باید زمینه را برای مدیریت جوانان فراهم کرد
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ خرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
سردار سرتیپ مصباحی:
باید زمینه را برای مدیریت جوانان فراهم کرد
 
 
 

باید زمینه را برای سپردن مدیریت ها به جوانان امروز فراهم کرد. این مطلب را سردار سرتیپ پاسدار مجید مصباحی با اشاره به واگذاری مسئولیت ها در دفاع مقدس به جوانان مطرح کرد. او که در جلسه انصارالمهدی(عج) به یاد شهیدان رجبیان سخن می گفت، از شهید و شهادت گفت و از نیاز امروز به این فرهنگ. البته قبل از سردار، قاری قرآن می خواند:«لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح رجوما لشیاطین» ما آسمان دنیا را به ستارگانی که چون چرا غ های فروزان هستند آراستیم و آن ها را همچون سنگ هایی که به سوی شیطان پرتاب می شوند، قرار دادیم... و احساس می کنیم شهیدان امروز همان چراغ های آسمان هستند که بر سر شیاطین انس و جن می بارند و انقلاب را از گزندها مصون می دارند و شهیدان رجبیان نیز در این شمارند، اصلا شهید یعنی رمی کننده شیطان نه با سنگ که با خون و... این پیام انگار به جلسه منتقل شده است و در چشم ها می توان طلوع ستاره ها را یافت...

پس از قرائت جان نواز آیاتی از قرآن، نماهنگی پخش می شود که پیامش از زبان مادر و همسر شهید حرف دل بچه های شهداست در روزگاری که برخی نامرادی ها دارد رسم می شود برای بعضی ها. از سهمیه ها می گویند از امتیازات اما حرف ما به آن ها این است؛

این زندگی قشنگ من مال شما

ایام سپید رنگ من مال شما

بابای همیشه خوب من را بدهید

این سهمیه های جنگ من مال شما...

اصلا همه چیز مال شما؛ همه چیز؛ما هیچ نمی خواهیم. حسبناالله و نعم الوکیل...

 

دکتر رجبیان از پدر و برادر می گوید

پس از پخش نماهنگ، دکتر رجبیان آغاز سخن می کند و از ناصر می گوید، شهیدی که متانت، صبر، تدبیر و تفکر و... شرح زندگی اش بود. سپس کلام را به شرح پدر می کشاند که ناصر ثمره مدرسه تربیتی او بود؛ پدر اهل صله رحم بود، مهربان و بزرگ منش. با این که ژاندارم بود و همواره در ماموریت، همان روزهایی که به خانه می آمد، دست همه ما را می گرفت و راهی منازل خویشان می شد.

پدر دست بخشنده داشت و دستگیر بود از خویش و بیگانه، او خواهرشوی مرده و دو دخترش را در کنار خانواده خودمان زیر بال و پر گرفت و در همان خانه ۹۰ متری همه مان را بزرگ کرد. دکتر رجبیان می گوید: من از پدر خود تعریف نمی کنم بلکه از یک شهید سخن می گویم که پاداش زندگی زیبای خود را با شهادت از خدا گرفت. فرزند شهید از یک قرعه کشی و استخاره هم گفت: وقتی ناصر شهید شد و پدر پس از چند ماهی از ژاندارمری بازنشسته شد، هر دو نفرمان، خواستیم به جبهه برویم اما بین ما استخاره شد و قرعه افتاد و هر دو پدر را شایسته حضور در جبهه یافت و او رفت تا به قله برسد به قله شهادت...

جلسه حال و هوایی خاص می گیرد، تا مجری جوان جلسه که اهل ادب نیز هست «اخگر اسلامی» را به خاطره گویی و به قول خودش ورق زدن دفتر خاطرات شهید بخواند و این همرزم شهید ناصر نیز او را چنین معرفی می کند؛ اطاعت پذیر بود و این را ذیل مفهوم ولایت پذیری تعریف می کرد. کارها را کامل انجام می داد. اهل ذکر بود و از گفته های باری به هر جهت گریزان؛ در اوج عطش و خستگی، دیگران را بر خود مقدم می شمرد و سرانجام نیز در آخرین شناسایی وقتی مین ها پاره پاره اش کردند، او یک ذکر بر لب داشت «یا حسین». ادامه بحث را میرسعیدی پی می گیرد و از لحظات عروج شهید می گوید که دل و دیده را یک جا پرواز می دهد در هوای شهادت و....

 

نوبت سردار

جلسه روحانی است و نوبت به سردار مجید مصباحی می رسد تا از شهید و از شهادت بگوید و او چنین آغاز سخن می کند: باید زمینه را برای سپردن مدیریت به جوانان فراهم کنیم و برای این نگاه به جوان باید اصلاح شود، این فرمانده دفاع مقدس بحث را با دوران دفاع مقدس گره می زند و می گوید: بررسی کنیم و ببینیم چند درصد از شهدا را جوانان تشکیل می دادند و ببینیم فرماندهان لشکر را چه کسانی با چه مقطع سنی تشکیل می دادند، آن وقت خواهیم دید، جوانان بیست و چند ساله چه کارهای بزرگی می کردند. سردار سرتیپ پاسدار مجید مصباحی با اشاره به شیوه های دفاعی نوپدید، از رزمندگان دفاع مقدس و همه مردم دعوت می کند فرزندان خود را برای درس خواندن در رشته های مرتبط با شیوه های دفاعی تشویق کنند. وی که در جلسه انصارالمهدی(ع) به یاد شهیدان رجبیان سخن می گفت، با گرامیداشت یاد شهید ناصر رجبیان که از چهره های شاخص اطلاعات و عملیات و خبره کار شناسایی بود، تاکید کرد: امروز، پهپادها کارشناسایی را انجام می دهند و ناصرهای امروز باید با ساخت و هدایت این پرنده ها، توان و تحرک دشمن را رصد کنند. وی در ادامه صحبت های خود بر نقش رسانه در فضای امروز و دفاع از ارزش ها تاکید کرد و با نگاهی به گذشته گفت: ما در زمان دفاع مقدس مظلوم بودیم چون رسانه نداشتیم مثلاً در عملیات خیبر ما تا دجله و القرنه را گرفتیم که بازتاب جهانی نداشت اما وقتی عراق بخشی از مناطق را در پاتک ها پس می گرفت، دوربین های تلویزیونی و دیگر رسانه ها، پا به پای سرباز عراقی می آمدند و در همه رسانه های استکباری هم بازتاب داشت. وی در ادامه به شخصیت شهیدان حاج هاشم و ناصر رجبیان اشاره کرد و دلاوری، رضایتمندی، ایثار و اعتقادشان را ستود و گفت: پس از شهادت ناصر، که پدرش به میدان آمد، ما همه تلاش خود را کردیم تا حاج هاشم به کانون خطر نزدیک نشود، چون او ۳۰ سال در ژاندارمری و مرزبانی خدمت خود را کرده بود، اما انگار تقدیر حاج هاشم را آسمانی نوشته بودند و او در حالی در «مقر» به شهادت رسید که در طول ایام فقط ۲ گلوله توپ به آن مقر رسیده بود و یکی از آن ها انگار قاصد عشق بود تا بر صورت  هاشم بوسه زند و او را به ناصر برساند.

سردار مصباحی، یک زاویه دیگر هم گشود: شهدا حاجت می دهند اگر ما اهلش باشیم؛ این سخن را من به زبان های مختلف از آدم های مختلف شنیده ام و به این باور نیز رسیده ام که شهدا حاجت می دهند و قبل از همین جلسه بود که من، در حالتی بین خواب و بیداری، پدر مرحومم را می دیدم که از سبد میوه من برمی داشت و من آن میوه ها را صلوات هایی یافتم که در منزل شهیدان رجبیان به آسمان می رفت. پدر خشنود بود و من این رضایت را در جلسه شهید یافتم وباز این سخن سردار در جانم زنده شد که «ما به زیارت خانواده شهدا محتاجیم تا در زلال یاد شهدا جان جلا دهیم.» حس می کنم چقدر این جا بوی بهشت می دهد. چقدر پرشکوه است لحظه هایی که نفس می دهی به نفس خانواده شهید که خانواده خدایند....

خراسان رضوی - مورخ یکشنبه 1391/03/28 شماره انتشار 18145 /صفحه۵/خبر