شهر زنده و تعطیلی ساعت ۲۴؟!
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
نه رستوران دارم، نه کافه، نه پیتزافروشی و... و نه چیزی دیگر، اصلاً بازاری نیستم و مرا با داد و ستد کاری نیست. شهروندی هستم معمولی، مثل بسیاری از مردم. پس منفعت اقتصادی کلمه نشده است و کنار هم ننشسته تا این نوشتار شکل بگیرد. خویشاوند بازاری هم ندارم تا در این باره توصیه ای کرده باشد، من یک شهروند معمولی هستم، از قضا خویشان و دوستانم هم در این امر با من مشترک اند، اما همه ما در این شهر زندگی می کنیم، در این شهر که به نسبت دیگر شهرها، میهمان هم فراوان تر بر سفره آدمی می نشیند و چشم انسان را به جمال حبیب خدا آشناتر می کند و مشهدی جماعت هم با تکلیفی دوگانه باید حرمت داری کند، اول این که چون میهمان است و حبیب خدا، باید تکریمش کرد و دوم این که هر کس به این شهر می آید، به هر خانه ای که وارد شود، میهمان مولا امام رضا(ع) است و تکریم او واجب تر و به دیگر عبارت مشهد یک شهر ویژه است، لذا برنامه ویژه و شرایط ویژه هم می طلبد. نمی شود گفت مثلاً وقتی در تهران و اصفهان و شیراز و اهواز، ساعت ۲۴، نقطه پایان گذاشته می شود بر روز، خب! مشهد هم مثل آن ها- البته نمی دانم در اصفهان و شیراز و... اوضاع چگونه است- اما مشهد مثل هیچ جای دیگر نیست. این جا یک شهر ویژه است که به طور متوسط ماهیانه بیش از ۲ میلیون میهمان دارد. گذشته از این، امنیت سوزی، پشت پلک های بسته انجام می شود، نه وقتی چشم ها باز است، هراسی اگر هست از کوچه های خالی است نه جایی که مغازه ها باز است و آمد و شد در جریان است. پس حق بدهید از این زاویه نیز به طرح تعطیلی اصناف در ساعت ۲۴، نمره کم بدهیم. وقتی سبک زندگی ها تغییر پیدا کرده است و جبر تهیه امکانات زندگی مردمان را بر آن می دارد تا به جای یک نوبت ۲ نوبت کار کنند باید بپذیریم، مثل سال های دور نمی شود، کرکره های مغازه ها را با شب پایین کشید. چه کم نیستند شهروندانی که ساعت ۱۱-۱۰ شب به خانه می رسند و تازه می خواهند به اتفاق خانواده، سری به خیابان بزنند، غذایی بخورند و دو سه گامی با هم بزنند، اما تعطیلی پیش آمده، این فرصت را هم از آنان می گیرد... بگذریم، من به عنوان یک شهروند معمولی، با این طرح موافق نیستم، من در خیابان های خاموش و خوابیده، در کوچه هایی که به تلاش و زندگی نفس نمی کشد، احساس ترس و ناامنی می کنم و این را از مردم هم شنیده ام وقتی مغازه ها تعطیل است کمتر احساس آرامش دارند و نگاهشان نسبت به مردمی که در خیابانند، خوش نیست. حال آن که شاید زائر باشند، مسافر باشند، یا از سر کار خود برگشته باشند، اما احساس ناامنی در مواجهه با آدم ها در نیمه شب بیشتر می شود حال آن که یکی از کارکردهای اصلی که برای این طرح تعریف می کنند، ارتقای امنیت است من که بیشتر احساس ناامنی می کنم، شما را نمی دانم.

خراسان رضوی - مورخ شنبه 1391/04/03 شماره انتشار 18149 /صفحه اول و ۶/جامعه