درست بخریم، هدفمند مصرف بکنیم
ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۱   کلمات کلیدی:
 
 
سونامی که فلان کشور را فرا گرفت، از مردم خواسته شد به دلیل کمبود امکانات فقط به اندازه نیاز خرید کنند و... به نظر شما نتیجه خبر کمبود و درخواست دولت چه بود؟ زحمت نکشید، به بازار امروز خودمان و ولعی که انگار برای همیشه سیر شدن را از ما گرفته است نگاه نکنید، مردم آن کشور، با درک درست از شرایط، فقط در شرایط اضطراری راهی مغازه ها می شدند به گونه ای که همان مقدار کم امکانات هم زیاد آمد، بحران گذشت، زمستان مشکلات هم گذشت اما مردم آن کشور هم سربلند و هم روسفید بیرون آمدند از این امتحان مدنیت و انسانیت، اما... حالا به خودمان نگاه کنیم و به بازار گوشت مرغ و... نه سونامی آمده است و نه قرار است بیاید فقط چند صباحی است که به دلیل برخی بی تدبیری ها و ضعف مدیریت ها و مسئولیت گریزی های برخی ها، بازار مرغ دستخوش ناملایماتی شده است آن وقت ما که در ادعا، هیچ کس را چون خود نمی دانیم به شرایطی دچار شده ایم که نگو و نپرس، انگار باید یک خیابان آینه شود تا ما خود را در آن ببینیم اما این دیدن ما را به خود خواهد آورد یا همچنان، پر ولع هر روزه صف نشین مغازه های مرغ فروشی خواهیم بود و از همه طلبکار که چرا کامیون مرغ تعزیراتی دیر می رسد و پرادعا همه را متهم خواهیم کرد که برای وقت مردم ارزش قائل نیستند حال آن که این خود ما هستیم که برای خود و وقت خود، بهایی چنین اندک قائلیم. اما آیا به راستی نمی شود با هدفمند خرید کردن و مدبرانه و مومنانه مصرف کردن این پیچ ایجاد شده را پشت سر بگذاریم باور کنید آدم خجالت می کشد وقتی تصاویر صفوف انبوه مردمانی که جلوی مرغ فروشی ها به انتظار ایستاده اند را در سایت های خارجی می بیند و... قصد تبرئه کردن مسئولان و متهم کردن مردم را ندارم بلکه بخش اصلی تقصیر این ماجرا به عهده برخی مسئولان است که اگر حسابی باشد باید در همین دنیا پاسخ گو باشند و در آن دنیا هم به قطع یقه آنان را جلوی محکمه عدل الهی خواهند گرفت. اما مسئله این است که ما شهروندان می توانیم با کمتر خریدن و درست مصرف کردن و مدیریت تغذیه خود اجازه ایجاد خیلی از مشکلات را ندهیم. ما می توانیم کم بخریم تا برای هر روز خریدن، کالا باشد. اصلا چه معنا دارد که یک خانواده ۲ نفره بیایند چند عدد مرغ بخرند. مگر آنان چه قدر می توانند بخورند؟ چرا باید مرد و زنی که با بچه چهار ساله خود یک خانواده ۳ نفره را تشکیل می دهند از صف با ۸ عدد مرغ بیرون بیایند مگر چه قدر می توانند بخورند چرا خانواده هایی که مصرف گوشت مرغشان پایین است و گاه یاد مرغ هم نمی کنند، اما به محض به وجود آمدن شرایط جدید راهی خیابان و مغازه مرغ فروشی می شوند؟ اصلا چرا وقتی به هر دلیل کشور با کمبود کالایی مواجه است، ما به جای این که کمتر بخریم تا شرایط عادی شود، بیشتر می خریم تا مسئله به حالت بحرانی برسد؟ آیا این رفتارمان را به محک دیانت و ملیت و انسانیت و حتی شهروندی کشیده ایم؟ بر این رفتار چه اسمی می شود گذاشت یا این که برخی ها در صف مرغ می ایستند تا چند تایی بگیرند به قیمت تعزیراتی و باز بفروشند به قیمت «سیاه» را چه می شود نامید؟

آیا با این شرایط نباید دردمندانه این بیت حافظ بزرگ را همه با هم بخوانیم که:

گر مسلمانی همین است که حافظ دارد

وای اگر از پس امروز بود فردایی...

و چون فردایی هست، این برنامه ریزی و مدیریت و تدبیر بازار و وای شهروندان که نه تنها رونق که آبرو هم از مسلمانی می بریم، وقتی کتاب زندگی را «بدین نمط» می خوانیم حال آن که دین ما، همواره از بی تدبیری در خرید، پرخوری، اسراف، احتکار و... بی اخلاقی های اقتصادی و شهروندی و... پرهیز می دهد، ما اما انگار گوش نمی کنیم. در دیگر کشورها، مردم در مشکلات برادر هم و یاور کشور خود هستند ما اما می خواهیم لقمه را از دهان هم بیرون بیاوریم و مشکل افزای کشور شویم ببخشید، بی پروا آینه گردان یک ماجرا شدم. رمضان آغوش گشاده به سوی ما آمده است، لااقل به احترام ماه خدا، با تدبیر خرید کنیم. هدفمند برنامه ریزی و مومنانه مصرف کنیم و از خارجی ها «علم چگونگی شهروندی» را یاد بگیریم و شهروند شایسته ای برای کشور خود باشیم....

خراسان - مورخ یکشنبه 1391/05/01 شماره انتشار 18173 /صفحه۲