پنجره را باز کن پدر!
ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:

برای پدرهایی که آسمانی شدند

سلام پدر

علیک نگفته پاسخت را می شنوم

سلام پدر!

تکرار می کنم سلام را

-نه یک بار و دو بار، هزار بار-

سلام پدر!

و دوست دارم

هزار بار،نه هزار هزار بار

صدای پاسخت را بشنوم

مثل همان روزهایی که

به لبخند پاسخ می دادی

و من می توانستم حرف به حرف پاسخت را

از لابه لای خنده ات بیرون بکشم

سلام پدر!

پنجره را باز کن

ببین

به مبارک باد آمده ام

روزت را

و می خواهم

-پراشتیاق-

ببوسم رویت را

دست هایت را کم نبوسیده ام

و پاهایت را نیز

که به من رسم راه رفتن آموخت

این بار اما

می خواهم رویت را ببوسم

که شکوه آبرو دارد

سلام پدر

پنجره را باز کن

و از آسمان

به زمین نگاه کن

ببین چشم هایم را

که چشمه شدند

و دست هایم را

که بال شدند

و دلم را

که بی پر و پریدن

به تو می رسد

من لب هایم را به او سپرده ام

تو هم گونه ات را به او بده

بگذار به جای من

چهره ات را زیارت کند

بگذار

بنشیند و یک دریا نگاهت کند

تا وقتی باز می گردد

یک بهار برایم ببارد

آن وقت هزار در هزار گل

شکوفا خواهد شد

که هر کدام عطر تو را خواهد داشت

و زمین

پر طراوت خواهد شد

و من هزار باره

به یادت صلوات خواهم فرستاد

و فاصله میان زمین و آسمان را

به تلاوت فاتحه

درخواهم نوردید...

 

 خراسان رضوی - مورخ شنبه 1391/03/13 شماره انتشار 18134 /صفحه۶/جامعه