قرص نان، تخت خواب 12 ميليوني و انتخابات
ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٦ دی ۱۳۸۳   کلمات کلیدی:

 به جايي برنخورد، اصلا بگذار بربخورد به صداي بلند مي‌گويم حالم دارد به هم مي‌خورد. از آنچه مي‌بينم و مي‌شنوم. ديشب يک نفر جلوي يک بنده خدايي را گرفته بود و گفته بود، من کارگر روزمرد هستم. سر همين گذر هم مي‌ايستم. امروز کاري به تورم نخورد. آقايي کن و پول دو تا قرص نان به من قرض بده. فردا شب، اگر سرکار رفتم بهت پس مي‌دم، تعجب نکنيد، او «نه» معتاد بود نه ولگرد. يک «کارگر» بود، با دستان پينه بسته از همان جنسي که «پيامبر» دستشان را مي‌بوسيد اما امروز ...
دنبال کاري گذرم به خيابان سناباد افتاد آنجا «تخت‌خواب»هايي ديدم به قيمت يک ميليون و دويست و پنجاه هزار تومان. گفتم: چقدر «گران»، همکارم گفت: کجاي کاري؟ در جاده شانديز تخت خواب دوازده ميليون توماني هم به فروش مي‌رسد، دوست ديگري از سرويس ناهارخوري 85 ميليون توماني مي‌گفت و...
اين صحنه‌ها را در يک سرشب ديدم و شنيدم، باز دلم آشوب شد. حالم به هم خورد. نمي‌توانم مسائل از اين دست را هضم کنم، نمي‌توانم، ياد شهيد حميد باکري بخير، کاش ما هم رفته بوديم، کاش، ببخشيد اگر واژه‌هايم پريشان است. تقصير از من است از دل من که پريشان است، مي‌خواستم در ادامه نوشته قبلي که با عنوان فرصت انتخاب که سه‌شنبه 22 ديماه جاري در صفحه آخر روزنامه درج شده بود مطلبي بنويسم مخصوصا که چند تن از شهروندان در تماس با نگارنده اظهار لطف و نظر فرموده بودند. يکي مي‌گفت: مردم بزرگ شده‌اند، ديگر بازيهاي کودکانه فريبشان نمي‌دهد. آنها خوب مي‌دانند پشت برخي طرح‌ها و لوايح و برنامه‌ها چيست. او مي‌گفت باور کنيد تنها عاملي که مردم را باز به پاي صندوقهاي راي خواهد کشاند، «عدالت» است، عدالت، مردم تشنه عدالت هستند. او اصرار داشت که به تاکيد از مسئولان بخواهيم با صداقت، صراحت، شجاعت و عدالت با مفاسد سياسي و اقتصادي برخورد کنند. با صداقت اطلاع‌رساني کنند، با صراحت حقايق را با مردم در ميان بگذارند، با شجاعت براساس عدالت عمل کنند، آن وقت مردم حتي اگر گرسنه هم بمانند باز روز انتخاب، جواب همه دنيا را با سر انگشت آبي مي‌دهند با علامت پيروزي،
ديگري مي‌گفت: محاکمه دانه‌درشتهاي فساد که رهزن دين و ايمان و حب انقلاب و وطن شده‌اند و اعمال عدالت براي آنها مي‌تواند باعث شود که دگرباره درختهاي دوستي در کنار نهر اعتماد به بار بنشيند. او معتقد بود، مفسدان اقتصادي و سياسي که به ناحق خود را به انقلاب آويزان مي‌کنند مفسد في‌الارض هستند و چه فسادي بالاتر از بدبين کردن مردم به دين و انقلاب و سست کردن تعلقات ملي،
سومي هم مي‌گفت شعور ملت آنقدر بالا است که با شعارها به بازي گرفته نشود. مردم آنقدر فهيم هستند که عيار صداقت وعده‌هايي را که امروز کانديداها مي‌دهند بفهمند پس آقايان صادقانه برنامه‌هاي خود را عرض کنند لطفا.
در سطح جامعه هم که مي‌گرديم و به صحبت‌هاي مردم در صف نانوايي و اتوبوس و تاکسي و کوچه و خيابان که گوش مي‌دهيم مي‌بينيم انتظار آنها از نظام پالايش حقيقي و انقلابي پيچک‌ها از درخت انقلاب است و حاکميت هم بايد هزينه آن را با جراحي هرچند دردناک خويش بپردازد و غده‌هاي بدخيم فرصت‌طلبي و افزونخواهي و رانت‌خواري را از تن «بدرکنند» تا بتواند اعتماد مردم را «برکشد».
رهبر فرزانه انقلاب، راهبرد انتخابات را مشارکت حداکثري اعلام کردند و وظيفه اهل قلم است که در اين راستا تلاش کند مثل آينه واقعيت‌ها را بازبتابانند و تکليف حکومت است هزينه جلب مشارکت حداکثري را با صداقت، صراحت، شجاعت بر مبناي عدالت و براي احقاق حقوق مردم بپردازد. اگر قرار است که مردم براي حکومت هزينه بدهند -که هست- بايد اين قرار را هم پذيرفت که حکومت هم هزينه بدهد براي احقاق حق مردم و به فعليت رسيدن عادلانه استعدادهاي آنها. حاکمان هم نه در شعار که در عمل بايد فزونخواهان را از خود برانند و همه مردم را به يک ديده بنگرند، عادلانه. درباره ضرورت حضور در انتخابات و چگونگي آن بازهم سخن خواهيم گفت...