فرصت انتخاب
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

در دشت هر چه صدا کني، بازخوردي ندارد. هرچه اين صدابلندتر باشد باز هم بازخوردي ندارد. براي داشتن بازخورد صدا بايد کوههايي را يافت، رفيع و آنگاه حتي به آرامش سخن گفت و بازتابش را فهميد. در جامعه هم براي اينکه صداي ما بازتابي داشته باشد بايد دشت‌ها را پشت سر گذاشت و درميان انبوه جامعه که از هر کوهي سترگ‌ترند لب به سخن گشود و آنگاه بازخوردش را مشاهده کرد. اين واقعيتي است که هم سياست‌نويسان و سياست‌گذاران ما بايد بدان وقوف داشته باشند و هم اهل قلم ما. چرا که به تجربه ديده‌ايم بسياري سخن نيکو داشته‌اند، گفته‌اند و نوشته‌اند اما هيچ بازتابي نداشته است و کساني هم سخني با عيار پايين‌تر عرضه کرده‌اند و پاسخ وسيع دريافت داشته‌اند. در ماجرا که دقت مي‌کنيم مي‌بينيم آنها نيکو نواخته‌اند اما در دشت و اينها در ميان کوهها آواز داده‌اند و نتيجه مشخص است.
به هرحال براي رفتن به سمت «مشارکت حداکثري» «بايد حداکثر» تلاشمان اين باشد که سخن مناسب و برنامه مناسب را در زمينه و زمان مناسب طرح کنيم تا به نتيجه برسيم.
نکته قابل توجه ديگر اينکه آدم وقتي در خانه‌اي مي‌نشيند معمولا ديوار خانه را پايان جهان مي‌پندارد، حال آنکه پشت آن ديوار هزار هزار فرسنگ راه مانده است و زمين کروي شکل اصلا پاياني ندارد، با اين حال بعضي از گروههاي سياسي ديوار حزب و گروهشان را پايان همه چيز تصور مي‌کنند و برتافتن اين مسئله که آنسوي حزب و جناح آنها هم هستند کساني که بايد عرضه شوند، خيلي مشکل است. خيلي مشکل، اين هم در جاي خود از موانعي است که فراراه مهندسي «مشارکت حداکثري» ايجاد مي‌شود. حال آنکه هر جناحي بايد بداند براي رسيدن به فرداي بهتر براي اين ملک همه توانها بايد در کنار يکديگر قرار بگيرد نه رودرروي هم چنانکه ديديم و نتيجه‌اش را هم ديديم،
سومين نکته نيز اينکه مردم معمولا با کسي احساس همذات‌پنداري مي‌کنند که او هم خود را همذات مردم بداند والا با «از ما بهتران» مردم نمي‌توانند احساس همذاتي و هم‌راهي داشته باشند و هم‌رايي. حتي در تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني هم مي‌بينيم که معمولا برنامه‌ها و نقش‌هايي گل مي‌کنند که مردم در رفتار و کردار آنها رفتار وکردار خود را مي‌بينند و حتي آن برنامه و سريال هراسمي مي‌خواهد داشته باشد، مردم اسم کسي را مي‌گذارند که با او احساس خودماني مي‌کنند، از برنامه‌هاي طنز گرفته تا برنامه‌هاي جدي حتي سريال هاي «نبرد ديگر» براي مردم «حاج رسول رستگاري» بود تنهاترين سردار «امام حسن» ولايت عشق «امام رضا» در پناه تو «مريم و محمد منصوري» زير آسمان شهر«خشايار» و «نقطه چين» اردل و بامشاد و خانه به دوش «ماشاءا...» بودند ساخت ذهني مردم به گونه‌اي است که همذات خود را ترجيح مي‌دهند و با او زندگي مي‌کنند در انتخابات گوناگون هم معمولا مردم کسي را بر مي‌گزينند که با «آنها» مشابهت بيشتري داشته باشد. پس بايد کساني به ميدان بيايند که مردم در قامت آنها آرزوهاي خود را ببينند.
ضلع ديگر اين شکل هندسي اين است که حضور هزار نفر هم از يک گرايش هرگز معناي تکثر نمي‌دهد، بلکه همه آنها از يک راي هستند و براي جمع کردن همه راي‌ها بايد سبدهاي گوناگون مطابق آراء گوناگون گذاشت و باور داشت که مهمتر از اينکه آراء به کدام سبد ريخته مي‌شود اين است که مجموع همه سبدها به حساب جمهوري اسلامي ايران منظور مي گردد و اين خيلي مهمتر از اين است که چه کسي راي مي‌آورد. پس بايد زمينه را براي ظهور صاحبان آراء و سلايق گوناگون فراهم کرد تا زمينه حضور مردم هم فراهم آيد.