و پرواز هم هست و من در زمين حرم پرواز مي‌کنم که از همه آسمان رفيع‌تر است. من همه آسمانها را گشته‌ام و هيچ جايي را چنين رفيع نديده‌ام، پس به کجا بروم؟
در زمين حرم که چشم مي‌گردانم، فرشته‌هاي خدا را مي‌بينم که از آسمانها به رفيع‌ترين قله هستي پر گرفته‌اند و مي‌آيند تا در هنگامه زيارتي مخصوص حضرت رضا، نيايش کنند، و نازي بکشند و نياز بخواهند و نماز بخوانند و کوزه‌اي برگيرند و بازگردند به آسمان خود...